خدا تنها بود

هر کسی گمشده ای دارد و خدا گمشده ای داشت.
هر کسی دو تاست و خدا یکی بود.
و یکی چگونه میتوانست باشد ؟
هر کسی به اندازه ای که احساسش می کنند،هست و خدا کسی که احساسش کند، نداشت.

در آغاز هیچ نبود، کلمه بود و آن کلمه خدا بود.
و خدا یکی بود و جز خدا هیچ نبود.

حرف هایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمیگوییم.
و حرف هایی هست برای نگفتن، حرف هایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمی آورند. 

و خدا برای نگفتن، حرف های بسیار داشت.
و خدا تنها بود.


هر کسی گمشده ای دارد.
و خدا گمشده ای داشت .
 

علی شريعتي مزینانی

 

 

دختري ساده تر ازهرسادگي

مانده در عشق پرازدلداگي
دختري از جنس شبنم جنس نور
خانه اش در سرزميني دور دور
دختري عاشق ترازپروانه ها
قصه اش زيباترين افسانه ها
دختري تنها به دنياي شما
رهگذار كوچه و پس كوچه ها
دختري خسته از اين نيرنگ ها
قلب معبودش ز جنس سنگ ها
دختري در ارزوي يك نگاه
خوش طپيدن در ميان يك نگاه

فکر می کنید حل خواهد شد

این روزها می بینم خیلی از دوستان لینک فلاشی را برای هم می فرستند که به نظرم طنز تلخی است. لحظه شمار پایان ریاست جمهوری احمدی نژاد.

فکر می کنید اگر ما به آینده نیدیشیم و جز عیب و آک به هیچ نپردازیم واقعن بعد از پایان ریاست جمهوری این بنده خدا چه اتفاقی بنا هست بیفتد؟ اشکال این جاست که ما سهیم در بازپیرایی و بهبود نمی خواهیم باشیم. چون این کار به مراتب از کاری که من امروز می کنم یعنی غر غر کردن سخت تر است.

لبنان گام بعدی بحران برای ایران

اگر در اخبار این چند روز توجه کنید. به سه خبر با یک رویکرد در مورد ایران بر می خورید. خبر اول در مورد دخالت ایران در عراق و حمایت از نیروهای مقتدا صدر در قالب جیش المهدی بود. موضوع وقتی بیخ دار شد که ژنرال پترائوس مطرح می کرد سلاح هایی ساخت ایران را از شورشیان  گرفته وتحویل دولت مالکی داده است. بعد از آن رابرت گیتس تاکید داشت که نباید گزینه حمله به ایران را از روی میز برداشت، یکی دیگر نیز در همین دستگاه دولت آمریکا گفت:  بر اساس آخرین اطلاعات به دست آمده در افغانستان شورشیان طالبان از حمایت ایران در زمینه مبارزات تروریستی خود برخوردارند.

اگرچه ایران در همان زمان مخاطب حمله ایمن الظواهری مرد شماره دو القاعده بود که چرا یازده سپتامبر را کار القاعده نمی داند، اما این هم از بار این بازی رسانه ای کم نکرد. سومین بحران نیز در پی درگیری حزب اله لبنان با دولت فواد سینیوره بود که باز هم انگشت رسانه های غرب سوی ایران گرفته شد و آنان در هر خبری ایران را حامی حزب اله معرفی می کردند.  به نقل از سابت  بی بی سی فارسی: دولت لبنان در بیانیه ای که پس از تشکیل جلسه ای فوق العاده صادر کرد نوشت: «کودتای مسلحانه و خونینی که هم اکنون در جریان است با هدف بازگرداندن سوریه به لبنان و افزایش نفوذ ایران اجرا می شود.»

در این مبان باید دید هدف از این جریان چیست؟

یکی از مواردی که به نظر می رسد، این است که داستان جنگ رسانه ای باشد که در چند سال اخیر ما کم ندیده ایم و معمول با هدف آماده سازی ذهنی افکار عمومی جهان برای موجه جلوه دادن حرکت های بعدی خوراک سازی می کند. البته حقیقت این است که این جریان سازی بی اثر هم نبوده و این خوراک رسانه ای توانسته است به فضای خشونت آمیز بوجود آمده در کشورهایی نظیر افغانستان و عراق رنگ و بوی مبارزه با تروریزم بدهد.

اما از سویی دیگر برای اهل خرد می تواند با اندکی تامل موجب ارزیابی و باز مهندسی در سیاست های خارجی ما باشد. آیا با مسائلی که امروز حتا مورد نظر نمایندگان مجلس، علما، جناح های سیاسی است نباید اندیشه ای چاره ساز را پیشه کرد؟. آنهم در حالی که ما می بینیم حرکت های کوچک ایران در برابر جریان هایی مانند حزب اله با فرآیند تاقیر رسانه ای به یک جریان با تمام توان حمایت های همه جانبه قلمداد می شود.

شاید امروز بیش از هر چیز اندیشه مدیریتی و فکر مدیریت بحران بتواند کشور را از بسیاری از موارد دور نگاه دارد. اما این را نباید فراموش کرد، آنچه که دستکم گرفته شود خود می تواند همیشه یک خطر بزرگ باشد.

البته ازسویی امیدوارم بودم دولت مردان ایرانی به شکل قاطع در برابر این اتهامات شفاف موضع گیری کنند، اما نمی دانم چرا تاکنون سکوت معناداری این سوی میدان برقرار است.