روز هشتم؛ اینک ولادیمیر با دمپایی کولاک می کند

 اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com

اصلن شما فکر می کردید کسی که در این چند سال اخیر نقش دمپایی را هم در سیاست جهانی بازی نمی کرد یک هو توی مونیخ راست پشت تریبون بره هر چی نابدتره حواله آقای بوش کنه تا سخن گوی کاخ سفید رو که هنوز به وقت واشنگتن توی رخت خوابش داشت خواب مرحومه مغفوره «آنا نیکول اسمیت» را می دید از جایش بپرونه که با شرت مامان دوزش مثل «کساخله» بره پشت تریبون و بگه: ما که بهت زده شدیم! (توجه داشته باشید خواب خانم اسمیت برای زیر هجده سال ممنوع می باشد!) این خرس خفته که به همین هم بسنده نکرد باز توی ریاض هم گفت …وللللم کنیم برم ترتیب این برداران آب منگول رو بدم! (نه منظورم بوش بود، اون مال یه فیلم دیگه بود، اکسکیوزمی) و خاورمیانه که از بلند شدن چیز آقای پوتین یعنی رگ غیرتش نمیدونست هلو رو با هسته خورده یا با دسته، هم صدا ریتم موزون را با گروپ همی گرفت که: بابا تو دیگه کی هستی … بابا تو دیگه کی هستی و الی الخر.

هفته ای که گذشت از اون هفته هایی بود که باید برای هضمش یک من سولفات دو منیزی می خوردم. یه چیزایی پایین بالا شد و یک مواضعی تازه تازه وارد بازار شد که همون سولفات دو منیزی خلاصه علاجش بود و بس. دیدار ها تازه شد، پیام ها داده شد، چیز خیلی ها راه افتاد (منظورم جریان فکری سیال سیاسی و دیپلماتیک و ماتیک) و از همه مهم تر، یه بابایی که متخصص خراب کردن بود دیگه یک هفته هیچی نگفت و در نتیجه هیچ کسی بر علیه هیچ کسی موضع نگرفت و ما از این موضوع نتیجه می گیرم که اردبیل جای خوبیه و خدا منورت کنه حسنی.

اما از این جریانات اون جوری بگذریم، دولت هفته ای که گذشت اعلام کرد که با تمهیدات کاری کرده که قیمت اجناس در شب عید بالا نرود و هنوز تف دهن دولت خوش نشده بود که باز رزق و روزی رفت بالا و گروهی از مرفهین بی درد با اهدا سلام و پیش کش، پیامی به این مضمون دادند: آقا جان مادرت بی خیال شو … بذار بره بالا شما خونتو کثیف نکن، شما نمی گی پنج درصد می کشه بالا، جلوشو می گیری دو برابر می شه پس نتیجه اخلاقی می گیریم هولوکاست مسئله مهمیه که باید بهش پرداخته بشه.

غلامحسین الهام مردی است که فعلن برای همه کار استعداد ذاتی اش را نشان می دهد، اکبر اعلمی گفت مگه میشه که یه نفر در چند سمت حاضر باشه؟ چون دوست ما هم عضو شورای نگهبانه و هم میشه وزیر دادگستری. البته هنوز سخن گویی دولت هم که گردن کسی ناافتاده است. من فکر کنم این حرف آقای اعلمی مثل حرف خارجی هایی بود که می یان ایران و از هیچ جا و هیچی خبر ندارند. اکبر جان ما رو گرفتی؟ بابا جان اینجا که طبیعیه. شما تازه برگشتین از ینگه دنیا؟ در جریان نیستی، اینجا مدیر زیر چهار تا کار که اصلن چیزش زیر سواله برادر جان، منظورم هویت مدیریتی اش.

