عصرهای جمعه عصرهایی به شکل کاملن سیستماتیک دلگیر است. این روزهای دلگیر را همیشه مردی با محبت و پر علاقه پر می کرد که هیچ وقت این دل تنگی ها رنگ نمی گرفت. اما حالا چی؟
بایگانیِ نوامبر, 2008
یادت بخیر مرد
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 30, | 2 دیدگاه »
شکر که ناموس مان لکه دار نمی شود
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 30, | بیان دیدگاه »
روزنامه اعتماد روز شنبه به نقل از یکی از مقامهای ارشد پلیس تهران نوشت که د ایران ظرف هفت ماه گذشته 50 قتل ناموسی رخ داده است. جانشين رئيس پليس آگاهي ناجا با اشاره به بالا بودن آمار قتل هاي ناموسي در کشور گفت: «آمار قتل هاي ناموسي، ضداخلاقي و ضدارزشي اگر چه نسبت به سال [...]
راه نمیده چند روزیه
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 30, | 3 دیدگاه »
چند روزه دستم به بلاگیییدن نمی ره.
راستی دیدم روی وبلاگ سینا دیلی آماری از مالزی نویسا زده بود و این حرفا. ببینم یعنی این جا هم ما غیر خودی هستیم!
ریکاوری مرده گان
ارسالشده در حرف های نا مربوط در 2008نوامبر 27, | ۱ دیدگاه »
دولت از اين که مجلس حتا کارت های صد آفرين دوران ابتدايی کردان را هم نپذيرفت ابراز تاسف کرد…
اشک من نثار شادی شما باد
ارسالشده در دل نوشته ها, عکس در 2008نوامبر 26, | 5 دیدگاه »
روزها بود که کمتر چیزی وجد را بی مهابا در تن من رها کرده باشد. وای از اشک شوق و دیوانه گی، از این همه امید و غرور و عشق، وای از این همه ایمان و سیب و خنده، وای از این همه پنچره، وای از این همه شکوفه و نارنچ.
کی می گی نمیشه دید؟ [...]
بحران مالی به دبی رسید
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 26, | ۱ دیدگاه »
دیروز در مصاحبه ای با یک استاد دانشگاه حرف از ورود پر قدرت و موثر بحران مالی غرب بود. بازار های بورس راکد و ساختمان سازی ها متوقف. شرکت های بزرگ در آستانه ورشکستگی…
ظاهرن این کشور که همه چیزش به نظر من دکور است در آستانه یک اتفاق است.
صادقانه بگویم: چندان از خبر ناراحت نیستم.
داریوش فروهر
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 26, | بیان دیدگاه »
داریوش فروهر به سال ۱۳۰۷ در یک خانواده مسلمان در اصفهان به دنیا آمد. او از ۱۵ سالگی و پس از آشنایی با مصدق، زندگی سیاسی خود را آغاز کرد و در دوران فعالیت سیاسی خود، پیش از انقلاب ایران بیش از ده بار بازداشت و زندانی شد. تجربه ۱۵ سال زندگی در زندان، او را سمبلی از [...]
خواب می بینم
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 26, | ۱ دیدگاه »
خواب می بینم در در زیر زمین درویش خانه ای با برادرم رفته ام. این حجره (که انگار برای گزارش به سراغش رفته ام) با چند شمع روشن است و نوری دیوار های آن را روشن می کند. درویش بلند ریشی که ما را می بیند انگار به مراسمی مقدس دعوت می کند . از [...]
آنقدر قطعنامه بدهيد تا قطعنامهدان شما پاره شود
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 24, | 3 دیدگاه »
این از دیالوگ های رئیس جمهوری بود نمی دانستم باید بخندم یا گریه کنم.
یعنی میشه؟
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 24, | بیان دیدگاه »
عکس از بالاترین:
کم کم همه دارند منجی می شوند، ظاهرن پیامبران در راهند
ارسالشده در تامل, حرف های نا مربوط در 2008نوامبر 24, | 5 دیدگاه »
معمول در گذشته ما یک مانی می شناختیم و چند پیامبر غیر استاندارد دیگر که دست کم بنا بر اذعان تاریخ نگاران در سیمای آن ها یلخره آن چه که مدعی بودند، پیدا بود. اما این روزها دارم می بینم تعداد مدعیان نبوت و امامت و نیابت، روز به روز افزوده می شود و هر [...]
این بهار و آن خزان، هر دو جان سوزند!
ارسالشده در تامل, عکس در 2008نوامبر 24, | ۱ دیدگاه »
داشتم در بین سرگیجه تماس با ایران که به یمن مخابرات ما چیزی در حد مک لارنه، دیدی هم یواشکی به خبرگزاری های وطنی می زدم که چشمم به مراسم تودیع برادر جان برکف عوضعلی کردان و ظهور آقای صادق محصولی افتاد. چیزی که در عکس ها برایم جالب بود. اعتماد به نفس هر سه [...]
زلخیای ما و زلیخای اینا
ارسالشده در عکس در 2008نوامبر 22, | بیان دیدگاه »
از بالاترین گرفتم.
آیا روزی خواهد رسید که هم را باور کنیم
ارسالشده در عکس در 2008نوامبر 22, | 3 دیدگاه »
شاید روزی فرا رسید که باورمان بر این باشد که ما موظف به اعزام افراد به بهشت نیستیم. شاید روزی رسید که دموکراسی ما تنها شرط حیات نباشد.
می دانید این عکس چرا زیباست. چون در آن چیزی به اسم باور نهفته است.
پ.ن: اینقده درشت بالاش زده که معلومه عکس از کجاست.
صحرایی که در آن سرگردانم
ارسالشده در خفه سوز در 2008نوامبر 22, | بیان دیدگاه »
به صحرا اندر شدم، باران باریده بود. چنان که پای در گل فرو رود پای در عشق فرو می رفت.
چاقوی زنجان در خدمت مبارزه با بدخواهان
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 21, | 2 دیدگاه »
آخ گرفت
ارسالشده در هویجوری! در 2008نوامبر 20, | 3 دیدگاه »
تو حموم گرفت لامصب
نفسم یه لحظه بالا نیامد
یه درد از پشت که فلجم کرد
الان آروم ترم
آخدا!
یهو بیگی بالاغیرتن، من حوصله آویزون این اون شدن ندارم.
دو روز زیر سر آدم چیز بذارن و بعد هم بشی جزو اشیاء اتاق که حال ملت از دیدنت بهم بخوره.
من چاکرهاتم آخدا ما دست بنده نسپر…
پ.ن: خداییش آدم کولی به [...]
فردایی برای او
ارسالشده در عکس در 2008نوامبر 20, | بیان دیدگاه »
دختری 13 ساله در استان آذربایجان غربی که برای کار و کمک به مادرش در بافتن
فرش مجبور به ترک تحصیل شده است.
یونیسف ایران / شهزاد نورانی ©
زن در ایران از نگاه این خانم
ارسالشده در عکس در 2008نوامبر 19, | ۱ دیدگاه »
راستش در مورد این ویدئو نظر خاصی ندارم اما…
صادق محصولی با اکثریت آرا وزیر کشور شد
ارسالشده در خبر و نظر در 2008نوامبر 19, | 4 دیدگاه »
اگرچه نظر همسر شهید باکری برای تامل ملاک نبود چون او بعد از شهادت آن مرد ازدواج کرده بود. اگرچه ثروت یکصد و شصت میلیاردی سال 84 صادق خان محصولی هم باعث از کجا آوردی نشد. اگرچه مطهری بد بخت هم هر چی گفت کسی گوش نکرد اما من خوشحالم که صادق محصولی با اکثریت [...]



