و این قصه سر دراز دارد

اردوان روزبه

روز جمعه تلوزیون دولتی ایران به ترتیب در کانال یک با پخش فیلم سینمایی – تلوزیونی «بند باز» و در کانال دو با همین روش فیلم «قهوه اسپرسو» را پخش کرد. این دو فیلم که دقیقن بعد از گذشت یک روز از بر روی آنتن فرستادن برنامه «به اسم دموکراسی» بود. با دو محور مختلف اما با یک بیان مشترک به طرح موضوع می پرداخت.

«بند باز» داستان دختری بود که با همکاری برخی سازمان های ذی ربط که البته اسمی هم از آنها برده نمی شود، در قالب یک خبرنگار و مسوول روابط عمومی یک شرکت دارویی وارد باندی مخوف می شود که با وارد کردن برخی داروی های تاریخ گذشته، همکاری در تولید مواد شیمیایی که دست بر قضا خود این خانم هم از آسیب دیده گان بمب های شیمیای است و تست برخی داروهای خطرناک که با حمایت سازمان ها و طرف های خارجی انجام می شود، در ایران قصد شیوع بیماری و غیره دارند و با کمک این خانم که به برای جلب اعتماد معاون مالی شرکت که پل رابط خارجی ها هم  هست، از هیچ گونه لوندی گری و عشوه هم دریغ نمی کند. در نهایت باند شناسایی و عوامل داخلی و رابط های خارجی مرتبط یافت شده و شبکه متلاشی می شود.

درست بعد از اتمام این فیلم، شبکه دوم تلوزیون با پخش «قهوه اسپرسو» از منظری دیگر به موضوع وارد می شود. دکتر آرامی کارمند سازمان انرژی اتمی، فرمانده گردان سابق و بریده از سازمان مجاهدین خلق سابق تر به دلیل دست درسی به اسناد فوق سری انرژی اتمی، هم مورد توجه حراست و دستگاه امنیتی داخل و هم سازمان های اطلاعاتی خارجی قرار می گیرد. این سازمان ها با اعزام برخی عوامل مجاهدین از یک سو و از سوی دیگر برخی عناصر بر انداز در قالب مدرس در یکی از مراکز چاپ و نشر قصد دارند اهداف امنیتی خود را دنبال کنند. در این فقره شما با صراحت شاهد هستید دستگاه امنیتی با روش های مختلف، دکتر را هدایت کرده و در نهایت سیستمی که در قالب معلم امور چاپ، نقاش و هنرمند عواملش را برای براندازی و اخلال فرستاده است، متلاشی می کنند و دکتر نیز به دست یکی از همین عوامل امنیتی نجات می یابد.

فارغ از ساخت سطحی و اکشن رو حوضی که از خصلت های برنامه های تلوزیون است، توجه به یک – دو نکته، به نظر من توام با تامل است.

پس از پخش دو قسمت برنامه «به اسم دموکراسی» و اظهارهای تاجبخش، جهان بگلو و اسفندیاری دال بر همراهی و کمک به سازمان های غیر دولتی، مراکز مطبوعاتی، نشست های فرهنگی، دانشگاهی و هنری و حتا مراکز خیریه عملن فیلم به دنبال زیر ذره بین گذاشتن موارد نام برده ساخته شده بود.

کمتر با صراحت در ایران فیلمی در مورد فعالیت های وزارت اطلاعات ساخته می شود و به نظر می آید هدف از ساخت این فیلم، اشاره به مراحل پشت صحنه به اسم دموکراسی بود.

اخطاری که در «به اسم دموکراسی» و این دو فیلم نهفته بود چندان درایت لازم ندارد و بهتر است مخاطب ها سعی کنند این پیام را درک کنند.

 من در پست قبلی اشاره کردم که با توجه به کلی گویی های برنامه اظهارات سه تن، بیشتر این برنامه هشدار و پیامی داخلی داشته است. لذا امیدوارم ادامه این روند خیر باشد. 

1 دیدگاه برای «و این قصه سر دراز دارد»

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s