نامه دانشجویان دانشگاه رضوی

پیش از این نیز این دوستان نامه ای را نوشته بودند. من عین نامه آنها را منعکس می کنم.

 

محضرمبارک حضرت آیت الله واعظ طبسی(دام عزه)
تولیت عظمای آستان قدس رضوی
منتخب محترم مردم خراسان درمجلس خبرگان رهبری
ومدیرعالی محترم حوزه علمیه خراسان

 با اهداء خالصانترین سلامها وصمیمانه ترین درودها
احتراما حضرتعالی مستحضر هستید که قریب دو دهه است که دانشگاه علوم اسلامی رضوی مبادرت به بذیرش وگزینش دانشجوی غیر ایرانی نموده است. بی شک نفس عمل از مصادیق بارز نشر فرهنگ نبوی وعلوی است وفعلی است قابل تقدیر وستایش.

اما متاسفانه چند سالی است که این دانشگاه بدون رعایت ضوابط ومقررات ،وصرفا با یک جلسه نیم ساعته ای آنها را گزینش میکند.
روی سخن بیشتر بادانشجویان کشور سوریه است که تعداد 22 نفردرتابستان 86 درمقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدند وتعداد 29 نفردراسفند 86 بذیرش شدند.

نمیدانیم آیا گزارشات واخبا ر ما وقع به محضر مبارکتان واصل می شود یا خیر؟
یا فقط به ارائه امار وارقام کفایت می کنند؟البته الان نمی خواهیم در مورد گذشته سخن بگوئیم که «وقع ما وقع وذهب ما ذهب»کنون را ترجیح داده وغائله 31 فروردین 87 را به اجمال اشاره می کنیم:

این 29 نفر به علت مسائل بسیار جزئی درتاریخ یاد شده در صحن حیاط خیراتخان متحصن شدند وحضوردر کلاسها رابه علامت اعتراض واعتصاب برخود تحریم نمودند.به دنبال ریشه آن نیستیم که خود مقالی دیگر می طلبد،بلکه سخن در این است که چرا بیت المال در اموری هزینه می شود که هیچ فائده ای برآن مترتب نیست که حتی محل اشکال وتامل نیز میباشد.

متاسفانه دانشجویانی که درتابستان 86 فارغ التحصیل شدند اکثر آنها نه تنها درمدت 5 سال تحصیل دردانشگاه ذره ای ازمفاسد اخلاقیه آنها اصلاح نشد که حتی دانشگاه کوچکترین برخوردی با آنها نکرد…وهکذا این قصه مجدد برای دانشجویان جدید در حال تکرار است.

قصد اطاله کلام نداریم فقط به آگاهی معظم له برسانیم که طبق تحقیق وتفحص جمعی از طلاب، مسببین اصلی این غائله  شناسایی شدند که اسامی آنها رایاد آورشده وخواستار مداخله مستقیم معظم له هستیم وامیدواریم منشاء این گونه فتنه ها در نطفه خاموش گردد. ان شاءالله تعالی
اسامی مسبیبن اصلی غائله 31 فروردین:
صبوح علی – جبیلی امجد – جرعا علی – دلول محمد – غانم کمیت

 

 
این حدیث مجمل رابا چند سوال به بایان می بریم وامیدواریم که مسولین خود مفصل خوانند:

 

1-      چرا درمورد تخلفات آشکاراخلاقی دانشجویان قبلی وفعلی هیچ گزارشی به مقام تولیت معظم واصل نشده ونمی شود؟
2-      چرا کسانی که هیچ شا یستگی اخلاقی نداشتند به دست مبارک آن مقام، معمم شدند؟
3-      چرا اصولا حراست دانشگاه ودر مرتبه بالاتر حراست وبازرسی آستان قدس رضوی هیچ دخل وتصرفی در گزینش ندارند؟
4-      بعد از آن غائله چه برخوردی با آنها صورت گرفته است؟
5-      چرا سربرست وقت که به اذعان بسیاری، از طلاب فاضل ومتعهد میباشد ازسمت خود کناره گیری کرد ؟
6-      چرا با عدم رعایت شئون اخلاقی همچون بوشش نامناسب واستعمال دخانیات هیچ برخوردی نمی شود؟
7-      آیا هزینه کردن برای این دانشجو جز اسراف فائده دیگری هم داشته است؟
8-      عکس العمل دانشگاه با رفتارنامناسب دانشجویان سوری با کارمندان محترم وبرسنل زحمتکش چه بوده است؟
9-      آیا گزینش نیازمند تحول نیست؟
10-     چرا دانشگاه قبل ازاتمام امتحانات وتصحیح اوراق مبادرت به صدور دانشنامه کارشناسی برای دانشجویان سوری نموده است؟آیا این خلاف مقررات وزارت علوم نیست؟
11-     چرا درس اخلاق دانشجویا جدید سوری تعطیل وحذف شد؟
12-     چرا…

