سعادت استفراغ

سرم را در کاسه توالت فرو کرده ام. هیچی لذت بخش تر از این نیست که غذایی را که با لذت 3 ساعت پیش خوردی فقط با لذت استفراغ کنی تا نفست بالا بیاید.

کو دهانی بسته ماند

اين دهــان بستي دهــاني باز شـــد
كـو خـورنده‌ي لــقمـه هاي راز شـــد 
لــب فـروبــند از طـعـام و از شـــــــراب
ســـوي خوان آسـمــاني كن شـــتاب 
گـر تــو اين انبان ز نـان خــالي كـــني
پـر زگـــوهــــر هـــاي اجــــلالي كـــني
 طــفل جـان از شـير شــيطان بــاز كن
بــــعـــد از آنـــش بـا مـــلك انـــباز كــن 
چند خوردي چرب و شيرين از طـعــام
امـــتحـــان كــن چـــند روزي با صــيام
 چــند شــب ها خواب را گشتي اسير
يــك شـــبي بــيدار شــو دولـــت بـگير 
مثنوي معنوي – مولوي
هیچ زیباتر از صبح های ماه رمضان و کودکی در کنار مادر و پدر سراغ ندارم. هیچ. هیچ. برای آن که مثل من دلش سنگو تاریک  نیست رمضان مبارک.
صدای خوب شجریان را میهمان من باشید: این دهان بستی دهانی باز کن.