تا لحظه های مانده سال، سلام

no2.jpg

ساعت روبرویم می گوید وقت تنگ است. من احساس می کنم که جسم تنگ است. بی هیچ قکری به یک هم خوابگی فکر می کنم. سرم می گردد. نمی دانم چرا زیبایم مثل ملک مرگ در دیده ام می آید.

همیشه این ساعت ها که میشه یاد یک خاطره از روز اول عید در سال هفتاد و نه می افتم…

برای دوستانم آرزوی آرامش دارم همان طور که برای دشمنانم. عید را میهمان دلم باشید. مهربانی کنید و خطایم بر من ببخشید. کوتاهی کردم. ظرفم تنک بود، شما در گذرید و برایم بمانید.

1 دیدگاه برای «تا لحظه های مانده سال، سلام»

  1. آشنایی با شما و اون گردهمایی کوچک دوستانه از خوب ترین حادثه های سال86 برای من بود.
    امیدوارم امسال هرجای دنیا که هستید سلامت و موفق باشید.
    نوروزتون شادتر از همیشه.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s