همیشه دوست دارم بدانم وقتی خانم فاطمه کماندویان اصل تهرانی همسرش را که میخواهد صدا بزند چطور او را میخواند. مثلن لابد میگوید: حسین؛ نذار دهنم باز بشه بگم با اون هیکل پشمالو و اون قد قوارت ناجورت از بس برای دشمن کار کردی شبیه میخ طویله شدی. سر راهت یه نون تافتون نسوخته هم بگیر که اگه نگیری من می دونم و تو.
یا مثلن در همین راستا اشاره میکند: در آخرین بررسیهایی که من داشتم شورت مامان دوز تو سخت دارای صحنههای مستهجن است. تو با رفتارهای رضاخانیات داری پتانسیلهای هزار سوم را هدر میدهی و الهی خدا نیست و نابودت کند. برو زود بچهها را از مدرسه بردار جز جگر زده.
حالا کار با روابط خصوصی ندارم که چه طنزی بشود از آن بیرون کشید.
در آخرین بیانات مبوسط سرکار خانم فاطمه رجبی این بار قالیباف جنبان بود. این بنده خدا که نمیدانم مرحوم دوانی چی از دستش میکشید فرموده: لجنپراکني صهيونيستي روزنامه «تهرانامروز»عليه رئيسجمهور، باورهاي امام زماني عجلالله تعالي فرجهالشريف او، نقي هولوکاست و محورهاي بالنده گفتماني وي، روسياهي رضاخاني را ميرساند، که در «انجام وظيفه براي موساد و سيا» سنگتمام گذاشته است…
به نظر من که حق دارد دکتر الهام میگوید هر چه میخواهید به خودش بگویید نه به من. چون آدم گلاب به رویتان به اول و آخرش میخندد به ایشان چیزی بگوید. میگویند به برادر ترکی یک کرگدن نشان دادند و گفتند شما به این چه میگویید. برادر به قد و بالای رشید کرگدن نگاه کرد و گفت والا ما غلط بکنیم به ایشان چیزی بگیم. این روزها فقط این تحفه تو این مملکت کم است.



