باراک حسین اوباما دارد یه کار هایی می کند

ظاهرن بارک حسین اوباما دارد تلاشش را می کند که نشان بدهد هم می توان سیاه پوست بود، هم کنیایی تبار بود و هم در انتخابات مقدماتی کارولینای جنوبی هم موفق شد.

راستی باراک اگرچه اسم اش حسین است اما مسیحی است، بیخودی برای خودتون حساب و کتاب وا نکنین.

Advertisements

متن کامل پیش‌نویس تحریم ایران

مفاد اصلي پيش‌نويس قطعنامه سوم مجازات‌هاي ايران را كه گروه پنج به علاوه يك در نشست برلين درباره آن توافق كردند و قرار است مبناي قطعنامه رسمي شوراي امنيت باشد، منتشر شد.

به گزارش خبرگزاری‌های فرانسه، رویترز و آسوشیتد‌پرس متن این پیش‌نویس چنین است:

محدوديت‌هاي اختياري سفر
از تمام كشورها مي‌خواهد درباره ورود يا عبور افرادي كه به طور مستقيم يا غيرمستقيم در فعاليت‌هاي حساس هسته‌اي ايران دخالت دارند هوشيار و باشند. اين افراد شامل كساني مي‌شود كه يا به طور مستقيم در فعاليت‌هاي هسته‌اي حساس ايران مشاركت دارند يا از اين فعاليت‌ها پشتيباني به عمل مي‌آورند.

ممنوعيت‌هاي اجباري سفر
از تمام كشورها مي‌خواهد اقدامات لازم را به عمل آورند تا از ورود يا عبور افرادي كه نام آن‌ها در ضميمه شماره دو اين قطعنامه مشخص شده است جلوگيري كنند.

توقيف دارايي‌ها
گسترش موارد قبلي توقيف دارايي‌ها در این پیش‌نویس درخواست می‌شود و افراد و نهادهايي را كه در ضميمه‌هاي شماره يك و شماره سه اين قطعنامه مشخص شده است نيز به موارد قبلي توقيف دارايي‌ها اضافه مي‌كند.

اعتبارهاي صادراتي از كشورها
مي‌خواهدكه در زمينه دادن اعتبارها و تعهدات مالي جديد براي تجارت با ايران از جمله اعطاي اعتبارها، ضمانت نامه ها يا بيمه‌هاي صادراتي مراقب و هوشيار باشند تا از حمايت مالي از فعاليت‌هاي حساس هسته‌اي و تسليحاتي ايران جلوگيري شود.

كنترل نهادهاي مالي
از كشورها مي‌خواهد درباره فعاليت‌هاي نهادهاي مالي خود با بانك‌هاي ايراني به ويژه بانك ملي و بانك صادرات و همچنين شعبه‌ها و نمايندگي‌هاي آن‌ها در خارج نظارت داشته باشند تا از ارتباط احتمالي اين فعاليت‌هاي مالي با فعاليت‌هاي حساس هسته‌اي و تسليحاتي ايران جلوگيري شود.

كنترل حمل ونقل
از تمام كشورها مي‌خواهد كه محموله‌هاي باري از ايران يا به مقصد ايران را چه با هواپيما و چه باكشتي كه از طرف كشتيراني جمهوري اسلامي ايران يا حمل و نقل هوايي ايران بارگيري شده است، در فرودگاه‌ها و بنادرشان به دقت بازرسي كنند.

خودداري ايران از توقف غني‌سازي
با نگراني جدي اعلام مي‌دارد كه ايران غني‌سازي اورانيوم و فعاليت‌هاي بازفرآوري و پروژ‌های آب سنگين را متوقف نكرده است و با آژانس بين المللي انرژي اتمي همكاري كامل به عمل نمي‌آورد.

پيشنهاد ديپلماتیک
اعلام مي‌دارد كه چين، فرانسه، آلمان، آمريكا، روسيه و انگليس علاقمند به اقدامات بيشتر و پي‌گيري يك استراتژي فراگير براي حل مسائله هسته‌اي ايران از طريق مذاكره بر مبناي پيشنهادهاي ژوئن سال دو هزار و شش هستند.

