نمی زارم با من این جوری حال کنی

نمی زارم. چی فکر می کنی؟ به همین سادگی می تونی بیای همه چیز رو خراب کنی؟ چند شبه بیدار خوابی می کشم. هی میای و تو کلم بازی در میاری. منو می ترسونی. با صدا های عجیب و غریب منو می لرزونی. بعد عین خیالتم نیست. می ری و میای انگار اینجا کاروون سراست. می ترسیدم. بیدار می موندم. از خوابیدن هراس داشتم. تا می خوابیدم می شدی کابوس. می شدی ترس. عرق کرده از خواب می پریدم. نمی خوابیدم اما می فهمیدم دورم داری می گردی و پشت سرم شکلک در میاری.

من فهمیدم می خوای منو بشکنی. حالشو ببری وقتی تو روزنامه استار بنویسن یه ایرونی خودشو اینجا کشت. می دونم خوشت می آمد دو سه روز جنازم تو سرد خونه بیقته که به شست پاش یه یند و کاغذ بسته باشن که روش نوشته باشن: مجهول الهویه!

اما من دستتو خوندم. باور کن باختی. حالا این تویی که باید سر به کوه و بیایون بذاری.

دیشب دیدی حتا بهت نگا هم نکردم. دیدی حتا جیک ثانیه نذاشتم تو کلم بری. خوشت آمد تا شروع کردی به استفراغ کردن رو من، رقتم کنار آب و روصندلی نشستم و عشق بازی یه دختر و پسر سپید و سیاه رو نگا می کردم. تازه با این که سیگار نمی کشم اما وقتی پسرک آمد یه سیگار تعارفم کرد برداشتم و گیراندم و دوتا پک از سر بی خیالی کشیدم؟

این فقط برای این بود که لج تو در بیاد. این فقط برای این بود که بهت بگم: تخمم حسابت نمی کنم. ازت نمی ترسم آشغال بزن به چاک…

1 دیدگاه برای «نمی زارم با من این جوری حال کنی»

  1. بهترین راهش همین بود…
    امروز ،کنار ساحل دیدن آدمهای کاملاً لخت
    یادم آورد یه چیزی رو…
    از مرگ میترسم هنوز ،
    چون درون و برونم یکی نیست
    چون هنوز من در من بیداد میکنه…
    شاید امشب بتونم
    شاید من بذاره و بره پی کارش..
    و ترسی نباشه..
    شاید…

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s