حسن باید بخنده؟

لازم است در پیشانی چند نکته را اضافه کنم. دوستی که نام وبلاگش بسی گویم و گفته ام بارها است اشاره کرده که این مطلب از وبلاگ ایشان برداشته شده است. دلیلش را هم ذکرکرده که دیروز در بالاترین لینک داده در حالی که این مطلب پیش از این در وب لاگ من منتشر شده بود و این احساس ایشان به نظرم منطقی نیست. ایشان در وبلاگش نام نویسنده مطلب را هم «حسن همایی» ذکرکرده که من چون کسی که این شعر رو برایم میل کرد و پبشنهاد انتشارشو داد چیزی ننوشته بود ذکر نکردم لذا به استناد گفته این برادر نویسنده شعر آقای حسن همایی است. نکته دیگر این که این دوست ما با وبلاگ تک پستی اش چندان آدم مودبی نیست. در نهایت امیدوارم دوستانم بدانند که علت بودن این پست بیش از چیزی بود که این دوست محترم نگرانش بودند.

 

حسن يك

حسن دو

حسن دنده به دنده

حسن چرا نمي خنده؟
تو دنياي شماها

كه آزادي تو بنده

حسن چه جوري بخنده؟
از اون روزي كه آدم تو دنيا پا گذاشته

از اون روزي كه شلاق دورنگي

روي گرده مردا جا گذاشته

ديگه جا واسه يك رنگي نمونده

حسن چه جوري بخنده؟
اگه كام جوون مرداي عالم مثه زهره

اگه شادي و مستي با دل عاشقا قهره

ولي زندگي ظالما شيرين مثه قنده

حسن واسه چي بخنده؟
حسن از بچه گيش رنگ صداقت رو نديده

فقط حرفشو شنيده

حسن ميدونه اين حرفا چرنده

حسن چه جوري بخنده؟
حسن يك

حسن دو

حسن فصل خزونه

چشاش تغار خونه

حسن روزي كه اين چشماي گريونو ببنده

…حسن شايد بخنده