گزارش اژانس بين المللي انرژي اتمي
از مديركل آژانس بين المللي انرژي اتمي مي‌خواهد كه ظرف نود روز گزارشي درباره پايبندي ايران به توقف تمام فعاليتهاي غني‌سازي و بازفرآوري ارائه دهد.

وای امروز پنجشنبه است

بچه که بودم (البته از نظر ظاهر چون هنوز فکر کنم بزرگ نشدم، یک نازنینی می گفت تو از سن 14 سالگی رد نشدی) خدا خدا می کردم فقط صبح پنجشنبه بیاد. یه حال خوبی داشت. ذوق مرگ می کرد آدمو. نه به اندوه عصر جمعه بود نه به کثافتی صبح شنبه. یه رخوت خوش آیندی داشت. این که احساس می کردی نشئه روز خوب خدایی.

امروز پنجشنبه است. همون حس بچگی …

روم به دیفال، ذغال هستم خدمتتون

روز هشتم

اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com

این تبلیغ تازه ژاک آندره رو دیدین؟ ظاهرن کار بررسی صلاحیت‌ها باز صدای اصلاح طلبیون رو در آورده و یکبار دیگر تبلیغ این محصول مشهور یعنی ژاک رو تداعی کرده. بابا شما هم احوالی دارین‌ها خب ثبت نام نکنین، نکنین آقا. این جور که غلاغا خبر آوردن در هر منطقه‌ای که برف اومده دستی هم به سر و گوش لیست اصلاح طلب‌ها کشیده شده. گاز قطع شده؟ باز این وسط یکی مثل نخود نشسته پرید وسط، من دارم از رد صلاحیت صحبت می‌کنم شما از گاز افاضات می‌فرمایی. گاز که  رو سیاهیش موندبه ذغال رفت پی کارش  ( هاشمی رئیس ستاد حوادث غیر مترقبه، بعد از این که در فریزر خدا باز مونده بود و از سر دماغ همیشه در صحنه‌ها، عجمعین قندیل آوریز بود گفت: روسیاهی‌اش موند به ذغال ). حال این گزینه چهار جوابی را پاسخ دهید:

الف: ذغال استکبار جهانی است.

ب: ذغال اصلاح طلبان هستند.

ج: ذغال دولت های قبلی هستند که باعث برف و سرما شده اند.

د: بابا اصلن ذغال منم بی خیال این انگشت کردن ها بشوید.

البته در این گزینه نقش «ذغال فروش» در پشت پرده ماند که حتمن بعد از بیست و چهار اسفند خود‌ دوستان میزارنش روی میزو می گن: وولک فقط بگو ایول.  راستی من یادم آمد از این بیست و چهار اسفند و باز هم به اقتدار و بینش عمییییق دوستان پی بردم. ببینید! اونقدر این انتخاب روز انتخابات عالی بوده که به این مناسبت قبل از انقلاب هم دو سه تا از میدون‌های اعلیحضرت رو هم به همین نام گذاشتن چون می‌دونستن ما در این دوره طلایی می خواهیم در یه همچین روزی انتخابات برگذار کنیم. دست مریزاد. من هر روز به کرامات حضرتش بیشتر می پیم (یعنی پی می‌برم).

اما از برف سرما که آدم می‌نویسه دو جاش یخ می‌زنه، دومی انگشتاشه. پلیس اسکی تو دیزین گفته خانما بعد از این بکنن تو… موهاشونو. ولی نگفته کدوم تو و این تو می‌تونه خیلی تو باشه، کمی تو باشه، یه ریزه تو باشه، کلن تو باشه و در نهایت کدوم تو؟ اخیرن بروشوهایی در ابتدای جاده چالوس توزیع شده که در اون توضییح داده شده که خانومای محترمه، شلوار اسکی چسب نپوشن، کاپشن کوتاه تنشون نکنن، موهاشونو بکنن تو، آرایش نکنن حتا از این چکمه های ساق بلند تا بالای زانو هم نپوشن… ببینید من واقعن علاقه مند شدم برم ببینم پلیس اسکی از نزدیک داره این مظاهر تووووپ بد‌حجابی رو چطوری ارشاد می‌کنه. عجب جای باحالی بوده دیزین و ما ستون به مزد‌های پلشت نشسته ایم از همه جا بی خبر.