                                         والسلام علیکم.
                        جمعی از طلاب دانشگاه علوم اسلامی رضوی 10 /2 / 87

7 دیدگاه برای «نامه دانشجویان دانشگاه رضوی»

  1. جالب اينجاست كه اين دانشگاه بهترين سرويس ها رو به يه تعداد اجنبي ارائه ميده و طرف به راحتي از اون سر دنيا مياد ميشه دانشجو ، اون وقت اگر يه ايراني مستعد بخواد وارد همين دانشگاه رضوي بشه ، از صد تا سوراخ سوزن ردش ميكنن حتي اگر شاگرد اول دانشگاه تهران هم باشه ، در نهايت به خاطر تراشيدن ريشش يا پوشيدن پيرهن و كت و شلوار تميز رد صلاحيت ميشه ،‌اينها رو خود بنده به عينه در اين دانشگاه ديدم و در انتها عطايش رو به لقايش بخشيدم.
    مانند قضيه گران شدن نفت كه بايد به مردم فلسطين و لبنان و سوريه تبريك گفت ، در اينجا هم بايد وجود همچين دانشگاههاي با كيفيتي رو به مردم بوركينافاسو و ساير ممالك به استثناء‌جماعت ايراني تبريك گفت .

  2. با سلام
    من طلبه پايه 6 از شهر مشهد هستم
    باتوجه به اخباري که در اينترنت در مورد دانشگاه رضوي خوانده ام دچار تشويش ذهني شده ام
    چرا که من امسال در آزمون اين دانشگاه و دانشگاه مفيد شرکت کرده ام
    در دانشگاه مفيد که قبول شده ام البته امتحان شفاهي مانده است
    و منتظر نتيجه آزمون رضوي هستم که در روز شنبه 2/4/87 انتشار خواهد يافت
    و در صورت قبولي در هر دو تا قبل از اين به رضوي بود به خاطر اينکه در شهر خودم ميتوانم ادامه تحصيل بدهم
    مي خوستم بدانم که نظر شما چيست
    اگر جاي من بوديد چه ميکرديد
    آيا سختي غربت را به رضوي ترجيح مي داديد

    از تمامي کساني که اين را مي خوانند تقاضا دارم که مرا در اين امر مهم ياري کنند
    mmd.agh14@yahoo.com

  3. سلام بردوستان عزيزم
    براي برادرطلبه پايه 6مان مينويسم كه متاسفانه چنين است كه عده اي سوري به اصطلاح علوي مذهب كه اهل هزار ويك جور مفسده كه استعمال دخانيات ورعايت نكردن آداب دانشجويي وتمايل به جنجال واغتشاش ازجمله چندموردي است كه دربالابه آنها اشاره شده -مفت خورانه- دراين دانشگاه به شكم چراني مشغولند ومسولين هم به خيال خودشان ميخواهندازاينهارهبران آينده جهان عرب راتربيت كنند.
    درهرصورت اميدوارم كه درانتخاب مسيرراه آينده ات بهترين رابرگزيني.

