خان مظفر: ذوق زده می شویم …

خان مظفر: ذوق زده می شویم …

روز هشتم

اردوان روزبه – ardavan.roozbeh@gmail.com

 منت بار خدای را که آن قادر متعال آفرید بیغ تر و بوق تر از ما را و آن بیغ را بزرگان اهل خرد در آموزش و پرورش که خواستند نعمت زوالی نشود در کار طرح سوال بگماردند. او که در حرفه خود استاد بود و تو گویی به جیک ثانیه سوال طرح می نمود بس خفن، در آخرین هنر پاشانی خود چنان طرح نمود که یک بابایی از دانمارک با ارسال ایمیل و تاج گل برای نامبرده مربوطه ذیل آن برید الکترونیکیه اش نوشت: به سالی دجله گردد خشک رودی … از آشنایی با شما بسیار خوشبخت شدم. یار در خانه و ما گرد چیز می گردیم. 

می دانید که اگر در دولت اون بابا بود تا بحال گروه های نیم فشار و پر فشار و اصلن فشار نده خودم می رم و کفن پوش، خشتک وزیرش را «دیزاین» می کردن که والده مکرمه اش خودش در عجب بمونه. اما به لطف فضای مهر ورزانه حاکم نماینده ها هم هی میگن: دیدین، دیدین چه کار کرد؟ می دیم استیضاحش کنن، نه اول می دیم خوب سوال و جوابش کنن بعد هم استیضاحش کنن. فقط یه اشکال هست، همه چی مرتبه اما بعد از یکی دو روز نمی دونم از اون چیزایی که به ما هم نشون می دن به نمایندگان نشون می دن که یک به یک امضاهای پای تقاضا «هاپولی» میشه و آخرش یکی دو تا امضا می مونه که اونم صاحبانش به دلیل گرفتن این سرماخوردگی جدید ویروسی که گلاب به روتون چیز آدم میشه گلاب پاش، هنوز نامه رو ندیدن. 

ما این چند وقته شنیدیم اکبر جان اعلمی مردی با یک نامه می گفت که بزودی با امضا نمایندگان، آقای رئیس جمهوری به مجلس می آید و نیامد. بعد گفتند پوست رحیم مشایی را می کنیم و توش کاه می کنیم و نکردند. بعد گفتند وزیر ارتباطات و فن آوری را فن کنده زیر یه خم می کشیم که دیدیم ایشون فعلن مشغول فروختن موبایل هستند و فرصت ندارند توضیح بدهند. لذا ما در این بخش نتیجه می گیریم: بابا قاطعیت! حالا ولوم کنن (مشهدی بخونید).  اما بحث شیرین و شکر پاره و چیز پاره (ماه پاره: به معنای پاره ایی از ماه، از فرط خوشگلی مثل پاره شده ماه، خیلی باحال، پی نوشت بود). دو چیز از خوشی چیز بر آدمی سیخ می کند. منظور موی است و بس. اول آنکه شکر چون ارزان شده برخی بدنبال جلوگیری اند که داخلیش اش ضربه نخورد پس منتظر باشید که بشه دو برابر و این یعنی حمایت. دویوم شکر پاره اصل چهل و چهار که من شوم قربانش. فولاد مبارکه قرار است بزودی در راستای چهل و چهاریزه کردن ها، سهامش به فروش برسد و مادر بنده که حدودن چند سالی میشه بازنشسته شده، روز قبل به من زنگ زد که بیام یه مقدار خنزر پنزر داره بفروشم و برم سهام کارخانه دولتی براش بخرم که شاید یه روزی این مومن هم طعم شیرین سهامدار شدن را بچشد و ما حسابیدیم که ایشان می توانند نیم سهم بخرند و آنرا به قاب اندر کنند و فیض چهل و چهاری ببرند و با سرمایه دار شدن کمی احساس شهرامیت بهشان دست بدهد. ما که با این رویکرد تازه دچار حالات خوبی شدیم: ذوق زده می شویم… (باغ مظفر صفحه آخر). اما آقای هاشمی لب به اعتراض گشود و گفت در سند چشم انداز ضعیف عمل شد و نفت از مرز شصت دلار گذشت و مجلس با نبود صد نماینده لایحه بودجه سال آینده بررسی کرد و علی دایی به دلیل چهار نوبت منع شرکت در مسابقات گفت: خداییش مگه من شی کار کردم … می گن احمد رضا عابدزاده اعتراف کرده که چرا توی عکس های تیم ملی می خندیده، گفته: شما هم اگر بغل دستتون یکی بگه: شر ژد اژ … بگذریم. بگذارید حالا که تا اینجا هم آمده ایم سری به روزنامه اعتماد ملی بزنیم و سخنان فرهیخته عزیز جناب آقای محمود احمدی نژاد: «برخلا‌ف ديدگاه بعضي افراد، من معتقدم زنان گيلا‌ني با حفظ عفاف خود در عرصه‌هاي مختلف كشاورزي حضور داشته‌اند!» برای اینکه بتونید ماجرا رو ادامه بدید اینم لینک اعتماد ملی و این به ما صاحبان ستون نشین هیچ ربطی نداره:

http://www.roozna.com/Negaresh_site/FullStory/?Id=32670  آمدیم ته کار رو با کمی دید و بازدید از سایت بازتاب بگذرونیم، دیدیم نوشت:

   مشترک گرامي دسترسي به اين سايت امکان پذير نمي باشد  در پاسخ به این جمله ما هم نوشتیم: 

مشترک گرامي اصلن دسترسي به کدوم سايت امکان پذير مي باشد؟ 

 فکر کنم ما هم تا باقالی ها یه کورس دیگه بیشتر راه نداریم. راستی تا یادم نرفته بگم سی و سه تاشو گرفتن بقیشم بعدن می گیرن. آقایون آسوده بخوابید که ما بیداریم.   خدا نگهدارتان تا جایی که خودش بخواهد.

نگاه

نگاه

اردوان روزبه / نیمروز / افغانستان / یک روز بعد از سقوط طالبان

روز ها بود که در خاطرم به دنبال گمشده ايی می گشتم … اول فکر کردم قول داده ام برای همکارام کاری انجام دهم … بعد فکر کردم سر قراری حاضر نشدم … بعد گفتم شايد برای کسی می خواستم هديه ايی بگيرم که يادم رفته …. هديه … هديه … اين همان راز گمشده ام بود … قول داده بودم برای پدرم هديه ايی بخرم … سعی کردم بهترين باشد  قد وسعم … خريدم و برايش بردم … تنها بود اما منتظر … کارگری آنجا بود که حاضر شد کمکم کند … در سالگردش قول داده بودم سنگ گورش را عوض کنم.

رسول ملاقلي‌پور به ديار باقي شتافت

a0240740.jpg

خبرگزاري فارس: برخي منابع از درگذشت رسول ملاقلي‌پور، كارگردان نام آشناي سينماي ايران خبر دادند.اين كارگردان صاحب نام سينماي دفاع مقدس شب گذشته سر صحنه فيلمبرداري به دليل حمله قلبي دارفاني را وداع گفته است