داستاني از منوچهر احترامي
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار [...]
بایگانیِ جولای 24th, 2008
One Story
ارسالشده در خبر و نظر در 2008جولای 24, | بیان دیدگاه »
امروز می خندیم
ارسالشده در خبر و نظر در 2008جولای 24, | 2 دیدگاه »
به هیچ نمی اندیشم. خود را رها می کنم. هنوز زنده ام. این هدیه مبارکی است برایم.



