اینم خوراک مخصوص با آلات التناسولیه

این مطلب رو بخونید برای مزاج خوبه، البته گوشت شنیدم شده کیلویی ده هزار تومان راسته؟

 

حتما خیلی از شما غذای چینی خورده اید ولی مطمئنم که این نوع غذای چینی را تابحال نه خورده اید و نه دیده اید.

گزارش زیر به قلم اندرو هاردینگ خبرنگار بی بی سی در مورد یک رستوران عجیب در چین تهیه شده است.

قبلا از خوانندگان بخاطر استفاده از کلمات جنسی عذرخواهی می کنیم:  

ظرف جلوی من خاکستری رنگ و براق است.

پیشخدمت رستوران که خودش را نانسی معرفی می کند می گوید: «سگ روسی است.»

جواب می دهم: «احتمالا سگ بزرگی بوده.»

می گوید:بلی  «سگی با آلت بزرگ!»

ما در یک رستوران گران قیمت در خیابانی کم نوردر پایتخت چین هستیم و من کاملا اشتهایم را از دست داده ام.

نانسی یک سینی بزرگ غذا جلوی من گذاشته که وسط آن با هویجی; تزئین شده. کنار آلت سگ روسی بیضه های آن را گذاشته اند و کمی آن طرف تر یک شیئی سوسیس مانند خیلی بزرگ قرار دارد. نانسی می گوید: «آلت خر است. برای پوست خاصیت دارد.»

بعد با دقت غذاهای دیگر را معرفی می کند: «آلت مار … خیلی خاصیت دارد. هر مار دو تا آلت دارد.

اون یکی آلت گوسفنده … و اسب … گاو … فک که برای گردش خون خوب است… و گوزن شمالی از منچوری.»

رستوران گو- لی- ژوآنگ به اینکه تنها رستوران تخصصی خوراک آلت در چین است افتخار می کند.

نانسی هم خودش را متخصص تغذیه می داند نه پیشخدمت: «ما اینجا پیشخدمت نداریم. در ضمن فروش الکل هم زیاد نداریم. این فقط آدم های بی کلاس هستند که مست می کنند و بلند بلند می خندند.» در عین حال نانسی برایم یک نوع ودکا آورد که با خون آهو مخلوط شده بود که البته من به آن لب نزدم. 

منوی رستوران را سال ها قبل صاحب آن آقای گو تهیه کرده که اکنون 81 ساله و بازنشسته است. آقای گو زمان جنگ های داخلی چین (1949) چین را ترک کرد و مدتی در تایوان و آتلانتا (در آمریکا) به سر برد. در آن زمان به مطالعه طب سنتی چینی در زمینه خواص آلت تناسلی حيوانات پرداخت و به این نتیجه رسید که آلت تناسلی علاوه بر اینکه کم کالری است و قوه مردانگی را تقویت می کند، برای درمان یک رشته از بیماریها هم به کار می آید.

ناگهان با صدای قهقهه ای به خود می آیم. نانسی می گوید: «دو تا کارمند دولت هستند که طبقه بالا دارند آش آلت می خورند.»

اکثر مشتریان رستوران، تجار ثروتمند هستند و گاهی هم کارمندان دولت که به قول نانسی به دعوت تجاری که کارشان زیر دست این کارمندها افتاده به رستوران آورده می شوند. برای راحت بودن اینگونه میهمانان، رستوران اتاقک های خصوصی دارد.

در گرانترین اتاقک، غذا در ظروف طلا صرف می شود. نانسی اضافه می کند: «بعضی ها دوست دارند غذا را مثل سوشی خام بخورند، ولی هر جور هم که بخواهید برایتان می پزیم.

مشتری های ما اکثرا مرد هستند. غذاهای ما برای زن ها زیاد خوب نیست. مخصوصا بیضه اصلا برای زن ها خوب نیست.

چند وقت پیش چند تاجر املاک میلیونر قرار بود به رستوران بیایند. غذایی که سفارش داده بودند (آلت ببر) نایاب است و از چند هفته قبل سفارش دادیم و خرجش هم تقریبا 5700 دلارشد.»
بخاطر محبوبیت ببر در طب سنتی چین، نسل چند گونه از این حيوان در چین به خطر افتاده است. این مساله را که به نانسی گفتم پاسخ داد: «اوه ، ما آلت ببرهای پیر و در حال مردن را می خریم. تازه فقط سالی یکی دو سفارش ببر بیشتر نداریم. مزه آن هم با بقیه فرق زیادی ندارد. خاصیتش هم آنقدر که می گویند زیاد نیست. مردم فقط برای این سفارش می دهند که ثروتشان را به رخ همدیگر بکشند. راستی، آنهایی که آلت ببر سفارش داده بودند، جنین سقط شده گوزن هم سفارش دادند. آن را موجود داریم. برایتان بیاورم؟»

من قبلا هم چیزهای عجیب مثل چشم گوسفند و سوسک سرخ شده خورده بودم ولی این بار دیگر داشت حالم به هم می خورد. با این حال دیدم برای رعایت ادب هم که شده باید چیزی بخورم.

یک ظرف آلت تکه تکه شده گاو که با ترشی مخلوط شده بود روی میز بود. یک تکه برداشتم و خوردم. کاملا بی مزه و لاستیک مانند بود.

نانسی لبخندی مادرانه زد و گفت: «این یکی خیلی پر خاصیت است. باید هر روز بخورید.»

 —–

این گزارش در تاریخ شنبه 23 سپتامبر 2006 از رادیو بی بی سی پخش شد.

