خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ آگوست, 2009

دوستان مقید و ارزشی
از این که برای حفظ ارزش ها و تعالی محبت می کنید و به نیت تقرب به ما تجاوز می کنید تا یادمان باشد که آخرتمان را فراموش نکنیم و در ادامه بذل توجه کرده و پس مانده مان را می سوزانید تا باعث بی ارزش شدن ارزش ها نشویم کمال تشکر [...]

Read Full Post »

نوشته ای از ستار محمودی

“دکتر نون زنش را بیشتر از مصدق دوست دارد” عنوان اخرین کتاب است که شنیده ام! بلی , با زحمتی که خانم گیتی مهدوی در کتابخانه گویا و دوستانی دیگر در  رادیو کالج پارک می کشند چند وقتی هست که بجای خواندن کتاب , کتاب های خوانده شده توسط این عزیزان را گوش می دهم [...]

Read Full Post »

صدای بچه در آمد بلخره

صداش در امد!
این بچه داره بزرگ می شه
این رادیو داره تازه رادیو میشه …

Read Full Post »

دورت بگردم

…در قيامت هر كه قصرها، باغ‌ها، گلزارها، چشم های جاری، عسل مصفا و همسران دلپذير دارد همه را از اين دنيا فرستاده است.
ناطق در ادامه اشاره کرد: «می ‌خواهيم در روز جمعه به دور آقا امام زمان بگرديم.»
گوینده: کاظم صدیقی امام جمعه موقت و تازه تاسیس تهران

Read Full Post »

باور های راسلی

I would never die for my beliefs because I might be wrong.
Bertrand Russell
هرگز برای باورهایم نخواهم مرد چراکه شاید در اشتباه باشم
برتراند راسل

Read Full Post »

امروز داشتم از یک خیابان رد می شدم دیدم یک خانم تمیز و مرتب وایستاده کنار خیابان و یک اتومبیل پلیس هم پشت سرش است. با خودم گفتم کار خانم در آمده است. اول گفتم شاید برای روزه خواری دست گیرش دارند می کنند بعد به نظرم آمد به دلیل چکمه های پایش از مصادیق [...]

Read Full Post »

اعتراف با اعمال شاقه

این یکی خدا بود. از این جا هم برش داشته ام.
- ميشه بكشين بيرون؟
+ نه!
- يعني همينجوري بريم دادگاه اعترافاتم رو بخونم!؟

Read Full Post »

کفش هایم کو…

ترجیح می دهم با کفش هایم در خیابان راه بروم و به خدا فکر کنم تا این که در مسجد بنشینم و به کفشهایم فکر کنم .
علی شریعتی مزینانی

Read Full Post »

قصابخانه بشریت…

در زمان سلطان محمود می‌کشتند که شیعه است،
زمان شاه سلیمان می‌کشتند که سنی است،
زمان ناصرالدین شاه می‌کشتند که بابی است،
زمان محمد علی شاه می‌کشتند که مشروطه طلب است،
زمان رضا خان می‌کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است،
زمان کره‌اش می‌کشتند که خراب‌کار است ،
امروز توی دهن‌اش می‌زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می‌نشانند و [...]

Read Full Post »

بر خاک کنید این ملعون را…

مسافری در شهر بلخ جماعتی را دید که مردی زنده را در تابوت انداخته و به سوی گورستان می برند و آن بیچاره مرتب داد و فریاد می زند و خدا و پیغمبر را به شهادت می گیرد که « والله، بالله من زنده ام! چطور می خواهید مرا به خاک بسپارید؟»
اما چند ملا که [...]

Read Full Post »

پیش نبشت:
روزی که دیدم فاطمه شمس بر روی جی میلش زده بود که: آب زنید راه را… احساس خوبی داشتم. تو روزهای بگیر و بگیر یک آزادی هم دل گرمی داره. شاد بود و از این که آزادی همسری در زمانی کوتاه میسر است بی قرار و این که همه به سمت زندان اوین راهی [...]

Read Full Post »

امروز مومنی می گفت من از اسم تو هم نگران می شوم.
با خودم فکر کردم یا من خیلی گنده شدم یا اون خیلی دیگر حقیر شده…

Read Full Post »

من هلاک تو و خاک زیر پاتم، توپولف!من زمین خورده‌ی جعبه ی سیاتم،توپولف!کشته‌ی تیپ زدن و قـدّ و بالاتم، توپولف!مرده‌ی ریپ زدن و ناز و اداتم، توپولف!قربـون اون نوسانــات صداتم، توپولف!یه کلوم ختم کلــوم بنده فداتم، توپولف!من هواپیما ندیدم اینجوری ناز و ملــوسمی‌پری پر می زنی روی هوا عین خروس!بذار ایرباس واست عشوه بیاد- دراز [...]

Read Full Post »

مهم یافتم مجرم است

یک هیئت از گرجستان برای ملاقات با استالین به مسکو آمده بود. بعد از جلسه استالین متوجه شد که پیپ اش گم شده و از رئیس کا گ ب خواست تا ببیند آیا کسی از هیات گرجی پیپ او را برداشته یا نه.
بعد از نیم ساعت، استالین پیپ اش را در کشوی میزش پیدا کرد [...]

Read Full Post »

بهنود شجاعی اعدام می شود

تلاش هایی باز پشت درهای بسته
قانونی که بلاتکلیف است و بهنود شجاعی هم رفت پای دار
خدایا تا فردا صبح ساعت شش هنوز وقت هست برای این که معجزه بشود…

Read Full Post »

مجبورُم، مِفَهمی…

به مشهدیه می گن: اگه تو یک اقیانوس افتاده باشی و دو تا کوسه از دو طرف قصد خوردنت رو داشته باشن، چیکار می‌کنی؟
مشهدیه می گه: مُرُم نوک درخت.
می گن: مرد حسابی تو اقیانوس درخت کجا بود؟
می گه: مجبورُم، مِفَهمی؟

Read Full Post »

می بارد و می بارد و می بارد
دل تنهایی مان تازه شد…

Read Full Post »

Read Full Post »

بازم هم اتل متل

اتل متل توتوله، ايران خانوم چه جوره هم غم داره هم غصه، نفتشو خوردن دُرُسه گازشو بردن هندسون، آشغال چينی بستون، اسمشو بذار واردات، گور پدر صادرات هاچين و واچين، توليدو ورچين…

Read Full Post »

آی که سوز داره این غزل:
ما را به غمزه کشت و قضا را بهانه کرد
خود سويِ ما نديد و حيا را بهانه کرد
رفتم به مسجدي که ببينم جمال او
دستي به رخ کشيد و دعا را بهانه کرد
آمد برون خانه ، چو آواز ما شنيد
بخشيدن نَواله ، گدا را ، بهانه کرد
زاهد نداشت تابِ جمال پري [...]

Read Full Post »

نوشته‌های قدیمی‌تر »