نامه دانشجویان دانشگاه رضوی

پیش از این نیز این دوستان نامه ای را نوشته بودند. من عین نامه آنها را منعکس می کنم.

 

محضرمبارک حضرت آیت الله واعظ طبسی(دام عزه)
تولیت عظمای آستان قدس رضوی
منتخب محترم مردم خراسان درمجلس خبرگان رهبری
ومدیرعالی محترم حوزه علمیه خراسان

 با اهداء خالصانترین سلامها وصمیمانه ترین درودها
احتراما حضرتعالی مستحضر هستید که قریب دو دهه است که دانشگاه علوم اسلامی رضوی مبادرت به بذیرش وگزینش دانشجوی غیر ایرانی نموده است. بی شک نفس عمل از مصادیق بارز نشر فرهنگ نبوی وعلوی است وفعلی است قابل تقدیر وستایش.

اما متاسفانه چند سالی است که این دانشگاه بدون رعایت ضوابط ومقررات ،وصرفا با یک جلسه نیم ساعته ای آنها را گزینش میکند.
روی سخن بیشتر بادانشجویان کشور سوریه است که تعداد 22 نفردرتابستان 86 درمقطع کارشناسی فارغ التحصیل شدند وتعداد 29 نفردراسفند 86 بذیرش شدند.

نمیدانیم آیا گزارشات واخبا ر ما وقع به محضر مبارکتان واصل می شود یا خیر؟
یا فقط به ارائه امار وارقام کفایت می کنند؟البته الان نمی خواهیم در مورد گذشته سخن بگوئیم که «وقع ما وقع وذهب ما ذهب»کنون را ترجیح داده وغائله 31 فروردین 87 را به اجمال اشاره می کنیم:

این 29 نفر به علت مسائل بسیار جزئی درتاریخ یاد شده در صحن حیاط خیراتخان متحصن شدند وحضوردر کلاسها رابه علامت اعتراض واعتصاب برخود تحریم نمودند.به دنبال ریشه آن نیستیم که خود مقالی دیگر می طلبد،بلکه سخن در این است که چرا بیت المال در اموری هزینه می شود که هیچ فائده ای برآن مترتب نیست که حتی محل اشکال وتامل نیز میباشد.

متاسفانه دانشجویانی که درتابستان 86 فارغ التحصیل شدند اکثر آنها نه تنها درمدت 5 سال تحصیل دردانشگاه ذره ای ازمفاسد اخلاقیه آنها اصلاح نشد که حتی دانشگاه کوچکترین برخوردی با آنها نکرد…وهکذا این قصه مجدد برای دانشجویان جدید در حال تکرار است.

قصد اطاله کلام نداریم فقط به آگاهی معظم له برسانیم که طبق تحقیق وتفحص جمعی از طلاب، مسببین اصلی این غائله  شناسایی شدند که اسامی آنها رایاد آورشده وخواستار مداخله مستقیم معظم له هستیم وامیدواریم منشاء این گونه فتنه ها در نطفه خاموش گردد. ان شاءالله تعالی
اسامی مسبیبن اصلی غائله 31 فروردین:
صبوح علی – جبیلی امجد – جرعا علی – دلول محمد – غانم کمیت

 

 
این حدیث مجمل رابا چند سوال به بایان می بریم وامیدواریم که مسولین خود مفصل خوانند:

 

1-      چرا درمورد تخلفات آشکاراخلاقی دانشجویان قبلی وفعلی هیچ گزارشی به مقام تولیت معظم واصل نشده ونمی شود؟
2-      چرا کسانی که هیچ شا یستگی اخلاقی نداشتند به دست مبارک آن مقام، معمم شدند؟
3-      چرا اصولا حراست دانشگاه ودر مرتبه بالاتر حراست وبازرسی آستان قدس رضوی هیچ دخل وتصرفی در گزینش ندارند؟
4-      بعد از آن غائله چه برخوردی با آنها صورت گرفته است؟
5-      چرا سربرست وقت که به اذعان بسیاری، از طلاب فاضل ومتعهد میباشد ازسمت خود کناره گیری کرد ؟
6-      چرا با عدم رعایت شئون اخلاقی همچون بوشش نامناسب واستعمال دخانیات هیچ برخوردی نمی شود؟
7-      آیا هزینه کردن برای این دانشجو جز اسراف فائده دیگری هم داشته است؟
8-      عکس العمل دانشگاه با رفتارنامناسب دانشجویان سوری با کارمندان محترم وبرسنل زحمتکش چه بوده است؟
9-      آیا گزینش نیازمند تحول نیست؟
10-     چرا دانشگاه قبل ازاتمام امتحانات وتصحیح اوراق مبادرت به صدور دانشنامه کارشناسی برای دانشجویان سوری نموده است؟آیا این خلاف مقررات وزارت علوم نیست؟
11-     چرا درس اخلاق دانشجویا جدید سوری تعطیل وحذف شد؟
12-     چرا…

