یه زمانی بابای خدا بیامرز من تا رادیو صداش قطع می شد، می گفت: کودتا شد…
امروز تو بحبوحه کار رقتم روی گوگل دیدم حاجی به گمان ام کودتا شده بود. خلاصه یه یه ساعتی به وقت اروپا از ساعت پنج تا شش غول خوابیده بود. بشر سوسک شده ها…
بایگانیِ ژانویه, 2009
گوگل هشتبلکو می شود
ارسالشده در تامل در 2009ژانویه 31, | بیان دیدگاه »
دانی…
ارسالشده در هویجوری! در 2009ژانویه 30, | بیان دیدگاه »
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند
پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
ناموس عشق و رونق عشاق میبرند
عیب جوان و سرزنش پیر میکنند
جز قلب تیره هیچ نشد حاصل و هنوز
باطل در این خیال که اکسیر میکنند
گویند رمز عشق مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که تقریر میکنند
ما از برون در شده مغرور صد فریب
تا خود درون پرده [...]
آخر دلقک های عالم
ارسالشده در خبر و نظر در 2009ژانویه 30, | بیان دیدگاه »
بازم یاد می گیرم
ارسالشده در تامل در 2009ژانویه 28, | بیان دیدگاه »
دیروز به باقر معین زنگ زدم تا بتونم باهاش مصاحبه کنم. باقر گفت گرفتاره و نمی تونه اما تا موضوع برنامه ام رو دونست برایم شرحی از پیشنهاد ها رو داد که شنیدندش نه تنها خالی از لطف نبود بلکه راه گشا. با خودم فکر می کردم آدم های معلم گنجی هستند که باید قدر [...]
کوکی حواسش به من نیست
ارسالشده در خبر و نظر در 2009ژانویه 28, | بیان دیدگاه »
این کوکی ما زده به سرش. دو روزه که دیر میاد غذاشو بر می داره و میره. می گم نکنه این موشه دلش از دیر سر زدن من شکسته؟ حالا خر بیار و باقالی بار کن…
جرج دابلیو نئو
ارسالشده در عکس در 2009ژانویه 28, | ۱ دیدگاه »
اگرچه که آدم به مرده لگد نمی زنه اما …
کابوس جیوه ای
ارسالشده در حرف های نا مربوط در 2009ژانویه 27, | بیان دیدگاه »
خواب می بینم که در محله «مکرویان» کابل زندگی می کنم. با مادر و برادرم در خانه ای که بالاخانه است کهنه و نمور. با چند تکه اسباب و اثاثیه کهنه و من کارگر حجره ای در بازار هستم. همان بویی که در خانه های کهنه کابل به مشامم می خورد را احساس می کنم. [...]
وقتی بوی صلح و دوستی به مشام می رسد
ارسالشده در حرف های نا مربوط در 2009ژانویه 25, | 3 دیدگاه »
بله بلخره من رفتم چار تا تیکه نون خریدم و نشستم یکم خودم خوردم و یکم هم دادم به این موش هم خانه و در نتیجه از دیروز من و «کوکی» با هم به توافق و دوستی رسیدیم و این موش نازنین با من به توافق رسید و بدین سان فضای صلح و دوستی بین [...]
سوال حاج آقا، حرامه؟
ارسالشده در عکس در 2009ژانویه 25, | ۱ دیدگاه »
این عکس روی بالاترین بود و بعد بنده این سوال برایم پیش آمد که آیا می تواند جناب معلم برای بررسی بیشتر تقلب از نزدیک کیس را بررسی کنند یا نه؟ آیا حلاله؟ آیا حرامه؟ بعد این شامل همان پیاده نظام می شود و یا خیر؟
شیشه کشان دهریم اگر خدا قبول کند
ارسالشده در خبر و نظر, هویجوری! در 2009ژانویه 25, | بیان دیدگاه »
رييس انجمن مبارزه با آسيبهاي رفتاري، نسبت به افزايش مصرف شيشه در بين زنان و دختران در كشور هشدار داد.
دكتر بهرام يگانه با استناد به آمارهاي دريافتي از مراجع ذيربط و نيز با اشاره به افزايش برخي تبليغات غيرقانوني و غيرعلمي در مراكزي همچون برخي ورزشگاهها، آرايشگاهها و سالنهاي بدنسازي مبني بر اين كه «مادهاي [...]
