آموزش و آميزش

با توجه به افزايش ميزان ت ج  اوز و سكس اساتيد در دانشگاه ها وين پس بجاي كلمه محيط آموزشي از محيط آميزشي استفاده كنيد.

اينم اس ام اس تازه و تو بورس بود

بازی برد برد و قربونم بری خاویر یا زنجان خبری نیست

اردوان روزبه / روز هشتم

ardavan.roozbeh@gmail.com

 با این بسته بازی هایی که می بینم، آخر یکهو یکی از این بسته ها که رد و بدل می شود وسط راه وا میشه یا نخش پاره میشه و خر بیار باقالی بار کن. برادر خاویر سولانا بسته پنج به علاوه یک رو باز ورداشت آورد و گفت همین که هست و به هر حال فعلن بازی ما برد برد است. خب می دونید که ما هم از این باد ها نیستیم که به این بید ها بلرزیم. اما سرمون دیگه در نمیاید. سعید حجاریان می گه داره ازهم می پاشه. قبلن هم که مهاجرانی می گفت که خورشیدش داره افول می کنه. اما من احساس می کنم یه جای کار کمیتش لنگه. یعنی هم وایستادن آینه به دست فاطی کچل سرشو می بست.

فضل خدا چیزی که تو این کشور ما تا دلت بخواد زیاده تئوریسنه، همه خوب شعار می دن. همه خوب بلدن بگن سرته اش کنیم از این وری بذارین اون وری. پایینیی رو بکنین بالا. بالایی رو ببرین پایین، اما دریغ از یکم توکون توکون خوردن (مشهدی بود). خلاصه فعلن یکی جلو دو تا عقب ما کم کم داره می شه سه تا عقب. شاهد مثال:

می گن یکی از هم ولایتی های من آمده بود جلوی اداره پست و گفته بوده که میرزا بنویس یه نامه براش بنویسه به مادر و خلاصه بگه که از روزی که آمده تهران چند بار تصادف کرده و چند بار جیبشو زدن و یه دوبار از بلندی افتاده. نامه تمام که میشه میرزا بنویس شروع می کنه به خوندن و همشهری ما زار زدن. میزرا میگه: ای بابا، اینا همونایی بود که خودت گفتی و من نوشتم. همشهری می گه: والا من مدانستم بدبختم اما نمدانستم دیگه اینقده بدبختم.

بگذریم. روز جمعه ما داشتیم سر ظهری می رفتیم خونه غضنفر اینا از میدون پارک ملت مشهد داشتیم رد می شدیم دیدیم چند گروه دارند به صورت کاملن دل سوزانه چند گروه دیگر را نوازش می کردند. من البته شاهد بودم، همه با هم رفاقتی طی کردند فقط من نمی دونم چرا بعضی ها عمدن خودشونو می زدن به میله ها، فرصت طلب همیشه هست. بگذریم.

من تازگی ها به این نکته برخوردم که، زنجان آب و هواش حرف نداره. آخه داشتم روی یوتیوب یه فیلم می دیدم که مثکه یکی از دوستان از زنجان اونو گذاشته اون بالا و من کلی از دیدن این فیلم به شعف آمدم. اما نمی دونم چرا این دانشجو های زنجانی از این فیلم خوششون نیامد و چند روزی باز نعمت زوالی کردند اعتراض و از این حرف ها. خب بابا استاد دانشگاه هم دل داره دیگه شما ها چرا شلوغ می کنین. نمی دونم تازه گی ها مد شده زود فیلم های پیشنهادات سازنده درز می کنه بیرون. یعنی من می گم اگه بگیرین این هایی که این فیلمهای موبایلی رو به دست این و اون می دن، دیگه بیچاره معاون دانشجویی دانشگاه زنجان رو سر هیچ و پوچ تعلیق نمی کنن. به نظرم اشکال از اون نازنین نیست که تو اتاق کارش در دانشگاه می خواسته کمی صمیمانه تر با کسی صحبت کنه. اشکال از اون آدم های فضولیه که به حریم خصوصی ایشون وارد شده اند و با توزیع این فیلم باعث و بانی شر شدند و دانشجویان زنجانی را انداختند تو راه پر ستاره. شاعر می گه: آهای آهای ستاره بیا که باز بهاره (این تیکه رو برای هم راهی با دانشجویان ستاره دار آمدم).

پ.ن: خوره های فیلم این فیلم رو دوباره ببینند، پیشنهاد بی شرمانه!

البته من یک طرف دیگر قضیه رو هم از چشمم این یوتیوب ور پریده می بینم که یه سولاخ درست کرده که همش همه چیز را می گذارند اون رو و امنیت و آسایش خدوم مردان را بر هم می زنند. اون از عباس پالیزدار که میاد اون بالا و حرف هایی می زنه که من سرمو زیر پتو هم بکنم و برم زیر تخت، تو دلم هم نمی گم. این  هم از فیلم حریم خصوصی بنده مومن خدا.

پیشنهاد: در راستای مبارزه با تهاجم فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی و پلیسی و کمی هم عشقی اقدامات زیر را برای بهبود کیفیت اعلام می کنیم:

یک. ممنوعیت ورود هر دانشجو به محیط دانشگاه در ساعات غیر اداری، تازه اونم با موبایل دوربین دار.

دو. اعلام رسمی محیط کار برخی از بزرگواران به عنوان حریم شخصی.

سه. در مرحله اول خریدن سهام یوتیوب از گوگل با مازاد پول نفت بشکه ای یکصد و سی و خورده ای دلار. اگر نفروخت در راستای طرح تابستانه مبارزه با مظاهر فساد، اعلام مجرمانه بودن نگاه کردن به صفحه مانیتور در تابستان چه رسد به این فیلم های یوتیوب.

چهار. افزایش نرخ گوشت تا حدود دوبرابر دیگر تا بقول آن ماجرای مشهور درد فلانت مگرفته که هم عاشقی از سرت بپره هم گشنگی.

زت زیاد. رفیق به کلک مادر