پلاک ها عوض می شوند و تو در خوابی

یادم می آید یک روزی قرار شد پلاک های اتومبیل در ایران عوض شود و ضرب الاجلی هم تا  آخر اسفند آن سال که یادم نیست هفتاد هشت بود یا هفتاد هفت گذاشتند. آن روزها ملت تو صف می خوابیدند تا در این ماجرا که تهدید هایی هم شده بود که اگر برچسب تعویض پلاک بر روی شیشه نباشد ماشین را خواهند خواباند و غیره و غیره، از قافله عقب نمانند. کار به جایی رسید که دزدها بجای زدن پخش ماشین شیشه را می شکستند و برچسب تعویض پلاک می زدند. یک روز که به دنبال پخش سرقت شده ام سر از راسته «سید اسمال» در آورده بودم خودم دیدم که طرف برچسب را به بیست هزار تومان می فروخت. بعد رسم شد رویش یک چسب می چسباندند و قص …

اما بعدها دیگر خبری از تعویض پلاک نشد و  این تو صف خوابیدن ها و دو هزار و پانصد تومان دادن ها مشمول مرور زمان شد و چند سال بعد چندین برابر در تعویض پلاک های «ایران» از خلق خدا پول گرفته شد و کس هم نپرسید، تکلیف پول آن مادر مرده هایی که چند سال قبل رفتند و دادند چه خواهد شد.

روزی چند اتفاق این چنین در  کشور می افتد.راستی  این تخلف است  یا نه؟

امروز صبح در اخبار ساعت هشت و نیم رادیو جوان که اتفاقن با آب و تاب هم می گفت،  می شنیدم که استاندار نمی دانم کجا، شبانه یک مدیر کل را در استان تحت امر به علت دریافت 25 سکه رشوه برکنار کرده و البته مجری هم به آنی که من فکر می کردم  اشاره کرد که، در این برخورد به همین حد بسنده شده است و موضوع در دستگاه قضایی طرح نشده. البته طرح شده اش هم دیدنی است. روزنامه ای چند روز پیش نوشته بود که پرونده تخلف اقتصادی فلان آقا در گمرگ رو شده. دریافت مبلغ مبلغ سی دو میلیون تومان و این اعلام در راستای اطلاع رسانی در مورد خون آشامانمتخلف اقتصادی است. بله مبلغ سی و دو میلیون تومان! (عجب خون آشام بی بخاری) 

نمی دانم چرا مردم نمی فهمند که گویندگان این اخبار بیشتر به فکر نشاط مردم هستند. تا مردم بخوانند و بخندند که گویند: خنده بر هر درد بی درمان دواست!

سود بانکی را صفر می کنم

شعار دادن یک سنت کاملن حسنه است که در رگ و پوست گردانندگان مملکت ما همیشه جاری و ساری است. یک حساب سر انگشتی کافیست به خاطر بیاوریم که:

یک. رئیس نیروی انتظامی وقتی رئیس ستاد مبارزه با مواد مخدر شد، در اولین مصاحبه تلوزیونی گفت: بی خود انتقاد نکنید! من تا شهریور سال جاری مواد مخدر را ریشه کن می کنم یا دست کم برای تمام قاچاقچی ها مملکت را نا امن(نقل به مضمون). 

دو. آقای رئیس جمهوری هم این نکته اش که زبان زد خاص و عام است: اگر رئیس جمهوری شوم،  نفت را بر سر سفره مردم می آورم.

سه. خوب حالا هم جناب مظاهری که هنوز روی صندلی بانک ننشسته گفته  من سود بانکی را با طرحی که دارم صفر می کنم!

گویند هم نشین تو از تو به باید تا ترا عقل و دین بیفزاید… وقتی نفت را رئیس جمهوری بنا هست سر سفر تحویل دهد، باید دستکم رئیس بانک مرکزی اش نرخ سود را به صفر برساند.