خوب می بینم که به خیر و خوشی آقای هاشمی دیداری هم با علمای قم داشتند و تلوزیون بعد از دو دهه تصویر آیت اله صانعی و آیت اله اردبیلی پخش می کند و از این جور نا پرهیزی ها، آقا جان من این تن بمیره، خبریه؟

بازتاب در راستای سیاست شفاف سازی چپه شد. این خبری بود که در چند روز گذشته سوژه خبر بازی اینوری ها و اونوری ها بود و خلاصه بازتاب یه نامه بدون امضای وزارت ارشاد را زده بود که این سرکاریه. ارشاد هم گفته بود: یک سرکاری بهت نشون بدم که تخم بزاری و باز بازتاب هم گفته بود: فووتینا… ما خودمون اینکاره بازیم. شما مارو از تاکسی خالی می ترسونی؟ ما خودمون عارضیم و جالب تر اینکه ابوالفضل فاتح که می گن هر چی دود از ایسنا بلند میشه بنیادش دست این بوده از انگلستان پیام داده که: من حیرت کردم.

سوال اول چرا همه سر انگلستان در می یارن؟ سوال دوم چرا انگلستان دشمنه؟ سوال سوم چرا بریتانیای کبیر این همه دانش آموخته تحویل می ده؟ سوال چهارم شما حالت خوبه؟ سوال پنجم گزینه الف و ب؟ اما این جریان بازتاب را می گن سر گیر های سه پیچ اخیرش به دولت، آتیش اش الو گرفته.

خوب بگذارید باز هم یک گریزی به احوال دکتر الهام بزنیم که چون دوستش داریم زیاد باهاش صفا می کنیم و بی خودی به بقیه ربطی نداره. والنتاین که گذشت و این پیام وزیر جدید دادگستری را هم بد نیست بشنوید: من همسر خود را از وزارت و وكالت بيشتر دوست دارم… من در واقع اگر بجای خانم رجبی بودم بال در میاوردم و البته یاد رومئو هم می افتادم و البته باز هم می نوشتم که بعضی ها هدایت پذیر نیستند و این جمله های روماتیک… ها چیه فکر کردین فقط شما ها بلتین عشقولانه در کنین. می گن وقتی این جمله گفته می شده دور سر این رفیق شفیق ما یه عالمه قلب و ستاره و بلبل می گشته، دور سر؟ هاله نور؟ بابا چه ربطی داره آخه شما هم همه چیزو باهام قاطی می کنین…

چند گذر و بی نظر چون ما غلط بکنیم نظر بدیم: حیفه این جوکشو نگم، می گن مسابقه علمی بود به یک دوست گرامی عکس یک کرگدن غول بیابونی رو نشون دادن گفتن شما به این چی می گین؟ طرف که مثل خود ما بود برگشت گفت: ما غلط بکنیم به این بابا چیزی بگیم…

یک. من همسر خود را از وزارت و وكالت بيشتر دوست دارم. (می دونین این جمله اینقدر روماتیک بود که حیفم آمد دوباره ننویسم)

دو. شوشتری جانشین فرمانده سپاه گفت ما آرم سپاه را روی یک ناو آمریکایی حک کردیم. (به همان دلیل بالا ما نظر نداریم)

سه. خادم نماینده مجلس، عضو شورای شهر سابق، کشتی گیر اسبق به رئیس جمهوری پیشنهاد کرد که اقلن آب سد سیوند را تا 1800 متری بریزند که بنای پاسارگارد خراب نشود. (چه جالب، من فکر می کردم در ایران کسی پاسارگارد را نمی شناسد، تا این لحظه که مال بعضی ها قد کلاهشون شده بس که اعتراض کردن و جیغ کشیدن و از این کارا و البته خبری نیست و وزارت نیرو با آرامش داره می کنش زیر آب، اصلن به من چه!)

چهار. حکم دلارا دارابی دختری که به اعدام محکوم شده بود به تایید عالی رسید. (به همان دلیل بالا ما نظر نداریم)

من شما را به خدا می سپارم و امید وارم اگر کرگدن دیدید شما هم برای حفظ سلامتیتان نمک ید دار بخورید و پیام آن دوست گرامی را تکرار کنید: ما عمرن اگه به این بابا چیزی بگیم.