به بهانه پخش صحبت های هاله اسفندیاری در سیمای دولتی ایران

 یا: پیام کاردینال ریشیلیو به نهاد های دموکراتیک ما

اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com

در حالی که در چند روز گذشته بارها و بارها تمامی شبکه های دولتی ایران تبلیغ پخش برنامه ای با عنوان «به نام دموکراسی» را می کردند، تلوزیون نشان داد که بنا دارد به وعده ای که قبل تر در مورد پخش صحبت های براندازان «نرم» داده بود، عمل کند. وزیر اطلاعات آقای محسنی اژه ای در همان بدو امر با ذکر این موضوع که این برنامه بار «حقوقی» ندارد، این سوال را بوجود آورد که برنامه ای که بار حقوقی ندارد لابد درگیر بار محتوایی هم خواهد بود. پس علت پخش آن چیست؟ ممکن است فقط پیامی داشته باشد؟

ترکیب این برنامه و پخش موازی صحبت های هاله اسفندیاری، کیان تاج بخش و رامین جهان بگلو با مسیر «انقلاب نارنجی» در گرجستان و برخی اشاره های تلویحی مانند علامت زدن به دور چند فرد در فیلم سخنرانی بوش در گرجستان، آنهم بدون توضیح این شائبه را بیشتر می کرد که ما با افرادی کاملن حرفه ای در راه انداختن انقلاب های مخملی مواجه هستیم، برنامه ریزانی از سوی دولت های سرمایه گذار و دانشجویانی نابکار آنهم بدون بار حقوقی. توضیح های هاله اسفندیاری در بخش اول، که همه توقع داشتند بیشتر پیرامون رفتارهای جاسوسانه و اعلام اعداد و ارقام همیاری به احزاب اصلاح طلب و جنبش های دموکراتیک و یا تحول گرای باشد، بیشتر به شرح برنامه ریزی ها و روش های کار در بنیاد «وودرو ویلسون» می پرداخت. این درست نقطه مقابلی بود از تحلیل ها و نوشته هایی که نشریاتی مانند کیهان و صریح تر از آن «یا لثارات» در شماره های اخیر خود داشتند. چنانچه ارگان رسمی «حزب اله» در شماره اخیر خود (چهارشنبه 20 تیر شماره 431) اشاره به اعتراف صریح اسفندیاری در پرداخت مالی به جناح اصلاح طلب ایران کرد، این نشریه با اشاره به حمایت مالی از سازمان های غیر دولتی زنان، همچنین شادی صدر و حقیقت جو، به جمله نقل شده از اسفندیاری نیز پرداخت که: …ما امسال را در ایران سال تنش اعلام کرده بودیم…

شاید «یالثارات» بنابر ضرورت به صورت روشن، اشاره ای به ضعف های مدیریتی در کشور، جنجال آفرینی های خود ساخته، برخوردهای مقطعی در مورد بد حجابی و پاسخ های فیزیکی به نهادهای دموکراتیک ایران نکرد و اساسن به این موضوع نپرداخت که با توجه به حرکت های سیستماتیک درون دولت در عدم ایجاد ثبات در بازار و نبود فرآیند قانونی در مقابل رانت های دولتی و خانوادگی که از چند دهه قبل آغاز و هنوز هم ادامه دارد، یکی از شرکای پروژه انقلاب نرم و نارنجی خود دولت به حساب می آید. به این معنا که، یا نظام خود بنابر نظر بنیادهای  کذایی مشغول ایجاد تنش است، یا عواملی از آن سوی مرز در تصمیم گیرنده ترین بخش های نظام رخنه کرده و دستورات براندازان را اجرا می کنند و یا حوادثی دیگر که ممکن است آحاد مردم هیچگاه از آن نشنیده اند و شاید هم هیچوقت نشنوند. با این حساب شاید به همین میزان باید بسنده کرد و اقرار صریح و بدون پرده پوشی دستکم فعلن به نفع سیاست داخلی به حساب نیاید.

البته برنامه در بخش اول که روز چهارشنبه پخش شد بیشتر به توضییح در مورد شیوه کار و برنامه های این نهاد سیاسی آمریکایی گذشت و باید دید در قسمت دوم هم حرکت به همین ترتیب خواهد بود یا خیر.  موضوع دیگر این است که آیا تهیه برنامه «به نام دموکراسی» و نحوه ارایه آن، در قالب سیاست رفع تنش با دولت فعلی آمریکا با شیوه «مصرف داخلی» تهیه شده است؟ و این توافقی میان دولت های ایران – آمریکا برای ماجرا های گروگان کشی در ایران و عراق میان دو دولت است؟ چرا که در مورد جهان بگلو موضوع به همین ترتیب خاتمه یافت و او برغم حجم بالایی از اتهام ها که در رسانه های داخلی منعکس می شد به یکباره و بدون وثیقه آزاد شد.

باید توجه کرد که خانم «هاله اسفندیاری» از جناح مخالف دولت بوش به حساب می آید و احساس می شود تاکنون چنان که بایسته و مرسوم آقای بوش است با این دستگیری برخورد نشد. شاید آقای بوش اعتماد داشت که آنها بر خواهند گشت و چه بسا دیر بازگشتن آنها به نحوی به سیاست های اجرایی او در خاورمیانه مساعدت کند.

اما فارغ از این تحلیل ها، موضوعی که در این برنامه ذهن مرا مشغول می کند این است که ما حصل این برنامه هر چه که باشد در حقیقت به نفع کسانی خواهد شد که بتوانند به این بهانه هر گونه حرکت، ولو خیر خواهانه را به بنیاد های چه و چه آمریکایی پیوند بزنند.

می گویند یکی از روش های پلیس مخفی آلمان شرقی «استاسی» این بوده است که تمامی شهروندان دارای پرونده بوده اند و رفتار های غیر عادی آنها از مستی در حین رانندگی تا رابطه نامشروع و روابط با افراد بیگانه و آمد و شد هایشان در پرونده شان درج می شده. این پرونده ها تا قبل از زمانی که فرد به هر علتی با دولت سر ناسازگاری بر می داشته است، در بایگانی بوده اما از آنجا یک باره عکس  رابطه پنهانی فرد به دست همسرش می رسیده و الا آخر …

با دیدن این فیلم احساس کردم با توجه به نقطه ضعف هایی که در طول زندگی هر کدام از ما خود به خود در طول سه دهه ایجاد شده؛ اعم از مشکل اخلاقی دختر خاله، تعهدنامه بد حجابی عمه و بودن در محفل مختلط خانوادگی تا کشف این که مثلن درفلان سمینار که شرکت کرده بوده ایم، هزینه اش را بنیاد «سوورس» داده است، به هر حال خطر «استاسی» را به راحتی نمی توان  از کنارش گذشت. همین ها برای آن که روزی مثل بچه آدم به هر کاری اقرار کنی کافی است.

من برداشتم این است با توجه به ماه های آینده که می تواند بستر برخی بحران ها باشد. صحبت های اسفندیاری، تاجبخش و جهان بگلو می تواند نشانه های آغاز یک حرکت ظریف باشد.

به قول کاردینال ریشیلیو:…تو به من یک جمله از آن نشان بده تا من حکم اعدامش را ثابت کنم!

امیدوارم این خواب پریشان تعبیرش خیر باشد. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن /  تغییر دادن )

درحال اتصال به %s