ای رهایی بخش من

آهای ای زیبا ترین صدای طنین انداز زندگی

ای منادی آزادیم، هیچ گاه صدایی به این زیبایی از هیچ سازی بر نخواسته است

ترا می خواهم. می خواهم سخت در بغل گیرمت و از شنیدن نغمه های عاشقانه ات مست شوم

انگار هیچ گاه سیراب نمی شوم از هم آغوشی با تو

فقط

آنگاه که صدای پر از احساست می آید فکر می کنم که هستم

عاشقانه می گویم

هزار بار

ترکم مکن ای بوق تلفن…

پ.ن: از دیشب تلفنم قطع شده  و مرا در جزیره رابینسون تنها رها کرد بود. امروز یکباره دیدم برگشته است این بوغ عزیز.  پس فل حال در حین بغل کردنش (تلفن را عرض می کنم) این چند خط بالا در من جوشید 🙂

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s