همش زير سر حكومت نيست

تاكسي تاكسي متر روشن نمي كنه. سوپر سر محل شير رو با سر جهازي ميده. تير آهن و يارو تو انبارش قايم مي كنه. پدر به پسرش دلالي ياد مي ده و هر كي هر كار دلش مي خواد مي كنه. بابا همش گردن اون يارو كه نيست كه. چرا خودتونو راحت مي كنين؟

 

از آدم تا آدم

آدمي زاد هنر خلقت است. اوست كه فرصت ها را به تهديد و تهديد ها را به فرصت تبديل مي كند. اوست كه مي تواند بيش از آنچه خيال مي كند مي فهمد سعي در فهميدن داشته باشد. اوست كه بايد بداند. هر لحظه هديه اي است از طرف خدا.

آدمي!

لاجرعه مرا سركش من هم فلسفه اي دارم يا خالي و يا لبريز…

نگاه كردن توام با عذاب

يكي از نكته هايي كه من از روزهاي قديم نديم يادم مياد اين هنر نگاه كردن ما ملته. واي ميستيم تا يكي به يكي ميزنه نگاه مي كنيم. زن و شوهر دعواشون ميشه نگاه مي كنيم. يكي يقه يكي رو مي گيره زود ترمز دستي رو مي كشيم نگاه مي كنيم.

يادم بود بنويسم كه روز درگيري دور ميدون پارك تقريبن اكثر حاضرين پارك روهايي بودند كه بعد از ظهر جمعه اي را مي خواستند سر كنند و ماجراي هيجان انگيز ديدند و خب هزينه اش هم كتك بود كه به سلامتي خوردند. من با اون گروهي كه با فكر آمدند و حرف زدند كاري ندارم.

من احساس مي كنم بايد براي خواسته ها دانسته گفت؛ دانسته فكر كرد و دانسته عمل كرد.

شايد اگر با اون تجمع بي در و پيكر اين داستان انجام نمي شد اونهايي هم كه خواسته داشتند در اين بل بشو گم نمي شدند و مي توانستند بي خشونت خواسته ها را طرح كنند.

يه نكته هم براي برادران اهل امنيت و پليس و از اين حرف ها دارم:

كتابي هست به نام فونتامارا داستان اين كتاب در مورد يه روستايي است كه در اثر يك اشتباه تبديل به يك انقلابي ميشه. گفتم بخونيدش خوبه.

مي گم 7 تير رو اگه اهل برنامه و هدف نيستين جان مادرتون بشينين خونه فيلم سينمايي نگاه كنين اسمش سرعت بالا است !! حالشو ببرين.