نشستم بر لب جوی و گذر عمر بدیدم

3 دیدگاه برای «نشستم بر لب جوی و گذر عمر بدیدم»

  1. فرصت ها مي آيند و ميروند همچون آب روان درون جوي و نگاهشان مي كنيم گاهي… فقط نگاه…
    به رسم ادب از همه كساني كه دوستشان دارم خداحافظي كردم در اين ديار … خدا نگهدار تو باد همين…

  2. این اهنگ چندین ماه زنگ موبایلم بود
    یاد اون روزهای پر خاطره افتادم
    روزهایی که گذشتند
    تکه هایی از عمر

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصاتِ خود را پر کنید یا برایِ ورود رویِ نقشک‌ها کلیک کنید:

نشان‌وارهٔ WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر )

درحال اتصال به %s