  4. قابل توجه برادر طلبه مان
    امروز دانشگاه علوم اسلامي رضوي از درون و بيرون دچار آفات فراواني شده است كه متأسفانه روز به روز بر عمق آنها افزوده مي شود. به طور كلي به برخي از اين آفات اشاره مي شود:
    1)سوء مديريت كلان در دانشگاه
    2)عدم وجود برنامه اي مشخص وهدف دار در راستاي اعتلاي علوم اسلامي وجنبش نرم افزاري.
    3)در نظر گرفتن منافع احزاب ،اشخاص و جريانهاي سياسي خاص در كلية برنامه هاي فرهنگي وعلمي دانشگاه.
    4)ضعف شديداعضاهيئت علمي دانشگاه ونبودهيچ گونه نظارت بر عملكرد آنان ازسوي وزارت علوم تحقيقات و فناوري.
    5)عدم انتقادپذيري مسئولان دانشگاه و برخوردحذفي با دانشجويان و حتي اساتيد منتقد.
    6)نبودنهادهاي فرهنگي_اجتماعي همانند نهاد مقام معظم رهبري در دانشگاهها، انجمنهاي اسلامي دانشجويان، بسيج دانشجويي و ساير تشكيلات دانشجويي در دانشگاه.
    7)بايكوت شديد خبري مسايل دانشگاه توسط مسؤلين ذيربط
    8)متهم نمودن افراد منتقد و مخالف با سيستم حاكم بر دانشگاه به مخالفت با نظام ورهبري بالأخص از سوي رياست دانشگاه
    9)عدم اجازة حضور به اساتيد برجستة حوزه ودانشگاه در برنامه هاي فرهنگي وسياسي به دلايل واهي وپوچ.
    10)اسراف هاي فراوان ، رانت خواري واستفاده هاي كاملا اختصاصي از امكانات دانشگاه به دليل فقدان هر گونه نظارت بر عملكرد مسؤولين دانشگاه.
    موفق باشي.

