تخریب مسجد ابوحنیفه و خدمت به نظام

تاکنون این چندمین بار است که خبرهایی در زمینه تخریب مساجد و مراکز عبادی اقلیت های دینی در ایران می شنویم. بیاد دارم شروع این داستان ها از نزدیک به دو دهه قبل در مشهد و کوچه خامنه ای با مسجد عمر بود. بعد ها ظاهرن مد و رسم شد که یک شبه بجای بنای مسجد یا پارکینگ بنا کنند و یا پارک. بعد ها من در برخی موارد دیگر هم می شنیدم که هر از گاهی گروهی از دلسوزان برای جلوگیری از فرق ضاله و غیر ضاله مراکز آن ها را تخریب کنند.

البته این فرق گاهی دامنه اش به مسیحیون هم کشیده شده است که نمونه ساده اش را می توانم در مورد کلیسای آنها در پشت بنای جدید صدا و سیمای مشهد در باغ ملی این شهر ابراز کنم که رسمن برای زمین کلیسا مدعی پیدا شد و یک باره مشخص شد کلیسایی با آن قدمت بر زمین غصبی ساخته شده که با سرعت تمام این زمین به مالکان اصلی آن برگردانده شد.

اما این تجربه در مورد درویش های نعمت الهی هم بدست آمد من در بروجرد و قم شاهد بودم که چطور یک پارکینگ مناسب به جای حسینیه در کوتاهترین زمان ممکن ساخته شد. همان جا هم بیاد دارم، بودند کسانی که دوست داشتند این بخشی از سیاست نظام نباشد که شاید هم نبوده و نیست اما مگر جز این است که این عدم اقتدار در کنترل نیروهای خود سر می تواند جزو ضعف های یک سیستم به حساب آید؟.

به هر حال همان دلسوزان ناعاقل و کسانی که تعبیرشان این است که با حذف صورت مسئله بی شک سایه امنیت را برای نظام ایجاد کرده اند اینک  مسجد و حوزه علميه امام ابوحنيفه عظيم آباد زابل را تخریب کردند.

باز هم دوست دارم که امیدوار باشم که در نظام همه این گونه فکر نمی کنند و می دانم برای این تخریب ده ها دلیل نظیر پایگاه علیه نظام و مرکز جاسوسی و شایدم ریگی و القاعده را مجریان برای رده های بالاتر آورده اند که بتوانند بلدوزر ها را به جان این مکان بندازند. اما فراموش نباید کرد. آیا ضعف از نیست که با وجود مراکز این چنین، دیگرنمی توانیم چنان جلوه ای از باورمان را ارائه کنیم که موجب جذب و ترویج بیشتر شود. پس مجبور به حذف می شویم؟

عاقلان باید بدانند این اقلیت دینی که ما راجع به مسجدشان صحبت کردیم. اگرچه بخشی از جمعیت دو میلیون و چهارصد هزار نفری استان سیستان و بلوچستان را تشکیل می دهند اما عمده جهان چند میلیاردی اسلام از همین اقلیت هستند.

عاقل باشید.

Advertisements