سارتر

اين همان چيزي است که مردم را گول مي زند : انسان هميشه نقال داستان است . او در احاطه داستانهاي خودش و داستانهاي ديگران زندگي مي کند . هرچه را که برايش رخ مي دهد از خلال اين داستانها مي بيند ؛ و مي کوشد زندگيش را طوري بگذراند که گفتي مشغول نقل کردن آن است . . /ژان پل سارتر 

درایت آمریکایی

اولين بار که ناسا فضانوردان خود رابه فضا فرستاد متوجه شد خودکارها درجايي که جاذبه صفر نمي نويسند
براي مبارزه با اين مشکل دانشمندان ناسا يک دهه وقت صرف کردنند وبعد از خرج شدن 12ميليارد دلار توانستند خودکاري بسازند که در جاذبه صفر در زير آب و بر تمام تمام سطوح بجز شيشه مي نوشت و جوهرش در منهاي 300 درجه سانتي گراد هم يخ نميزد.
اما روسها در اين ميان راه حل بهتري پيدا کردند :
!
از همان ابتدا با مداد مي نوشتند !

هر دم از این باغ باقالی تازه می رسد

روز هشتم

اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com

مثل این که در بم هیچ کس از یادش نباید برود که چهار سال پیش چه خبر شده. خلاصه تن و بدن مردم همیشه باید از دست یکی بلرزه. یک مدت از دست مسوولان که بجای خانه ساحتن استادیوم با دو برابر ظرفیت مردم می سازند. یک بار از دست قیمت هایی که یک شبه به یمن عملیات مهرورزی چنان می کند که یک متر هم نمی توانند سر پناه بسازند و یک بار هم از دست بانک ها که خانه دار نشده قسط شان به سر می آید و دست آخر هم از دست طبعیت، که در سالگرد بم و زلزله اش باز مردم را می لرزاند. خب بمی های عزیز ظاهرن سهم شما از حکایت این بیت شاهد است: آهای مرمر سینه بلرزون بلرزون، هوار هوار ….فعلن بلرزون تا ببینیم بیست و چهار اسفند چی میشه.

این کلمات کلیدی که به ذهنم خطور می کنه یه هو یه چیز دیگه یادم میاد. مثلن مهرورزی که می گم یاد جریان مورد مهر و عنایت قرار گرفتن مدیر سایت تابناک و یا بازتاب پیش از این، توسط شخص سرکار خانم رجبی می افتم. خوبه که آدم خانواده گی بورزه. دکتر یه جور، فاطمه خانم هم یه جور. در هفته ای که گذشت رجبی به این خطر اشاره کرد که یه مشت نظامی قدیمی که اینک مستعفی شده اند سایت خبری راه انداخته اند و با ادبیات کم سواد دارند به دنبال کودتا می روند. خانم فاطمه یکی از حسن های بزرگشان این است که یک چشم را می بندند و از همان چشم به همه منصانه نگاه می کنند. ما چون ایشان می دانیم این موضوع نظامی هایی که کار و بار توپ و تانک را ول کرده اند و  دارند به امور مهرورزی می پردازند فقط مربوط به این سوی جوی است و صد البته سردار افشار، سردار ذوالقدر، سردار رئیس و حدود یه خروار سردار که یا فرماندارند و یا استاندار و یا معاون و یا وزیر هیچکدام خطر کودتا محسوب نمی شوند الا همین هایی که ایشان شناسایی کرده اند، چون سرداران وزارت کشوری هنوز هم سردار هستند نه مستعفی. ما باید همیشه از این چشم بینای خودمان ممنون مند باشیم.  

موضوع بی ربط: شما سنتان قد نمی دهد، اما یه سوال از بزرگتر ها بکنید ببینید «فاطی کوماندو» را که اوایل انقلاب بود و الان نمی دانم روحش کجا حلول کرده، یادشان می آید یا نه؟

اما به خدا من از روحیه دکتر الهام کیف می کنم. این عزیز دلبند همیشه صحبت هایش در هیات دولت یکی از موضوعات مورد علاقه و شنیدنی برای من است. به قول روانکارها: خنده بر هر دردی دواست. دکتر هنرش این است که همیشه یه جواب در آستین دارد و به همین دلیل من حق می دهم که رئیس جمهوری اگر می توانست باید یه سه چهار پست دیگر هم تولید می کرد و در اختیار این دوست می گذاشت تا فیض ما کامل شود.

در جلسه هیات دولت، خبرنگار از ایشان پرسید که نظرتان در مورد تورم که دارد از تیر چراغ برق بالا می رود چیست گفته: اوهوکی! اگر دولت قبلی بود که می شد صد در صد. ما تازه آمدیم جلوش رو تو همین جا گرفتیم. یا با حالتر جواب یکی دیگه بود که پرسیده بود: ما وارد ماه دی شدیم و دولت قرار بود آذر ماه پیشنهاد بودجه بده و هنوز بودجه ای به مجلس پیشنهاد نکرده، چرا؟ که الهام هم با صبوری تمام توضییح داد: اولن که ما گفتیم آذر اما قول ندادیم. دومم امروز تازه اول دی ماهه که فرقی با آذر نمی کنه، سومن حالا سعی می کنیم تا این یکی دو ماه دیگه کارو تموم کنیم. خوشتون آمد؟ به این می گن پاسخ های منطقی. مو لا درزش نمیره.

البته در این وسط اگر یه هفته گاز سر دشت قطع شده به فدای سرت، فعلن دو دو علی گلابی شده، جلال طالبانی رئیس جمهوری عراق که این روزا هی برای ایران نوشابه هم باز می کرد، یک هو در مورد توافقات مرزی الجزایر 1975 گفته: برو بابا قطعنامه الجزایز مال دوره رژیم طاغوت بوده. شما که امضا نکردین… و البته من فکر می کنم این بعد از سهم سیزده درصدی دریای خزر و شرکت در کنفرانس سران همکاری خلیج فارس که ادعای تنبین ( تنب کوچک + تنب بزرگ ) را می فرمودند، خیلی هم چیز ناتراشی نیست که بدن دست آدم.

 خداییش هر دم از این باغ بری می رسونی غضنفر!