  5. برادر طلبه پايه 6
    اين مطلب رابراي شما ذكر ميكنم كه نامه به رياست اين دانشگاه است …
    بسمه تعالي
    جناب آقاي فرزانه – رياست محترم دانشگاه علوم اسلامي رضوي
    با سلام
    آنچه موجب نگاشتن اين نامه شد رفتارهاي متناقض و دو گانه شما در قبال وقايع اخير دانشگاه كه همگي ريشه در عملكرد نامطلوب چندين سالة شما و همكارانتان داشت، مي باشد.
    متاسفانه فساد اداري حاكم بر دانشگاه ،باند بازي هاي گسترده اي كه بر تمام اركان وتصميم گيريهاي دانشگاه سايه انداخته است ،اسراف هاي فراوان در سيستم اداري ،ويژه خواهي هاي عده اي خاص در دانشگاه و همچنين تصميمات نادرست فراوان از جمله تصميم به انگشت نگاري دانشجويان، تعليق و تهديدات گستردة دانشجويان ، تخلفات فراوان از آيين نامه هاي مصوب وزارت علوم بالاخره كار را به جايي رساند شما شاهد اعتراض گستردة جريان عدالت خواه دانشجويان در دانشگاه باشيد؛با آنكه در ابتدا وقعي به اين اعتراضات نمي نهاديد ولي بالاخره مجبور شديد كه حداقل قول پاسخگويي به دانشجويان را بدهيد كه متاسفانه به قول خود هم وفادار نمانديد و آن را زير پا گذاشتيد.
    جناب آقاي فرزانه!
    شما حتي به دوستان ما هم كه به خاطر مصالح دانشگاه تن به خواستة شما مبني بر عدم برگزاري جلسه عمومي دادند هم خيانت كرديد! اين عده كه آرمان وعقيده اي جز عدالت خواهي و اصلاح امور نداشتند پس از اصرار ها و پيگيري هاي فراوان شما واز روي مصلحت و خير خواهي شما و دانشگاه به عدم برگزاري جلسه عمومي كه بيم ناآرامي در آن مي رفت دادند وجلسه اي با جمعي محدودتر برگزار كردند و آنچه را كه بايد در جمع تمام دانشجويان مطرح مي كردند در جمعي محدود بيان نمودند. با آنكه در آن زمان هم اعتراضات فراواني به اين دوستانمان داشتيم ولي به خاطر مصالح دانشگاه تا امروز صبر كرديم تا شايد شما به قولي كه در آن جلسه مبني بر برگزاري هرچه سريعتر جلسات بعدي وپيگيري امور داديد عمل كنيد.
    ولي اكنون يك ماه از آن قول شما مي گذرد وهنوز نه جلسه اي برگزار شده است ونه پيگيري از طرف شما جهت اصلاح امور مشاهده شده است.
    جناب آقاي فرزانه!
    ولي مطمئن باشيد ،جريان عدالت خواه دانشجويان دانشگاه رضوي متحد و يكپارچه مقابل سوء استفاده ها و بي عدالتي هاي گسترده در دانشگاه ايستاده است وباري ديگر شما را به پاسخگويي و حركت در جهت اصلاح امور دعوت مي كند.
    جناب آقاي فرزانه!
    همانطور كه ذكرشد آنچه موجب نگاشتن اين نامه شد حاكم شدن جوي غير علمي و غير اخلاقي در دانشگاه وظهور برخي باند بازي ها ،سياسي كاري ها ، فرصت طلبي ها و ويژه خواهي هاي عده اي در دانشگاه است، آفاتي كه مي رود تا دانشگاه را به طور كامل از مسير اصلي و رسالت والاي خود خارج نمايد.
    آنچه در اين بين مشهود است ومتاسفانه جنابعالي با علم به آنها هيچ گونه اقدامي در قبال آنها انجام نمي دهيد، انحراف تمام عيار دانشگاه از اهداف و وظايف خويش در تمام ابعاد علمي، فرهنگي ومديريتي است .
    جناب آقاي فرزانه!
    براستي آيا تا كنون كه سالهاست بر مسند رياست دانشگاه تكيه زده ايد عملكرد خويش واطرافيان خود را مورد ارزيابي و نقد و سنجش قرارداده ايد؟ به جرات مي توان گفت هرگز!! شما نه تنها در مورد عملكرد خويش هيچ گونه محلي براي نقد وارزيابي قرار نداده ايد بلكه چنان مرعوب ودل بسته اطرافيان خود در دانشگاه شده ايد كه حتي نقد آنها را نيز بر نمي تابيد ونامحرم تر از دانشجويان براي خود كسي ديگر را سراغ نداريد.
    جناب آقاي فرزانه!
    آنچه مسلم است آنست كه شما در مقام رياست دانشگاه بايد پاسخگوي عملكردخويش ومعاونين وهمكاران خود باشيد.
    ضعف شديد علمي در دانشگاه
    جناب آقاي فرزانه!
