چنگ دل آهنگ دلکش میزند

ناله عشق است و آتش میزند

قصه دل دلکش است و خواندنیست

تا ابد این عشق و این دل ماندنیست

Advertisements

مطالبي که مي خونيد مکالمات تلفني واقعي ضبط شده در مراکز خدمات مشاوره مايکروسافت در انگلستان هست***مرکز مشاوره : چه نوع کامپيوتري داريد؟
مشتري : يک کامپيوتر سفيد ***مشتري : سلام، من «سلين» هستم. نمي تونم ديسکتم رو دربيارم
مرکز : سعي کردين دکمه رو فشار بدين؟
مشتري : آره، ولي اون واقعاً گير کرده
مرکز : اين خوب نيست، من يک يادداشت آماده مي کنم
مشتري : نه … صبر کن … من هنوز نذاشتمش تو درايو … هنوز روي ميزمه .. ببخشيد ***مرکز : روي آيکن My Computer در سمت چپ صفحه کليک کن.
مشتري : سمت چپ  شما يا سمت  چپ  من؟***مرکز : روز خوش، چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : سلام … من نمي تونم پرينت کنم .
مرکز : ميشه لطفاً روي Start کليک کنيد و
مشتري : گوش کن رفيق؛ براي من اصطلاحات فني نيار! من بيل گيتس نيستم، لعنتي !***مشتري : سلام، عصرتون بخير، من مارتا هستم، نمي تونم پرينت بگيرم . هر دفعه سعي مي کنم ميگه : «نمي تونم پرينتر رو پيدا کنم» من حتي پرينتر رو بلند کردم و جلوي مانيتور گذاشتم ، اما کامپيوتر هنوز ميگه نمي تونه پيداش کنه***مشتري : من توي پرينت گرفتن با رنگ قرمز مشکل دارم
مرکز : آيا شما پرينتر رنگي داريد؟
مشتري : نه.***مرکز : الآن روي مانيتورتون چيه خانوم؟
مشتري : يه خرس Teddy که دوست پسرم از سوپرمارکت برام خريده .***مرکز : و الآن F8 رو بزنين .
مشتري : کار نمي کنه .
مرکز : دقيقاً چه کار کردين؟
مشتري : من کليد F رو 8 بار فشار دادم همونطور که بهم فتيد، ولي هيچ اتفاقي نمي افته***مشتري : کيبورد من ديگه کار نمي کنه .
مرکز : مطمئنيد که به کامپيوترتون وصله؟
مشتري : نه، من نمي تونم پشت کامپيوتر برم .
مرکز : کيبوردتون رو برداريد و 10 قدم به عقب بريد .
مشتري : باشه.
مرکز : کيبورد با شما اومد؟
مشتري : بله
مرکز : اين يعني کيبورد وصل نيست. کيبورد ديه اي اونجا نيست؟
مشتري : چرا، يکي ديگه اينجا هست. اوه … اون يکي کار مي کنه !***مرکز : رمز عبور شما حرف کوچک a مثل apple، و حرف بزر V مثل Victor، و عدد 7 هست .
مشتري : اون 7 هم با حروف بزرگه؟***يک مشتري نمي تونه به اينترنت وصل بشه
مرکز : شما مطمئنيد رمز درست رو به کار برديد؟
مشتري : بله مطمئنم. من ديدم همکارم اين کار رو کرد.
مرکز : ميشه به من بگيد رمز عبور چي بود؟
مشتري : پنج تا ستاره.***مرکز : چه برنامه آنتي ويروسي استفاده مي کنيد؟
مشتري : Netscape
مرکز : اون برنامه آنتي ويروس نيست .
مشتري : اوه، ببخشيد … Internet Explorer***مشتري : من يک مشکل بزر دارم. يکي از دوستام يک Screensaver روي کامپپيوترم گذاشته، ولي هربار که ماوس رو حرکت ميدم، غيب ميشه !***مرکز : مرکز خدمات شرکت مايکروسافت، مي تونم کمکتون کنم؟
مشتري : عصرتون بخير! من بيش از 4 ساعت براي شما صبر کردم. ميشه لطفاً بيد چقدر طول ميکشه قبل از اينکه بتونين کمکم کنيد؟
مرکز : آآه..؟ ببخشيد، من متوجه مشکلتون نشدم؟
مشتري : من داشتم توي Word کار مي کردم و دکمه Help رو کليک کردم بيش از 4 ساعت قبل. ميشه بگيد کي بالاخره کمکم مي کنيد؟ ***مرکز : چه کمکي از من برمياد؟
مشتري : من دارم اولين ايميلم رو مي نويسم .
مرکز : خوب، و چه مشکلي وجود داره؟
مشتري : خوب، من حرف a رو دارم، اما چه طوري دورش دايره بذارم؟ 

