دست دشمن از آستین تایلندی های چش دریده در آمد

روز هشتم 

اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com 

یک ماه تعطیلی چونان باد بر پشت نهد که چشمه جوشان بیان آدمی بخشکد و الحمداله شهر در امن و امان باشد. کوروش آسوده بخواب که سد سیوند به زودی با حضور رییس جمهوری آب گیری شود و تو در آکواریوم بزی. 

اووووو… اگر بخواهم بند کلام شل کنم و انگشت خود بر دماغ صاحبان تپق فرو برم، مثنوی هفتاد من کاغذ می شود. که نه به تحمل شما خواننده شک داشته باشم بلکوم به ابعاد شیشه نوشابه فانتا و استقامت خود مشکوکم. لذا برخی موارد که بی خیلی. اما حیف است به عکس یادگاری ملوانان زبل با کت شلوار هاکوپیان اشاره نکنم. (خانم ملوانه که تا گرفتندش زود زد زیر گریه که من دلم برای بچه هام تنگ شده! و برخی از استراتژیست های ملوانی گفتند: خوب تو که دلت برا بچه هات تنگ میشه، چرا نمیری بشینی تو خونت ور دست حاج آقاتون کتلت درست کنی؟!) همین دل تنگی ها هم، آخر دل نازک ریس جمهوری ما را به قلیان آورد و گفت برو … امشی … گو گو … دیدید که در مراسم ختنه سوران ملوانان (ببخشید منظورم بدرقه بود) همه چه خوشحال و خندان بودند. بگذریم که این اینگیلیسی های چشم دریده تا رفتند افتادند به کنفرانس خبری و اون جور کارا، تازه خانم ملوانه هم به صورت لوجیکال از همان دور گفت: فووتینا …! من اصلن شوهر ندارم که دلم واسه بچه هام تنگ بشه…! 

خوب سانتیریفیوژ هم رفت در لیست خبر های خوش، بالاخره ما کم کم داریم به جاهای خوبی می رسیم. آقای محمود احمدی نژاد من رسمن از شما برای تلاش دانشمندان هسته ای ایران تشکر می کنم که توانستند از زمان دو سه رییس جمهوری قبلی برای خبر های خوش تلاش کنند. آقا ممنون. 

اعتصاب؟ تحصن؟ کجا؟ مرد حسابی این حرفا چیه از خودت در میاری؟ معلم ها؟ به گمانم دیشب غذای سنگین خوردی، اور دوز کردی. مرد حسابی مگه کسی بیکاره با این در آمد های خوب و حقوق های عالی الکی راه بیوفته بگه من سر کلاس نمی رم و لابد مدرسه نمی رمو حتمن اگه به خواسته هامم عمل نشه می رم جلوی مجلس جیغ و داد می کنم. اگر خبری بود تو روزنامه ها می نوشتن، دیدی خبری نبود. ما تنها خبری که داریم از قدر نشناسی این معلم های کم لطف است که هی بن کمک های غیر نقدی می گیرند و هی شلوغ می کنند. حالا گیریم که برنج تایلندیش تخمی بود. خوب دیگه آدم نباید اینقدر داد و بی داد راه بندازه. اول از این که با اسب، پیش کش، دندون جمله بساز آق معلم. دومندش اگر این بار دست دشمن از آستین برنج کاران تایلندی در آمده و توی برنجاشون از اون کارا کردن، دولت خدمت گذار چه گناهی داره طلفک. تازه شنیدیم به قول انگیلیسا بابام جان:»تو بی کانتینیو!» دوبله فارسی: این برنامه ادامه دارد…  

بحث شیرین دیگری هم هست که مزه دارد یک کار کارشناسی ستون هشتمی راجع بهش داشته باشیم اون هم پدیده شیرین «شل حجابی» است. هر ساله بنابر سنت مالوف، نیروی انتظامی (تشکر تشکر) بعد از زنگ سلامت، زنگ مبارزه با بد حجابی را می زند و اعلام می کند که اکیپ های ما آماده است تا چهار کلمه حرف ارشادی با شل حجابان، بد حجابان، شلوار کوتایان، مو سیخ سیخیان و اینبار با آقایان هم بزند. سردار روزبهانی مدير کل مبارزه با مفاسد اجتماعي ناجا گفت: برخورد با بدحجابي از وظايف ذاتي پليس مي باشد ولي اجراي اين طرح با شروع فصل گرما و تعطيلي مدارس شدت بيشتري به خود مي گيرد. (ما از این که ذات پلیسمون اردیبهشت ها بیدار میشه کمال امتنان را داریم چون فصل گرما نزدیکه و باید تشکر کرد). البته اون گفت که طرح های پلیس فصلی نیست و تعطیلی هم در کار نیست، فقط شدت اش کاهش و افزایش می یابد. من نمی دونم چرا همیشه وقتی فیلم از پای صندوق پخش می کنن یکی از این روسری پس رفته ها مثل»عزرق شامی» اونجا هست و فصل پیک هم نیست. 