    قطعا مي دانيد كه يكي از اهداف عالي دانشگاه تربيت متخصصان وعالمان ديني است كه بتوانند با اتكاء به دانش و بينش خود پاسخگوي نيازها وشبهات جهان اسلام باشند. براستي كارنامه عملكرد شما و دستيارانتان در دانشگاه در اين زمينه چه نمره اي را به خود اختصاص داده است؟!چه توجيه وپاسخي در مقابل ضعف شديد علمي حاكم بر دانشگاه كه هرسال عميق تر وعميق تر مي شود داريد؟! بد نيست نگاهي به اعضاي هيئت علمي دانشگاه بيندازيد.
    به راستي آيا به غير از عده بسيار معدودي از اساتيد هيئت علمي دانشگاه بقيه استحقاق چنين عنواني را دارند؟! كدام ملاك ومعيار شما در معرفي اعضاء هيئت علمي به وزارت علوم است كه اين چنين تيشه به ريشه علم و دانش در دانشگاه مي زند؟! افرادي كه حتي صلاحيت تدريس پاره وقت وموردي را هم در دانشگاه ندارند با كدام معيار در مقام هيئت علمي دانشگاه كه نمايانگر وشاخصه بعد علمي وپژوهشي هر دانشگاه ورشته اي مي باشد گمارده ايد؟!
    اين افراد با رسيدن به اين جايگاه ومقام در دانشگاه ديگر هيچ گونه انگيزه وتلاشي براي پيشرفت وافزايش معلومات خود ندارند وجز اتلاف وقت دانشجويان وسرمايه هاي مادي ومعنوي دانشگاه هيچ سود وثمره ديگري ندارند.عدم وجود هيئت علمي متخصص در دانشگاه موجب آن شده است كه افراد در رشته هاي تخصصي خود تدريس نكنند و في الجمله در تمام دروس از فقه واصول و ادبيات عرب گرفته تا حقوق و فلسفه و علوم قرآني و ساير دروس تخصصي دانشگاه صاحب كرسي تدريس گردند والبته بر همگان واضح است كه در چنين شرايطي چه بر سر دانشجو وآينده علمي او مي آيد؟!
    شما در مقام رياست دانشگاه چه پاسخي در مقابل عملكرد ضعيف بخش آموزشي دانشگاه كه باعث افت شديد علمي در دانشگاه شده است داريد؟!
    فساد اداري و باند بازي هاي حاكم بر دانشگاه وتخلفات گسترده از قوانين وزارت علوم
    جناب آقاي فرزانه
    مطمئنا مي دانيد كه فساد برخي از مسؤلان دانشگاه گوش عرش را پاره كرده و زمين مطهر دانشگاه را آلوده اغراض و اميال دنيوي اين عده زياده خواه وويژه خواه نموده است ولي آنچه تعجب ما را برانگيخته است سكوت معنا دار شما در مقابل اين مفاسد و بي تقوايي ها در دانشگاه است .
    جناب آقاي فرزانه!
    بد نيست كه يكبار براي هميشه به اين سؤال پاسخ دهيد كه جايگاه آقاي خياط ( معاون سابق آموزشي ومشاور فعلي رياست دانشگاه)در دانشگاه چيست؟!
    كدام مصلحت ومنفعت است كه باعث شده است اين چنين شاهد حضور ايشان در تمام نهادهاي تصميم گير دانشگاه از كميته انضباطي تا شوراي عالي آموزش وجلسات معاونين و هيئت امنا دانشگاه شويم ؟!آيا اين حضور متكي بر بعد شخصيتي و علمي ايشان است؟!
    يا مصالح پشت پرده ديگري باعث شده است كه شما اين چنين عنان كار دانشگاه را به ايشان بسپاريد؟!
    جناب آقاي فرزانه!
    قطعا مطلع هستيد كه جناب آقاي خياط در زمان تصدي پست معاونت آموزشي دانشگاه دچار تخلفات بي شماري شده اند كه راه را براي ادامه بقاي خود وهمراهانشان در دانشگاه هموار نمايند.آقاي خياط همزمان با اينكه معاون آموزشي دانشگاه بودند در آزمون دكتري دانشگاه كه مسؤول برگزاري آزمون هم خودشان بودند شركت كردند والبته پذيرفته هم شدند.آيا اين تخلف آشكار از قوانين وزرات علوم نيست ؟!
    البته اگر شما خود را ملزم به رعايت اين قوانين بدانيد كه متاسفانه بارها شما و برخي از همراهانتان اعلام كرده ايد كه هيچ اعتنايي به قوانين وزارت علوم نداريد وراسا عمل مي كنيد!! چطور مي شود كه شركت در آزمون دكتري همزمان با تصدي پست معاونت آموزشي خلاف قانون نمي باشد ولي تحصيل همزمان با داشتن اين سمت خلاف قوانين وزارت علوم مي باشد؟!
    جناب آقاي فرزانه
