سناریویی از غضنفر آباد یا شتر دیدی ندیدی

 توضییح اول: این فیلم برای افراد زیر 18 سال بدآموزی  و برای بالای 18 سال به شرط عبرت و یک بار نگاه کردن و عدم تصور صحنه های توووپ مستجنش با ارائه کارت شناسایی آزاد می باشد.

توضییح دوم: غضنفر آباد سرزمینی خیالی در  بین النحرین و در نزدیکی شمال قفقاز است، لذا هیچ غضنفر آباد یی اگر واقعن وجود دارد به خودش بر ندارد.

——-

توجه این سناریو کاملن تخیلی است. لذا هرگونه تشابه اسمی هم که در آن می بینید بی ربط است. سعی هم نکنید تو این ور و اونور راه بیفتید و جیک و پوک چیزی را در بیاورید. اگر یه وقت به چیزی مشابه بر خوردید به من هیچ نوع ربطی نداره من اول عرض کردم: این یک ماجرای کاملن تخیلی است.

سکانس اول:

نما روز داخلی/ خارجی

خانم وارد کلانتری می شود.

…آقای پلیس! من می خوام از دست شوهرم شکایت کنم. او به من مشغول خیانت است.

آقای پلیس: خواهر من. وقتی می گویید مشغول خیانت است، یعنی همین الان دارد خیانت را می ورزد.

خانم ماجرا: بنده هم دقیقن همین را گفتم. او همین الان مشغول رابطه نامشروع با خواهر من یعنی خواهر زنش است.

حالا آقای پلیس که از تصور صحنه یه جورایی لرزه خفیفی به بدنش افتاده می گوید:

یعنی شما می فرمایید الان خواهرتان مشغول عمل شنیع فیلم سکسی  با شوهرتان است؟

خانم: بعععله. منتها به این شرط که شما بجنبید.

 در اینجا پلیس ماجرا، غفلت را صلاح نمی داند تیمی که مایل به همکاری هستند یکباره خود را به ایشان می رسانند و همه به سوی منزل این شوهر نان زیر کباب خور، یورش می آورند.

صدای آژیر/نمای خارجی/روز

در باز می شود و دوستان پلیس ها خود را به داخل خانه می رسانند.

 در اینجا در منزل شهود به همراه خانم خانه چه صحنه ای می بینند که بیا و ببین. همه که با ولع ببخشید با دقت صحنه جرم را بررسی می کنند، می بینند آقا برهنه و توام با  اندکی بوی الکلی که احتمالن مربوط به آمپول در باسن بچه بوده لخت به روش آخرین تانگو در پاریس مشغول عشقولانه کاملن حرفه ای هستند. آنهم به حمد اله با خواهر زنشان. یکی از آن ته داد می زند:  فکر کنم صحنه  را دیدم. کات.

نمای داخلی/ روز/اکشن

این آقا با فریاد هرکی .. داره بیاد جلو دست بر تنبان آویز بر سر جالباسی می برد و از نیام یک فقره کالیبر 38 در می آورد و فریاد می زند: نفس کش…

نیرو های کمکی می رسند، یک تیر هوایی جناب آقا کفایت نمی کند و ماموران با خلع سلاح نامبرده را به کلانتری می برند و البته در آخرین صحنه باز هم با گفتن ایول ل ل ل  یک دید به خواهر زن لخت و عور می اندازند و می روند. آقای ماجرا که همین طور می بردنش داد می زنه: من نماینده…. پدرتونو…. مادرتونو… که آقای رئیس کلانتری هم می گه اگه تو نماینده… منم ملکه انگلیسم!

نمای داخلی / روز / کلانتری

فردای آن روز با تایید یک نامه، ثابت می شود اون آقا نماینده … بوده اما رئیس کلانتری ملکه انگلیس نبوده، لذا تا کمر دولا می شود و حاضر به بوسیدن اندام میانی این برادر می شود.

 نمای فضایی/روز و شب

صدا ها در هوا می پیچد. در فضایی موهوم: برخی می گویند قضیه در دست بررسی است. برخی می گویند برو بابا با این داستان خیالیت، بعضی می گویند نشا… شب درازه.

ما هم در جواب می گوییم: این فقط یک داستان تخیلی برای یک فیلم تخیلی بود. شاهدش هم این که در این چند وقت شما خبری در این زمینه شنیده اید؟ یا این که شنیده اید مثلن نماینده ای، چیزی استعفا بدهد؟ یا این که کسی از این بابت توبیخ شود؟ نشنیده اید دیگر پس دیدید تخیلی بود.

2 دیدگاه برای «سناریویی از غضنفر آباد یا شتر دیدی ندیدی»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s