آقای علم الهدا متخصص در همه امور است
ارسالشده در مقاله در 2009ژانویه 25, | 4 دیدگاه »
حجت الاسلام علم الهدا را من از نزدیک دیده ام. هیبت و ابعادش به طرز عجیبی گیرا است. فکر کنید سایز سر مبارک ایشان با ریش بلند و غیره دو ایکس لارژ است. (اصلن این حرف را از روی تمسخر نگفتم، چون توصیف دیگری برای توضیح هیبت نتوانستم بیابم این جوری قیاس کردم). یکی از [...]
سوالات شتریزه
ارسالشده در هویجوری! در 2009ژانویه 25, | بیان دیدگاه »
روزی میان یک ماده شتر و فرزندش گفت وگویی به شرح زیر صورت گرفت:
بچه شتر: مادر جون چند تا سوال برام پیش آمده است. آیا می تونم ازت بپرسم؟
شتر مادر: حتما عزیزم. چیزی ناراحتت کرده است؟
بچه شتر: چرا ما کوهان داریم؟
شتر مادر: خوب پسرم. ما حیوانات صحرا هستیم. در کوهان آب و غذا ذخیره می [...]
این متریکس خدایه
ارسالشده در عکس در 2009ژانویه 24, | بیان دیدگاه »
این یکی معرکه است به امام زمان…
رستگاری موشانه تا دم خروس خوان
ارسالشده در هویجوری! در 2009ژانویه 24, | بیان دیدگاه »
فکر کنم دارم به موجودی تازه تبدیل می شوم. صبح ها کار به وقت ایران، عصر ها کار به وقت اروپا، شب ها هم به وقت آسیای جنوب شرقی. این دهن مهن که می گن آسفالت می شه همینه دیگه نه؟
دیشب آمدم زودتر بخوابم کلی ذوق کردم که دوازده می خوابم یه فقره موش تا [...]
بچه ها همیشه زخمی بی رحمی بزرگتر ها
ارسالشده در گزارش های اجتماعی در 2009ژانویه 24, | بیان دیدگاه »
فاجعه، فاجعه است. هر جا باشد. به خصوص اگر بچه های کوچک بی گناه ناخواسته درگیر آن شوند. امروز در تمام مدتی که تلوزیون صحنه های امداد و پلیس را نشان می داد دل دیدنش را نداشتم. خبر این بود:
صبح روز جمعه یک مرد 28 ساله به کودکستانی در دندرمونده یکی از شهرهای بلژیک وارد [...]
وقتی درخشان کمتر بدرخشد
ارسالشده در هویجوری! در 2009ژانویه 23, | ۱ دیدگاه »
شایعات در مورد حسین خان هودر فراوان است. اما این یکی دیگر وزنش از حسین بدبخت سنگین تر. می شنوم که اتهام حسین درخشان صب نبی است. فک کنم این از اون اتهام ها باشه.
در ادامه پست قبلی
ارسالشده در عکس در 2009ژانویه 23, | بیان دیدگاه »
بررسی مراتب ظهور
ارسالشده در حرف های نا مربوط, عکس در 2009ژانویه 23, | بیان دیدگاه »
می دانید، برای من همیشه وجود فلسفه ظهمور احساسی خاص بوده. ظهور فارغ از این که چگونه و کجا به وقوع بپیوند، باعث نوعی انتظار توام با عمل گرایی و یا پرهیز از رفتار های غیر انسانی می تواند باشد. کاری ندارم که آیا واقعن توانسته است دم گرم آن بر آهن سرد بشر کار [...]
چیز یاد بگیر پسر خوب
ارسالشده در خبر و نظر در 2009ژانویه 22, | ۱ دیدگاه »
یادت باشد اردوان…
همه چیز را نمی شود به حساب کسب تجربه گذاشت.
سوز و سرما و سگ
ارسالشده در خبر و نظر در 2009ژانویه 22, | بیان دیدگاه »
در ولایت ما می گفتند بعضی از سوزها «گدا کش» است. تا امروز که داشتم می رفتم پلیس مهاجرت فکر می کردم که از سوز و سرمای گدا کش آمستردام است که سردمه اما حالا دارم احساس می کنم، نه! گیر جای دیگه است. من به گرمای مردمی از خاور دور مانوس شده ام که [...]