    شما خودتان بهتر از هر كس ديگري مي دانيد كه به محض اينكه وزارت علوم از نحوه تحصيل آقاي خياط مطلع شد شما سريعا و از روي ناچاري اقدام به بركناري ايشان از سمت معاونت آموزشي كرديد و البته در حكمي ديگر ايشان را به سمت مشاور خويش برگزيديد.كه حضورشان همچنان در تمام اركان تصميم گير دانشگاه حفظ شود!! ما دانشجويان دانشگاه رضوي به اين تخلف آشكار وظلمي كه در حق ساير داوطلبين وشركت كننده ها شده است اعتراض داشته و از وزير محترم علوم خواستار پيگيري اين موضوع ونظارت دقيق تر بر دانشگاه هستيم تا جلوي تخلفات بعدي گرفته شود.
    جناب آقاي فرزانه !
    مطمئنا از ميزان ارتباط آقاي خياط با افراد تاثير گذار در مجموعه آستان قدس از جمله مصطفي واعظ طبسي از فرزندان توليت محترم آستان قدس مطلع هستيد، بي شك اين ارتباطات گسترده زمينه را براي حضور ايشان بر كرسي رياست دانشگاه فراهم كرده است ومسؤلين آستان قدس مترصد فرصتي هستند كه عذر شما را خواسته و فردي ديگر را كه مطلوبيت بيشتري براي جمع تصميم گير دارد ، به سمت رياست دانشگاه انتخاب كنند چنان كه بار ها زمزمه هاي اين موضوع شنيده شده است و در ناآرامي ها اخير دانشگاه كه در اثر بي تدبيري و تصميمات نادرست شما و همراهانتان به وجود آمد شاهد تحركات بيشتري در بين مديران آستان قدس بوديم.
    صحبت از تخلفات آموزشي است ، بد نيست اشاره اي داشته باشيم به تخلفي ديگر كه در پذيرش آقاي موسوي فر ( مسؤول گزينش دانشگاه ) در مقطع كارشناسي ارشد ونحوه ادامه تحصيل ايشان صورت گرفته است!! جناب آقاي فرزانه! حتما به خوبي به ياد داريد كه آقاي موسوي فر در سالي كه در آزمون كارشناسي ارشد دانشگاه شركت كرده بودند موفق به قبولي در آزمون نشده بودند،ولي چون از هم قطاران و دوستان نزديك آقاي خياط بودند با دستور شخص شما ايشان به عنوان دانشجوي كارشناسي ارشد در دانشگاه پذيرفته شدند كه درآن زمان با اعتراض معاون آموزشي وقت جناب آقاي صابري مواجه شد تا جايي كه شما حكم به بركناري ايشان از سمت معاونت آموزشي داديد وبلافاصله آقاي خياط را به اين سمت انتخاب كرديد!!.
    حال سؤال ما از شما اين است كه به استناد كدام قانون ومجوز وزارت علوم اجازه تحصيل همزمان آقاي موسوي فر را در مقطع كارشناسي وكارشناسي ارشد داديد چرا كه ايشان پس از آنكه با دستور شما به وارد مقطع كارشناسي ارشد شد هنوز تعداي از واحدهاي دوره كارشناسي را نگذرانده بود! البته ناگفته نماند كه آقاي خياط هم بلافاصله پس از روي كار آمدن با سند سازي هايي سعي كردند تا اين موضوع كاملا قانوني جلوه داده شود، كه البته با اندكي پيگيري خلاف آن اثبات مي شود.
    جناب آقاي فرزانه!
    در سايه همين حمايت هاي شما و جناب آقاي خياط بود كه آقاي موسوي فر توانست با وجود اساتيد برجسته ديگر در رشته حقوق همزمان با تحصيل در مقطع فوق ليسانس بسياري از دروس تخصصي دانشگاه را تدريس نمايد وهنوز جوهر پايان نامه ايشان خشك نشده بود كه عضو هيئت علمي دانشگاه شدند وبا وجود طولاني شدن سنوات تحصيلي شان بر خلاف مقررات وزارت علوم نمره اي از پايان نامه ايشان كسر نشد!!
    جناب آقاي فرزانه!
    آنچه جاي بسي تعجب و ناراحتي است اينست كه چنين فردي كه بر روي حضور خود او در دانشگاه حرف وحديث بسيار است با حكم شما مسؤول پذيرش و گزينش دانشگاه علوم اسلامي رضوي شده است!!! واكنون نيز كه در آستانه برگزاري آزمون دكتري دانشگاه هستيم بيم آن مي رود كه تكرار ماجراي دكتري آقاي خياط در مورد آقاي موسوي فر هم تكرار شود.
    انحراف در معاونت اداري مالي
    بحث معاونت اداري ومالي دانشگاه هم از آن عجايب روزگار است وشايد در سراسر دنيا تنها معاونتي باشد كه رياست آن مجموعه هيچ نقشي در انتخاب آن نداشته و هيچ گونه نظارتي بر عملكرد آن نداشته باشد. معاون اداري ومالي دانشگاه علوم اسلامي رضوي مستقيما توسط توليت آستان قدس رضوي انتخاب شده است و از ايشان تحت عنوان حافظ اموال شخصي توليت محترم در دانشگاه ياد مي شود ، چرا كه دانشگاه رضوي از محل حق توليت اداره مي شود .