البته بشنوید که سردار در ارتباط با مصداق هاي برخورد نيروي انتظامي با بدحجابي گفت: پوشيدن شلوارهاي کوتاه، استفاده از شال هاي کوچک که مو را نمي پوشاند و استفاده از مانتوهاي تنگ يا چسبان و يا بدن نما در خانمها (فکر کنم برای این تیکه صحبت های سردار باید ذکر می شد که: ورود افراد زیر 18 سال ممنوع) از موارد برخورد نيروي انتظامي با اين افراد است و شيوه برخورد با افراد بد حجاب در سه مرحله ارشادي، انتظامي و قضايي صورت مي گيرد. 

این برادر در صحبت هایش هم اشاره کرد که اکثر مزاحمت های خیابانی هم برای همین افراد است. یک نظر سنجی کاملن دقیق اعلام کرده که 92% از مردم با برخورد علیه بد حجابی موافقند. سوال: من گاهی عصر ها توی خیابون که میرم نمیدونم چرا این هشت درصد حجمشون اینقدر بالاست. به هر حال بازم تشکر تشکر فقط نمی دونم چرا جریان حجاب شده یخچال فریزر صا ایران: دینگ، دینگ ..! هر روز بهتر از دیروز. 

حالا تا وقت هست بذارید یه لگد هم به این فیلم سیصد بزنم که دلم خنک شه. نقل تاریخی است که در جریان این مقاومت مردانه سیصد نفره بر علیه سپاه بقول یونانی ها چند میلونی اسپارت ها اگر سپاه ایران فقط در زمان حمله می خواست آب ریز گاه برود، سیل اون جماعت سیصد نفره را رو می برد. حالا مقاومت پیش کش احتمالن باید با قایق می آمدن سر تنگه. حیف که یه عمر تاریخ تمدن خودمون رو بایگانی کردیم تا ابلهان سیصد بسازند، اگر چه تاکنون باید هفتصد و هشتصد و هزار هم می ساختند. شانس آوردیم که به همین ختم شد. 

راستی یه ملک خوب سراغ دارم جون میده برای آپارتمان سازی، قیمت اش هم بد نیست سر راه اگر فرصت کردی برو ببین، آدرس: تهران – خیابان طالقانی – سفارت آمریکا! 

این ماه سالگردش بود، خدایش بیامرزاد شهید آوینی را، این جمله اش فکر می کنم سر لوحه همه مدیران کشور است: جز برای خدا کار مکن… 

تا شلیک بعدی خدا نگهدار

1042007.jpg

پایان کار برای یک صیاد. فصل صید در دریای خزر به پایان رسید. این یعنی شش ماه انتظار برای اندکی روزی که از دریا برسد. این یعنی شش ماه بیکاری و بیکاری  …

صبح که از خواب بيدار می شوم با خودم می گويم امروز برای چه از در بيرون خواهم رفت … راستی می توانم فقط همين امروز هم که شده دروغ نگويم و فقط خودم باشم … همين! اين خواسته زیادی است؟

روز روز خوب خداست … من گرفتارم … من اسيرم … تو خدايی … تو همراهی … ميشه يه روزی صبح قشنگ بهاری رو اونطوری که تو به من چشم ديدنشو دادی ببينم … ميشه يه روزی پرده ها بره کنار و من ببينم همه اون چيزايی که نديدم و حسرتشو می خورم … 

…. پرده بالا رفتو ديدم هست و نيست  

…. راستی ناديدنی ها ديدنيست

 

اين جريان فيلترينگ هم شده اسباب صفای برخی بزرگ مردان عرصه اين ديار … آقايونا! شما که زحمت می کشين سايت های خبری رو برای اخبار مستهجنشون سانسور می کنين … فقط یه زحمت بکشيد و برای دنيا و آخرتتون هم ذخيره جمع کنين … حرکتی به پيام قشنگ فيلترينگ شما بر می خوره يک جمله آخرتی ::::ای بر پدر:::: و کلی پدر شما رو خوشحال می کنه …!