بعد از لذت بردن از مصادیق مبارزه با شلوار‌های تنگ و بدن نما و چسب و خوشرنگ می‌پردازیم به صحبت های کی؟ آهان، مثل همیشه با اشتیاق فراوان، دکتر الهام. او در جلسه هفتگی بعد از این که نامه رئیس جمهوری به رئیس مجلس منتشر شد و حداد عادل هم گفت ببخشید قانون اساسی این طرفی باید بررسی بشه، اگفت: علاقه نداريم مباحث ميان دولت و مجلس در سطح عمومي و از تريبون‌ها بيان شود. آخه من نفهمیدم بالاخره باید مباحث مطرح بشه یا نشه. سر جریان موسویان دکتر گفت باید از تریبون ها مطرح بشود. اینجا نشود بالاخره بشود یا نشود؟ در ضمن ما می‌خواستیم دو تا ایستگاه پایین تر پیاده بشویم. می‌خوره بچه یا ما بخوریم…

مجلس تصویبی با دو فوریت کرد که چاپ پوستر برای کان دیده ها ممنوع شود در همین راستا تاج الدینی نماینده تبریز بگفتا: ما مي‌خواهيم آدم هاي لايق به مجلس بيايند، بنابراين نيازي به چاپ و نصب عكس نيست. اینجا سوالاتی که پیش می‌آید اصلن موهوم نیست. اما یکیش خیلی موهومه است: پس کی عکس با چشمای خمار بگیره در حالی که یک خود نویس لای انگشتاشه، زیرش بنویسه: فقط برای تو؟ اونوقت می‌گین مردم نمی‌تونن استعدادشونو شوکوفه کنن. بمالد یعنی بماند.

 من فقط یه جمله دیگه بگم و عزیزان رو به خدای بزرگ بسپارم: نشت گاز منوكسيدكربن در سالن انتظار يكي از سينماها به مسموميت ٢٢هنرمند و ورزشكار پيشكسوت منجر شد. سرهنگ مهدي احمدي، رئيس اداره ارتباط رسانه اي نيروي انتظامي در گفت وگو با ايسنا با اعلام اين خبر، گفت: ساعت ٢١شب يكم بهمن ماه، تعدادي از هنرمندان و ورزشكاران و پيشكسوتان براي برپايي مراسم عزاداري سومين روز از شهادت امام حسين(ع) در سالن انتظار سينما جمع شده بودند كه نشت گاز در محيط به مسموميت ٢٢تن از حاضران منجر شد. خب دوستان دفعه بعد در فضای باز عزاداری کنید! 

عزاداران چای بدست، دانش آموزان سیاه پوش

هشدار: صحبتی که دارم هیچ از اعتبار عظمت مرد کربلا و حرکت انسانی اش کم نمی کند چون اساسن من برخی رفتار ها را متوجه او نمی دانم. این که ما بنیان برداشتمان را غلط نهاده ایم متوجه کسی با حرکتی بزرگ نیست.

اول. این روزها یخ بندان است و سرمای فراگیر همه جای ایران را گرفته. خیابان هایی لغزان، که  با یک ترمز انگار در پیست پاتیناژ رانندگی می کنید. یک باره در حال دعا خواندن و شش دانگ حواس به خط جلو داشتن، می خورید به  تجمع آدم هایی که نمی فهمید چرا ماشین های شان را وسط خیابان پارک کرده اند. دهنه را می کشید. از بغل یک عابر شانسی در می روید به جلویی نمی خورید و عقبی به شما نمی زند. و بالاخره می ایستید. خیمه جامعه الفلان چایی وسط خیابان سرو می کند.