    جناب آقاي فرزانه!
    به نظر ما اين توهين بسيار بزرگي براي شماست كه هيچ گونه نظارتي بر روي معاونت اداري مالي نداشته باشيد وايشان هم هيچ گونه پاسخگويي را در مقابل شما نداشته باشد.
    همين شرايط باعث شده است كه آقاي انتظاري (معاون اداري مالي دانشگاه) خود را از هرگونه بازخواست ونظارت دور نگه دارد و با دادن باجهاي متعدد به برخي از افراد دانشگاه فضا را براي ادامه دادن به تخلفات خود فراهم كند. جناب آقاي فرزانه!
    سؤال ما از شما اين است كه اگر شما خود را فردي پرهيزكار وبا تقوا مي دانيد چرا در مقابل اين همه تخلفات و اسرافات فراوان در دانشگاه سكوت كرده ايد؟!
    جا دارد از توليت محترم آستان قدس اين سؤال پرسيده شود كه آيا مي دانيد بر سر اموالتان در دانشگاه كه به خواست جنابعالي بايد در خدمت رشد وتعالي دانشگاه و پرورش عالمان دين شناس واسلام شناس قرار گيرد چه مي رود؟!!
    آيا تاكنون سراغ ميزان دريافتي ها ،حق جلسات ،اضافه كاري ها ،پاداش ها وساير پرداختي ها را از آقاي انتظاري گرفته ايد؟!آيا مي دانيد چه ها بر سر بودجه دو ميليارد توماني دانشگاه مي رود وچند درصد اين بودجه در مسير صحيح خود استفاده مي شود؟!بد نيست به چند مورد اشاره كنيم: سال گذشته ابتدا بحثي پيرامون نو كردن خودروهاي دانشگاه مطرح شد وچند دستگاه پيكان دانشگاه فروخته شد وبه جاي آنها چندين دستگاه خودروي پرايد خريداري شد كه كليه آنها به جاي آنكه در اختيار دانشگاه و امور اداري دانشگاه قرار گيرد تبديل به خودروهاي شخصي مسؤلان دانشگاه شد بدون آنكه حتي برچسب آرم دانشگاه وجملة كليشه اي» استفاده اختصاصي ممنوع» بر روي آنها جسبانده شود.
    جالب آنجاست كه مدت ها بر سر تقسيم اين خودروها در دانشگاه بين مسؤولين دعوا بود وبسان غنائم جنگي هر كسي سعي داشت آنها را از آن خود كند و بر ضرورت داشتن اين خودرو در بخش مربوطة خود استدلال ها كند تا جايي كه مثلا زماني كه آقاي موسوي فر از داشتن اين خودرو ها بي بهره مانده بود بلا فاصله تهديد به اسعتفا كرد، وبخش گزينش را يكي از پر رفت و آمد ترين بخش ها عنوان كرد كه به اين خودرو نياز دارد.
    جالب است بدانيد كه پس از تصاحب اين خورو ها توسط جرياني خاص در دانشگاه ، براي تامين سرويس اياب وذهاب اساتيد وپيگيري كارهاي ضروري دانشگاه از خوروهاي كرايه اي استفاده مي شود!!
    نكتة قابل توجه تر آنكه تمام هزينه هاي جاري اين خودرو ها اعم از پول بنزين و تعميرات و… از بودجة دانشگاه پرداخت مي شود وحتي اين هزينه در عيد امسال هم كه اكثر آقايان همراه خانواده هاي خود به سفر رفته بودند از محل بودجة دانشگاه پرداخت شد.
    جناب آقاي فرزانه!
    شما امسال را سال صرفه جويي در دانشگاه وهزينه هاي دانشگاه اعلام كرده ايد پس بهتر است اين صرفه جويي را از كاهش حق جلسات كه در ساعات كاري تشكيل مي شود؛ حذف پاداش ها و اضافه كاري هاي بي مورد و دقت در مصرف بودجه دانشگاه شروع كنيد نه آنكه آقاي انتظاري كه ذره اي با محيط دانشگاه وفضاي فرهنگي حاكم بر آن آشنايي ندارد براي به اصطلاح صرفه جويي ،قانون انگشت نگاري در دانشگاه جهت دريافت غذا از سلف سرويس را به تصويب مي رساند وشان دانشگاه واستاد ودانشجو را زير سؤال مي برد وموجب ايجاد ناآرامي هايي در دانشگاه مي شود و حال كه اين طرح با مخالفت دانشجويان ناكام ماند دستگاه خريداري شده بلا استفاده در دانشگاه مانده است!!
    بالا بودن حق جلسات باعث شده است كه جلسات متعدد وبي فايده اي در دانشگاه تسكيل شود كه هيچ سودي جز آنكه جيب عده اي را پر كند ندارد. جناب آقاي فرزانه! شما خوب مي دانيد كه آقاي انتظاري فردي است با گرايشات كاملا سياسي وبارها از امكانات وپتانسيل هاي موجود در دانشگاه در جهت اهداف سياسي خود سوء استفاده كرده است.والبته كارنامه عملكرد وي در پست هاي قبلي خويش بر اهل علم كاملا واضح است.ايشان ارتباطات بسيار نزديكي با یکی ازنمایندگان مشهد در مجلس شوراي اسلامي دارند و شنيده ها حكايت از آن دارد كه زمينه را براي حضور ايشان در دانشگاه به عنوان رياست دانشگاه فراهم مي كند همچنانكه در ايام انتخابات نيز از هيچ تلاشي براي راي آوردن ايشان فروگذار نكرد.
