چهارده ساعت در جوار رایانه

الان که داره کلم دورمیزنه، درست 14 ساعته پای این رایانه صاب مرده در حالت گ…نه بسر می برم. مغزم مشرف شده تو حلقم. درک صحیح از حالت زاغارت یافتم! (حالتی عرفانی است که بعد خواهم گفت)…

صبر می کنم، تحمل می کنم اما آخر تا کی مقاومت

اردوان روزبه – روز هشتم

ardavana.roozbeh@gmail.com

 

زلزله که این حرفا حالیش نیست. تا این لحظه که دارم می‌نویسم در جنوب غربی چین ده‌هزار کشته برجای گذاشته است. این در حالی است که نرگس (گرد باده اشتباه نگیرید با نرگس خودمان، البته این نرگس خودمان هم یه پا گرررردباد بود برای خودش، باور نمی‌کنید از سی دی فروش های کهنه کار میدون انقلاب بپرسید) چند روز پیش با مردم برمه وصلت کرد. می دونید که دولت این کشور اونقدر به فکر مردمش بود. اونقدر به فکر مردمش بود که تا امروز که بنده دارم می‌نویسم هنوز یه هواپیمای کمک‌های سازمان ملل را هم راه نداده. بان کی مون گفته: من که دیگه سرخورده شدم و گفت که او هنوز نتوانسته است با ژنرال «تان شو» رهبر برمه صحبت کند. اساس کار در این است که این تان شو خوان که هنوز کشتار بودایی‌های برمه را در پرونده درخشان خود دارد چون بلایی سر خودش و زن بچه اش نیامده احساس بدی ندارد. برای همین هم این‌ها را کار اجانب برای نفوذ می‌داند، تا اینجا سی دو هزار نفر به باد نرگش رفته‌اند.

راستی خبر دارین برنج شده کیلو پنچ هزار تومان؟ می‌دونید عامل چاقی در بین ما ایرانی‌ها مصرف زیاد نشاسته است؟ حالا حتمن باید از جلوتون وردارن و بذارن عقبتون تا بلکوم فکر اون شکم باشید؟ (من چون می‌دونم برخی تحلیل شون ضعیفه برای خالی بودن از هر شائبه‌ای می‌گم که یعنی باید برای تغییر رژیم، غذا را عوض کرد و از جلوی چشم برداشت و ایضن به مناسب ترین حالت یعنی پشت سرگذاشت) حالا فکر می‌کنید فقط دنیا آبستن این حوادث بود؟ نه. در آمریکا هم سه توقان مثل سگ پاچه مردم را گرفت و از آن طرف دیگرتر هم لبنان شد جایی که دلبر خونه داره. فواد سینیوره گفت وای اگر دستم به حسن نرسه. حسن گفت دستت به دو جام نمی رسه دومیش یقمه! از اون طرف اون طرف تر خبر می رسد که یه دوتا بلای دیگه تو راه است. این دنیا رو معلوم نیست کی آبستن کرده، حالا این آبستنشه وای به زایمانش.

اما بریم تو. نرح سود بانکی به زودی اعلام می شود و بانک‌ها باز هم به روش خودشان همان نرخ قبلی را کشف می‌کنند. دولت هیات امنای حساب ذخیره ارزی را منحل کرد (آفرین! احسنت حظار. آدم باید اصراف نکند. وقتی چیزی که وجود ندارد دیگر هیات امنا می‌خواهد چه کار. بازم تشویق حظار) خط فقر؟ آ جان یکی اون بچه رو ساکت بکونه سیییر… تا وسط حرف خرس رمال نپره. (شهر قصه باب سوم). بعععله داشتم چی می‌گفتم. الف بن اب نابن که با اوبن منل ابن ابینا، بوبن بیبنا!

این درس را نگه دارید و بذارید من از سردار کوله پشتی، ببخشید رادان هم یادی کنم. آخه من همیشه از دیدن کوله پشتی‌هایی که بر بچ تو راسته ولی عصر می‌ندازن سر شونشون یاد سردار می‌افتم. این ربطی به برنامه این فرزاد حسنی فرصت طلب نداره. ایضن هر وقت سردار را می‌بینم یاد کوله پشتی می‌افتم. به این در علم ساختار شناسی محیطی و علم هرمونتیک بطئی می‌گویند: ارتباط اینتراکتیو با نون اضافه. سردار اعلام کرد، ما گشت‌های ارشاد رو دو برابر کردیم.

سردار!خداییش کار خوبی کردی چون می‌گن مردم برای بازرسی ساک خریدشون دم پاساژها باید ساعت‌ها تو صف وای می‌ستادن، حالا کارشون زودتر راه می‌افته. ها قربونت، فقط همی تعداد گزمه‌ها رو بیشتر کنین ممنون می‌شم.

ای برادر صبر و تحمل کن. این درد و دل یک رئیس جمهوری با رئیس ستاد مبارزه با قاچاق اش بود، نه با مسوول دفتر نشر آثارش بود، نه یعنی با وزیر دادگستریش بود یا شایدم یک عضو دل شکسته حقوق‌دان شورای‌نگهبان و یا شاید هم سخنگوی دولتش. یکی بشنوه فک می‌کنه رئیس جمهوری همه دولتش را دعوت به صبر و تحمل کرده. نه منظورم دکتر الهام خودمان بود که چندی پیش بعد از این گیر‌های کال که مجلس به شغل‌های این عزیز داده بود، با دلی شکسته برای رئیس در آخرین سال دوران جمهوری نهم نوشت که: آقا ما اصلن بریم دنبال کارمون. او نیز در پاسخ گفت: صبر و تحمل داشته باش و به این حرفا گوش نده.

جریان اینجا است که این روزها می‌بینم همه یکدیگر را به صبر و تحمل در برابر دایره قدرت و ذوزنقه ثروت (رجوع شود به نامه اخیر  علی رضا احمدی نژاد به جک من اشتباهی بودم) و لوزی‌های خراب کار داخل و مکعب‌های خارج در همه جناح ها دعوت می‌کنند. این وسط همه دارند به خدا پناه می‌برند.

ببخشید بد نیستا یه فکری هم برای آنهایی که از شر گوشت پانزده هزار تومانی و کرایه خانه و خناق‌های دیگر دیریست به خدا پناه برده‌اند هم فرصت شد بکنید.

پنهتو بلاه!