دویم. سرویس مدرسه بچه تان به خانه زنگ می زند که: آقا زاده  نمی خواهد به مدرسه بیاید، مدرسه را تعطیل کردیم. مدرسه ها بعد یک هفته تعطیلی سرمایی، حالا بنابر احترام به عزاداری سالار شهیدان امتحاناتش عقب افتاده و البته باز است اما به سلامتی هر کس هر وقت و هر کجا که می رود درست است.  یه بچه تخس  می گفت: در این ایام سوگواری بازی بیلیاردش در اثر تمیرین عالی شده.

سیم. داشتم از یک خیابانی رد می شدم دیدم وسط خیابان یک پرده بزرگ بی هیچ پسوند و پیشوندی نوشته: قربون بدن لخت و برهنه ات برم.  من با خواندن این پرده توانستم حدود بیست و پنج  فانتزی س ک س رو در ذهنم تداعی کنم، البته بعد هرچه فکر کردم نفهمیدم در این ایام چرا یکی فقط باید قربون بدن های برهنه بره؟

چهارمندش. بالاخره زبون چهار تا آدم باز شد که بگویند این جریان مونوپل عزاداری برای حضرت سید الشهدا توسط آقایون مداح که علی رغم این که شغل رسمی تو کشور ندارند اما الحمداله برای خودشون یه مافیا هستند و با آهنگ های هارد راک هوی متال و سبک و سیاق های من در آوردی و لس آنجلسی دارند چه خدمتی به استکبار دهن سرویس می کند.

السلام علیک یا سید الشهدا. می دونید خیلی هایی که باید جواب خون حسین رو در روز حساب پس بدن حتمن از بین همین سینه چاکان برهنه پسند هستند و احتمالن بدلیل جمعیت زیادی که خواهند داشت. لابد یزید را هم شرمنده خواهند کرد.

ول کنید. داشتم یه نوحه را از همین برادری که فیلمش تو موبایل ها هست که با اخلاص پای منقل و بافور و با دو خانم جیگر طلا نشسته، گوش می کردم. شاه بیت اش این بود: آخه من سگ حسینم…

اون درو ببند سوز میاد تو یا ترکمن باشی می خورمت!

روزهشتم

اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com  

من مطمئنم در دور بعدی انتخابات آقای رئیس جمهوری، احمدی نژاد بالاترین رای را در بین «رای اولی‌ها» خواهد آورد چون بی شک اگر اندکی قدر شناسی در وجود این اولی‌ها باشد هیچ‌گاه خاطره تعطیلات «دولت پیچ» دوران ریاست جمهوری نهم را فراموش نخواهند کرد. فکر کنم یکی از تخصصی‌ترین برنامه‌های دولت در دوران خودش که بی‌بدیل هم بود، داستان تعطیلی‌ها بوده باشد. به این اس ام اس فرد اعلاء توجه کنید:

…به دلیل بارش برف و مصادف شدن با ایام محرم و سپس دهه فجر و در انتها عید نوروز مملکت تا اردیبهشت ماه تعطیل است…( اونو هفتصد و نود و سه نفر برام تا حالا زدن ).

خب معمولن این طنز و منز‌ها ریشه در یک حقیقت پنهان دارد. شما وقتتان را صرف پیدا کردن علت نکنید، بی خودی دنبال معلول بگردید که تا دلتان بخواهد در این ولایت ما معلول پیدا می‌شود. آن‌هم از نوع غیر حرکتی. یه مملکت با بارش برف رفت تو قوطی والسلام!

البته بازار تقدیر و تشکر‌ها هم کلی گرم بود و همه دوستان برای هم نوشابه باز می‌کردند یکی می‌گفت کار تو حرف نداشت و اون یکی می‌گفت اصلن نفرمایید، کار «تو» حرف نداشت و خلاصه ما تو خبرها خوندیم که نوزده نفر در اثر سرما تاکنون جان باخته‌اند در نتیجه کار همتون حرف نداشت. بنده گفتم حیف شد که سعادت ادامه حیات رو از دست دادن، خب عیبی نداره. مهم اینه که دوستان ما سعی‌شان را با تعطیلی مدارس و ادارات کرده اند شما سخت گرفتید که یه خورده مردید.