    كميته انضباطي
    جناب آقاي فرزانه!
    شما نيك مي دانيد كه دانشجويان دانشگاه رضوي جزء پاك ترين و مؤمن ترين دانشجويان هستند وبارها بر اين موضوع تاكيد كرده ايد.
    ولي متاسفانه عملكرد كميته انضباطي در اين سال ها خلاف اين نظر بوده است وبار ها بنا به دلايل شخصي و واهي اقدام به تعليق وحتي اخراج دانشجويان كرده اند.تركيب اين كميته كاملا معنا دار است و مشخص است كه اين كميته حافظ منافع ومصلحت هاي عده اي خاص در دانشگاه است و هر فرد وجرياني كه مزاحم اعمال آنها در دانشگاه باشند را با برخوردي حذفي از سر راه خود بر مي دارند حال اين فرد دانشجو باشد يا استاد فرقي نمي كند.
    در اين ميان با اساتيد برجسته اي همچون استاد روح و دكتر رستمي كه با اين جريان همخواني نداشتند برخوردي حذفي شد وعذر آنها خواسته شد.
    جناب آقاي فرزانه!
    به راستي نقش معاون اداري مالي در كميته انظباطي چه مي تواند باشد؟!كدام ضرورت و مصلحت است كه اجازة حضور معاون اداري مالي و آقاي خياط را در كميته انضباطي مي دهد ولي حتي مسؤول دفتر فرهنگي دانشگاه كه هنوز تبديل به معاونت نشده است در بسياري از اين جلسات حضور ندارد؟! جناب آقاي فرزانه! جاي بسي تاسف است كه در دانشگاه رضوي ،كميته انضباطي در اقدامي كاملا مشكوك وجهت دار اقدام به تعليق چند نفر از بهترين وممتازترين دانشجويان دانشگاه به علت نپوشيدن لباس روحانيت مي كند.
    متاسفانه اكثر اعضاء اين كميته خود هيچ گونه التزام عملي به پوشيدن لباس روحانيت نداشته وهيچ گونه اعتقاد قلبي به قداست اين لباس ندارند و جاي بسي شرمساري است كه بگوييم از اين لباس مقدس تحت عنوان لباس كار ياد مي كنند كه در دانشگاه اقدام به پوشيدن آن مي كنند ودر خارج از دانشگاه هيچ نشاني از اين لباس بر تن آنها ديده نمي شود.
    جناب آقاي فرزانه!رياست محترم دانشگاه
    ما دانشجويان دانشگاه رضوي از شما مي خواهيم به حمايتهايتان از اين افراد پايان دهيد وتا دير نشده صف خود را از آنان جدا كنيد .
    جناب آقاي فرزانه!
    سخن بسيار است ولي در اين نامه مجال بيشتر از اين براي مطرح كردن مسايل وجود ندارد ؛ اميد است با مطالعه اين نامه قدري بيشتر به امور دانشگاه رسيدگي نماييد و از مقام مصلحت و منفعت عده اي خاص در دانشگاه خارج شويد و موجبات رشد وتعالي هر چه بيشتر علوم اسلامي را در اين دانشگاه فراهم آوريد. اميدواريم كه در مسير اصلاح امور قدم برداريد و عرصه را بر مفسدين باز نگذاريد.
    والسلام علي من اتبع الهدي
    هفتم خرداد 85
    دانشجويان دانشگاه علوم اسلامي رضوي
    موفق باشيد.

  6. به تمام دانشجویان دانشگاه رضوی توصیه میکنم خود شون رو درگیر مسایل حاشیه ای دانشگاه نکنند. از امکانات دانشگاه برای بالا بردن سطح علمی خود استفاده بکنند. وبعد اغز بالا بردن سطح علمی خود در مقاطع بالاتر به دانشگاههای دیگر بروند این توصیه از طرف یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه برادرانه میباشد.والسلام

  7. به تمام دانشجویان دانشگاه رضوی توصیه میکنم خود شون رو درگیر مسایل حاشیه ای دانشگاه نکنند. از امکانات دانشگاه برای بالا بردن سطح علمی خود استفاده بکنند. وبعد از بالا بردن سطح علمی خود در مقاطع بالاتر به دانشگاههای دیگر بروند این توصیه از طرف یکی از دانشجویان ممتاز دانشگاه برادرانه میباشد.والسلام

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s