در آتش کسی سوخت، آتش در کسی سوخت، آتش کسی را سوزاند، شاید آتشی نبود

به سادگی کسی در آتش سوخت، می خندید و نمی دانست که تا ثانیه ای دیگر شعله ور می شود. من دیدم چگونه شعله های سرکش از او زبانه می کشید. به همین سادگی کسی می سوخت. من هم می سوختم. راستی گرفتن پیام ها گاهی سخت است. اما خبری دارند. پیامی برای من یا تو یا همه. من از آن پیام ها داشتم. مشترک مورد نظر در دست رس زیادی بود سوخت. آتش گرفت زبانه کشید.

سپاس خدا. تو همیشه بزرگی و مهریان. ابراهیم در آتش یادم آمد بی ربط

3 دیدگاه برای «در آتش کسی سوخت، آتش در کسی سوخت، آتش کسی را سوزاند، شاید آتشی نبود»

  1. سلام

    من مهتا هستم دوست مومنه

    خوشحالم که سالمی . مراقبت خودت باش . برای برگشتن تو و خیلی ها مثل تو

    به ایران لحظه شماری می کنم. خلیج فارس یعنی وطن!

  2. تا ابرا هیم نباشی آتش گلستان نمی شود… بت شکنی رسم غریبی نیست… تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز…

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s