در برابر تو

دست هایم را در هم گره می کنم. نفس ام را با چشمانی بسته فرو می دهم:

من امروز در برابر تو سر فرود می آورم و باور می کنم که خالق یکتای من تویی.

برای حمایتت که می توانم کوچک باشم اما کوچک فکر نکنم سپاس.

1 دیدگاه برای «در برابر تو»

  1. پر و خالی شدنهایم چه زیباست
    چقدر این عشق بازی پرتمناست
    یکی با من صدا میکرد یا رب
    صدای یاربش اینک چه تنهاست
    زمانی غرق شوق وشعف و شوریم
    تو گویی این هوس یک عمر با ماست
    زمانی سرد سردیم از جهالت
    که این هستی کتابی یا الفباست
    چو چشمم بیند این دنیا همه تو
    زهرذره نشان از تو هویداست
    دمی دیگرببینم این جهانت
    پراز چون وچرا چون یک معماست
    زمانی خوانمت زیبا نگارا
    دمی دیگر حدیث قهر و دعواست
    دمی شادیم و یکدم بیقراریم
    خدایا این چه شور و حال و غوغاست ؟
    تو درگوشم به آرامی سرودی
    نترس از این هیاهویی که برپاست
    بیا طفل خراب آباد عشقم
    مگو این طفل بی دست است و بی پاست
    قدم بردار اگر حتی به سختی
    که سختی حیله شیطان بدخواست
    امید من برای فتح این عشق
    همین خالی شدنها پر شدنهاست

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s