                                         والسلام علیکم.
                        جمعی از طلاب دانشگاه علوم اسلامی رضوی 10 /2 / 87

Advertisements

همانا آنها زنده اند

برای چند دقیقه بر روی کاناپه خوابم برد. خواب دیدم پدرم با صورتی عرق کرده در کتار در اتومبیلم ایستاده و با من گپ می زند در کنار یک بزرگراه. از او احوال می پرسم. با خوشرویی جواب می دهد. احساس می کنم دلم برایش تنگ است. از حالش می پرسم می گوید همه چیز خوب است. انگار رویم نمی شود بگویم منظورم اوضاع بعد از مرگ است. اما انگار او خوب می فهمد چه می گویم با همان لبخند همیشه گی به من می گوید: من از سال ها پیش از این «آذین» را رها کرده ام. یادم نیست آذین کیست اما انگار کس نیست حالتی است.

از او می خواهم برسانمش می گوید خودش وسیله دارد. به نظرم می آید با یک اتومبیل سنگین آمده. اما انگار بنابر اصرار من می پذیرد با من بیاید. با هم، تا در این بزرگراه سرسبز راه می افتیم، می بینم او کنارم نیست. رقته است و از گرمای تنش که هنوز حس می شود بغضم می گیرد.

به خود می آیم می بینم در استخری گود هستم که کهنه است و در و پنجره هایی به خانه ای قدیمی دارد. در را هل می دهم پشت اش پر از یخ است. از دیدار پدر و زود رفتنش از خواب پریدم.

دوستت دارم. هر وقت خیلی دلتنگ می شوم می آید و دلداری ام می دهد. انگار آنجا هم نگران ماست. از این کار او یاد این پیام از امام علی می اقتم که: براستی وقتی می میریم تازه بیدار می شویم. پدر همیشه همین پیام را برایم می آورد. نترس من زندگی می کنم…

 

انفجار شیراز بلخره صاحب دار شد

در حالی که خبرگزاری ها اعلام کردند که رهبر ایران در شیراز است. در جلسه ای که وزیر کشور در بین خانواده های شهدا و جانبازان این شهر داشت، اعلام کرد که بمب گذار را در یکی از شهرهای شمالی کشور دستگیر کرده اند. در حالی که قریب به یک ماه از این انفجار می گذرد و در حالی که پیش از این استاندار فارس، فرماندار شیراز و شورای تامین استان با توجه به کارشناسی های وقت تشخیص دادند که این انفجار در اثر حادثه بوده است.

اینک آقای محسنی اژه ای در پای پلکان هواپیما علی رغم تشخیص نیروهای وزارت اطلاعات و انتظامی در همین زمینه مجدد اعلام کرد که تشخیص قبلی شان اشتباه بوده است و این یک عملیات بمب گذاری هدایت شده از خارج از کشور بوده که «سر پل» آن نیز دستگیر شده است.

البته جریان جالبی هم در نقل این خبر توسط سایت خبری بی بی سی فارسی که با تیتر « انفجار شیراز به سلطنت طلبان نسبت داده شد » آنرا منتشر کرده وجود دارد که هیچ منبعی در این خبر این انفجار را توسط سلطنت طلب ها تایید نکرده، حتا وزیر اطلاعات نیز این موضوع را تایید نمی کند، اما وزیر کشور در این مورد معنقد است این انفجار کار سلطنت طلب ها است. نکته در این جا است که ضمن این که اساسن هیچ کس تاکنون مسوولیت این بمب گذاری را بر عهده نگرقته،  یک باره سلطنت طلب ها وارد این داستان می شوند. کسانی که به قول بی بی سی بعد از داستان کودتای نوژه در 27 سال پیش هیچگاه کار نظامی نکرده اند و علی الظاهر این جریان همواره خود را از این حرکت ها دور نگاه داشته.

موضوع این نیست که این انفجار بوده یا نبوده. موضوع این است که مردم صادقانه از همه چیز مطلع نمی شوند.

به هر حال می شود دیگر. همه چیز می شود تغییر کند. یادم می آید یک زمانی در خبرها گفته بودند که یک محموله چند تنی طلای قاچاق در جنوب و در حین خروج از کشور کشف شد که چند روز بعد کارشناسان آن را مس تشخیص دادند. پس آنان که به نظر خاک راه کیمیا کنند…

 

اظهار نظر یک کارشناس نظامی رو هم در این مورد بخونید اون معتقده که این انفجار بی شک بمب گذاری بوده است.