البته در راستای خبر‌های همه کس پسند هم، دیشب پری شب شنیدم که اخبار گفت: در ادامه عملی کردن همون اس ام اس کذایی امتحانات مدارس هم تا سی ام دی ماه تعطیل شده و  رفته پی کارش. قربونت برم. بچه یکی از رفقای ما می‌گفت من همیشه سر نماز برای رئیس جمهوری‌مان دعا می‌کنم چون: بی تو هیچم …

اما صحبت های دیگری هم هست که لزوم اشاره به آنها در این ستون کاملن اجتماعی، عشقی جنایی و پلیسی احساس می شود. مثلن همین سرمایه‌گذاری‌های ما در کشور‌های مختلف که آخر دست‌مان را گاز می‌گیرند. گاز بعله گاز. وقتی در ترکمنستان قحطی شد نان در نانوایی‌های ما تنوری نشده، سیل کمک‌های انسان دوستانه بین‌المللی شیفته خدمتی و نصب در محل ما، با خروار خروار گندم وارد عشق آباد شد. حالا همین ترکمن باشی قرارداد گازی که تا سال 2020 با ایران دارد را در سال دوم یک باره از هزار متر مکعب هفتاد و پنج دلار به دو برابر افزایش داد و شیر را هم بست و گفت: فوتینا! گندم دادی که دادی. می‌خواستی ندی. گاز ما این مدلیه. مخین بخین. نمخین نخین (مشهدی بود). البت به نقل از تابناک خبردار شدیم، محمود احمدي نژاد در سفر اخیر خود به شيراز اعلام كرده كه «بعضی ها» در داخل كشور ، از تركمنستان خواسته اند كه گاز صادراتي خود به ايران را در فصل زمستان قطع كند. به دین سان باز هم ضمن تقاضا از خانم فاطمه رجبی برای رو کردن دست این داخلی‌ها خرسندیم که این یکی هم خوشبختانه کار داخلی‌های دشمن دولت بود و البت دیگر این که ما هم با یک حرکت انقلابی و خود جوش و گسترده در جواب این جمله با خشونت گفتیم: قهر، قهر تا روز قیامت… الهی غرق بشی ناناز.

 بگذریم که هوا سرده و سوز میاد. اون در ببند آبجی تا بقیه اش رو هم براتون بگم.  باید در ادامه یکم از سرما نگویم که چیزم دارد دیگه بهم می‌خورد از لرز، یعنی دندان هایم. ترکیه بعد از مال خود کردن مولانا و برگذاری با شکوه هشت‌صدمین سال تولد مولانا، این بار دست بر روی حکیم بذله گوی خراسانی یعنی ملانصرالدین گذاشته و بنا دارد هشت صدمین سال تولدش را به عنوان یک شخصیت مشهور ترک جشن بگیرد. با این تفاسیر شما در آینده باید منتظر باشید که شناسنامه‌های مردم هم صادره از آنکارا و استامبول شود و خب کسی هم وقت پیگیری این جور کار‌های الکی را ندارد. بهتر است به شناخت دشمنان داخلی و کم خدمتی های دول قبلی بپردازیم و موشکافی‌مان را صرف گردن انداختن این طوق بی فایده گی هایمان کنیم که دنیا و آخرت در این باشد بس. اوووو هفته قبل کلی چیزای دیگه هم برای نمک ریختن بر زخم بود که اگر این ستون قد میداد چهار برابر این هم می شد در افشانی کرد.( ها؟ مگه چیمان کمتر از ملانصرالدینه؟ تازه ترکا اگر کمی همت می‌کردند یه عالمه از همین نصرالدین‌ها  هر روز دارند راست راست راه می‌روند و کسی بهشان جرئت نمی‌کند بگوید ملانصرالدین ). تازه موتورم گرم شده بود که از انتخابات و کان دیده های اینورکی و اونورکی بنویسم و این که راههای قزوین همه بسته شده و برای همین هفت هزار نفر اونجا گیر افتادن و در آنجا به همین مناسبت عید اعلام شده، که دیدم سرم خورد به ته ستون. خدا هفته بعد رو از آدم نگیره. یا ارحم الراحمین.