اندر باب ماست خوری با پیاله و تشت 

  روز هشتم 

قربون اون قد و بالات برم الهی مادررر…. الهی هر کی چش نداره ببینه که تو چطوری همه دنیا رو کن فیکون کردی، هم جفت چشاش بترکه و جاشون پهن پر بشه که نمی بینه تو چطوری ماشا اله با این قد و قوارات بلتی یک کاری بکنی که صد تا آدم نمی تونن انجام بدن…(بخش هایی از نامه فدایت شوم یک مادر برای فرزندش که به ما هم هیچ ربطی نداره!)آقا محسن هفته قبل گفت که احتمالش هست اما حاج محمود گفت خیال می کنین، عمرن اگه بتونن ماست بخورن و این وسط تن و بدن مادر بزرگ ما لرزید که :… مادر حالا اگر اینا ماست خوردن بلد بودن ما چه خاکی به سرمون بریزیم …اما خوشبختانه مصاحبه خبری جناب رئیس آبی بود بر آتش دل های نگران، ما تا دیروز گول صحبت های بنگاه املاک سر محل مان را می خوردیم که می گفت آپارتمان شده متری هفتصد کیلو، چون این برادر گفت ما در بخش مسکن فقط پانزده و نیم در صد رشد داشتیم، در واردات هم فقط سه نیم درصد رشد داشتیم و لذا شما فکر می کنید جنس های چینی دارد ترتیبتان را می دهد، در باب گوجه فرنگی هم، میوه فروش سر محل شما مفسد اقتصادی است که با همکاری بعضی غضنفرها می خواهد چهره هایی را زیر سوال و رادیکال و بخش بر دو ببرد که بزودی جرسومه های فسادی مانند میوه فروش سر محل شما و قصابی سر محل ما و سوپر دم میدان نارمک را جمیعن ترتیب خورونی برایشان راه بیندازیم که که حساب کار بقیه دستشان بیاید. گوجه فرنگی گرون می کنی هان؟ می دم آبادت کنن.از طرفی تعداد بر و بچز هر روز در خلیج فارس افزایش می یابد و ما هم می خواهیم والفجر پنج را تست بزنیم، وزارت نیرو هم از فرصت استفاده می کند و به سلامتی و مبارکی انشا اله سد سیوند را از هفته دیگر آبگیری می کند و باز بسلامتی و مبارکی بنای پاسارگارد این نماد دوران ستم شاهی زیر آب می رود، تا پادشاهان باقی مانده در جهان ببینند و عبرت بگیرند که آخر در آکواریوم می شوند عبرت سایرین،البته وزارت نیرو هم گفته با این آبگیری قصد داشته توریست های زیر آبی و غواص های توریست را به این منطقه جذب کند. درست مثل برادر شهردار خودمان که ترتیب میدان پانزده خرداد خودمان را داد و با استناد به یادمان بودن این نماد از دوران ستم شاهی، داد از بیخ برکنند دیواره همسایه را. جناب شهردار که بعد از سه دهه یکباره در یک عملیات خوابنماییزاسیون فهمیدند که این بنا نشان بی هویت بیخود و نامرد دوران ستم شاهی است خواب از چشمشان ربوده شد و گفتند تا بلدوزر ها نخوروشند و این میدان تبدیل به تل خاک نشود من راحت نخواهم گردید. برخی طالع بین ها می گویند این عزیز دل ارزیابی کرده اند و دیده اند وقتی گنده گنده هاش می رود زیر آب و آب از آب تکان نمی خورد این که انگشت کوچیکه سیوند نیست. خوب اگر امکانش بود ما هم آن را در زیر آب می فرستادیم اما چه کنیم که در استان ما کمبود آب است و نمی شود چیزمان را زیر آب کنیم.اگر بخواهیم به کلاغ های مان که از سایر بلاد به ما ایمیل می زنند توجهی بکنیم باید به لبنان که باز صحنه خونین درگیری ها بود و سینیوره که قرار است برود و هنوز نرفته یک اشاره کوچولو بکنیم و بعد هم بگوییم که اتحادیه اروپا اشاره به قطعنامه 1737 کرده و گفته که می خواهد تحریم کند و  از طرف دیگر دنیا هم می گویند ما الحمد اله با آمریکای لاتین ارتباطمان تنگ تر از این حرفاست اروپا کیلو چنده؟اما در هفته قبل شنیدیم که دکتر الهام بزودی با نهاد ریاست جمهوری خدا حافظی خواهند کرد و با ندای اگر بار گران بودیم رفتیم صندلی شان را برای برادر زریبافان خواهند گذاشت. البته عده ای می گویند او کاندیدای پست وزارت دادگستری است و عده ای دیگر هم می گویند: تموم این حرفا بهانه است… بهانه های عاشقانه است .. ایشان در راستای واکندن سنگ های خود با سر کار خانم فاطمه رجبی که می گویند پدر مرحومشان قبل از فوت به ایشان نکاتی را گوشزد کرده بودند و ایشان به گوش نگرفتند و باز پیام های مخصوص برای سران مملکت می فرستادند و استعداد از خود » در وکردند » ، مرخصی بدون حقوق گرفته اند تا بتوانند کمی راجع هزاره سوم با ایشان به تعامل بپردازند.اما اینترپول پیگیری پرونده بازداشت برخی از متهمین پرونده انفجار بوئنوس آیرس را موکول به اسفند ماه کرد. که دوستان فرمودند بهتر ! اووو … تا اون موقع  کی مرده کی زنده.در پایان اجازه بدهید به نقل یک ماجرای ادبی بپردازیم و کوچولو های عزیز را به خدای بزرگ بسپاریم:گویند روزی چند نفر از کنار آبی رد می شدند و دیدند خیک ماستی در آب می رود. یکی پرید در میان رود خروشان که به طمع خیک حالی ببرد، اما وقتی خیک را گرفت دید خرسی است طویلا، و خرس هم در چنگ خود سوژه را بگرفته بود و وی در آستانه غرق بود. گویند رفقا فریاد می زدتد که ای مرد خیک را رها کن که الان غرق می شوی و آن زید گویند که فریاد بر آورد که :بابا …. ما خیک ول کردیم خیک، خیک ما را ول نمی کند….