ما فقط، فقط ما یا چوب خدا صدا نداره

هان دیدی؟ دیدی این همه مردم مارو اذیت می کنی خدا چه بلایی سرت مردمت آورد؟ حالا دلم خنک شد. با ما هر کی در افتاد ور افتاد. بیبین مردم نئورلانت چطوری آواره کوه صحرا شدن حالا هی مارو بچزون. فهمیدی؟
ما الهی هستیم فرق ما با شما اینه که ما دولت ظهور و نوظهور هستیم و شما دولت پدر سوختن هااا.

Advertisements

مغز فندقی با شکلات اضافه

شكارچيان درون يك نارگيل را خالي كرده و آنرا با ريسماني به درخت آويزان نموده و يا بوسيله چوب و ميخ در زمين پنهان مي كنند. در انتهاي ناركيل شكافي كوچك ايجاد كرده و درون آنرا با مقداري ميوه شيرين پر مي نمايند. اين سوراخ به اندازه كافي بزرگ است كه ميمون بتواند دست خود را داخل آن كرده و ميوه را خارج كند. ولي يك مشت بسته نمي تواند از آن خارج شود. ميمون بوي ميوه را استشمام كرده ، بسوي نارگيل آمده و دستش را داخل شكاف مي كند تا ميوه را به چنگ بياورد. ولي ديگر قادر به بيرون آوردن دست خود نمي باشد.

مشت گره كرده از ميان دهانه سوراخ نمي گذرد. هنگاميكه شكارچيان سر مي رسند ميمون هراسان شده ولي نمي تواند فرار كند. كسي ميمون را به دام نينداخته مگر نيروي وابستگي خود وي به نارگيل. تمام كاري كه او بايد انجام دهد اينست كه دستش را بگشايد اما نيروي حرص و طمع در ذهن ميمون آنقدر زياد بوده كه بندرت ميمون مي تواند خود را از آن برهاند.

در برابر تو

دست هایم را در هم گره می کنم. نفس ام را با چشمانی بسته فرو می دهم:

من امروز در برابر تو سر فرود می آورم و باور می کنم که خالق یکتای من تویی.

برای حمایتت که می توانم کوچک باشم اما کوچک فکر نکنم سپاس.