تلخند

این یه شوخی بود که به دستم رسید اما پشتش هزار حرف جدی. باید یه روزی از درد دیده هایم در افغانستان برایتان بگویم.

 

2 دیدگاه برای «تلخند»

  1. از نوشته هاتون لذت بردم.دعا می کنم آقای احمدی ن÷اد یادشون بره به مردم دنیا راهکار بدن برای حل مشکل غذا.خدایا به مردم دنیا رحم کن!

  2. نه !
    کاری به کار عشق ندارم
    من هیچ چیز و هیچ کس را
    دیگر
    در این زمانه دوست ندارم
    انگار
    این روزگار چشم ندارد من و تو را
    یک روز
    خوشحال و بی ملال ببیند
    زیرا
    هر چیز و هر کسی را که دوستر داری
    حتی اگر که یک نخ سیگار
    یا زهرمار باشد
    از تو دریغ می کند…
    پس
    من با همه وجودم
    خود را زدم به مردن
    تا روزگار دیگر
    کاری به کار من نداشته باشد
    ( اما تو باور نکن )
    این شعر تازه را هم
    ناگفته می گذارم…
    تا روزگار بو نبرد …
    گفتم که
    کاری به کار عشق ندارم.
    ( اما تو باور نکن )

    مرحوم دکتر قیصر امین پور

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s