اصل گزارش به انگلیسی را از اینجا بخوانید:

http://news.bbc.co.uk/1/hi/programmes/from_our_own_correspondent/5371500.stm

Advertisements

فقط ایمن الظواهری رو کم داریم

این روزها ظاهرن آقای پرزیدنت ما و دستگاه همراه خدمت شایانی به دستگاه های سخن پراکنی می کنند و پنهان از همه، (حتا خودشان) نمی دانند که چقدر ارزش سهام رسانه ها را در بازارهای بورس افزایش می دهند. حالا این هم خدمتی است دیگر. بمالد!

گوشه و کنار که نگاه می کنم می بینم بعید به نظر می آید در طول تاریخ کوتاهی که عمر ناچیز بنده به نسبت سیاه چاله ها و کوتوله های سفید قد می دهد، هیچ کسی به این حد ایران را فصل خطاب بردهای داخلی و خارجی اش قرار داده باشد.

خانم هیلاری که همه اینجا از پیروزی اش خوشحال بودند و بشکن می زدنند که: دموکرات ها بیایند فصل فالوده خوری است. یکاره می زند تو پوز که اگر ایران یه قدم بر علیه اسرائیل بردارد، با خاک یکسانش می کنیم.

پیش بندش آژانس می گوید: نچ!  ایران اهل همکاری نیست. بعد معاون برادعی می آید، نمی دانم چه عسل خوری می شود که اعلام می کند: بچه ها وایسین می گه خودش می خوره! نزنیدش فعلن.

رابرت گیتس شکمش که می خواهد کار کند اول از همه شروع می کند برای این که برای رفقا تو باشگاه احتمالن فلان ثابت کند چقدر چیز سرش می شود یه حواله به ما می دهد که: جنگ با ایران پر هزینه است ( که این خودش کلی حرف است) اما نباید هیچ وقت این گزینه را از روی میز برداشت.

بازم بگویم؟

سویس و ژاپن هم که باز ورداشتن حساب های بانکی ایران رو زرت و زرت می بندند و تازه لبخند هم می زنند. بازهم آقا پرزیدنت می رود دنبال کار این ها.

شورای همکاری خلیج پارس هم پرچم پهن می کند قد کفن تمام قد والده مکرمه و زیرش گنده می نویسد: خلیج ال.. فلان و آقای رئیس ما می ره زیرش می شینه و عکس تمام قد با لبخندی به پهنای بناگوش میزنه، که هنوز جیشی که در مستراب های آن کشور کرده خشک نشده گوگل می گه اسمش اینه. امارات هم می گه اصلن جزیره های مارو پس بده که فهمیدیم این کاره هستی.

کار هر روز هم به نظرم داره بدتر می شه. آذربایجان محموله اتمی ایران را می خواباند. (فکر کنید آذربایجان). ایران بعد از کلی هارت و پورت در زمستان که ترکمنستان (فکر کنید، ترکمنسان) گفت ما گاز نمی دیم می گی چی؟ بعد مردم یخ زدند و پس افتادند، هم گقت آبروی ترکمن باشی رو می بریم اما امروز می شنویم که فرمودند: هر چی ترکمن ها می گویند قبول.

از این که بگذریم کشتی های ایرانی برای تحریم ها حتا نمی توانند در آبراه های جهان با پرچم ایران حرکت کنند.

خب توی مملکت هم که بدتر، دانش جعقری دشمن. پور محمدی دشمن. رضایی دشمن. موسویان هم که بر باباش صلوات. بقیه هم که افتادن دنبال ریشه دولت آقای احمدی نژاد اونم با اون مافیای کذایی دایی جان.

حالا همه به کنار، یکی از هنر های این دولت تراشیدن چوب بیس بال برای ما تحت این مردم دست از همه جا کوتاه است. اون از جریان هولوکاست که ما نفهمیدیم کدوم مشاور شیر پاک خورده لابد جوان ایشون گفت بگو تا محبوب بشی. اینم از این داستان 11 سپتامبر که باز یاد ایشون آمده که معلوم نیست کار کیه، که اینجا هم جناب ایمن الظواهری رو به جمع دشمنان کثیر ما افزود. فقط ما تو این کلنی دشمنانمون برادر ایمن الظواهری رو کم داشتیم. بابا یکی این بچه رو ساکت کنه تورو به حضرت عباس. شمع این مردم داره بد آب می شه. هیچ می فهمی داری چه کار می کنی؟

براستی فردای ما چگونه خواهد بود

هر روز خبر های بد، هر روز خواندن پیام هایی که هیچکدام به تو کد های امیدوار کننده نمی دهند. رشد نقدینگی در کشور. افزایش تورم 58 درصدی به قول دانش جعفری معزول و به قول بنگاهی سر کوچه ما 100 درصدی. دستگیری چند فعال زن و حکم شلاق برای آنان. هر روز خبر از مافیای قدرت دراقتصاد. پور محمدی در پی دیگران می رود. وزارت خانه هایی که هی پر و خالی می شوند. جامعه ترسیده از فردا. این که آیا نان به همین قیمت می ماند. نفت بر انداز 118 دلاری و رضایت ناشیانه گردانندگان یک کشور از این فاجعه. توقیف نشریات به روش فله ای.

این روزها کو خبر از امید؟ این مردم خیلی پوست کلفت شده اند، نه؟

پ.ن: خواندم که از این پس وزارت ارشاد بر نوشته های پیش از چاپ در مطبوعات نظارت و در مورد شاغلان مطبوعاتی تحقیق خواهد کرد.