باید نوشت تا بی نهایت تا آخرین لحظه

شب از نیمه گذشته است. کسی امروز به من می گفت تا کی می خواهی کار بیهوده کنی. بس نیست این همه نوشتن و نوشتن و نق زدن. اگر حرف کمی هم خریدار داشت تا کنون بهایش را می پرداختند و من فکر می کنم بهایش را من «پرداخته ام». نمی خواهم و نمی توانم ترک کنم. می نویسم ازنه سر سرسپردگی، نه از سر دروغ و دغل باور کنید. می نویسم چون احساس می کنم مردم را برادرانم را و خواهرانم را حتا آدم هایی که در این کشور در پیکره حکومت قرار دارند و از سر بی خردی بد می کنند را دوست دارم. همین کافی نیست برای تا بی نهایت …

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s