خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ جولای, 2008

همین الان خبر دار شدم. رئیس جمهوری ایران آقای محمود احمدی نژاد طی یک نامه پاسخ 5+1 را داد. او طی این نامه اعلام کرد:
پاسخ من به 5+1 ، شش خواهد بود!

نوشته را کامل بخوانید »

دریایی دریا

 دریا، پنج ساله در روستا مهدی (مهد کودک روستایی) تحت حمایت یونیسف در میناب

یونیسف ایران / میراندا ایلز   ©

نوشته را کامل بخوانید »

بی قراری

در زاهدی شکستم، به دعا نمود نفرین: که برو که روزگارت همه بی‌قرار بادا

نوشته را کامل بخوانید »

رسیدن به کمال

در نیویورک، بروکلین، مدرسه ای هست که مربوط به بچه های دارای ناتوانی ذهنی است. در ضیافت شامی که مربوط به جمع آوری کمک مالی برای مدرسه بود، پدر یکی از این بچه ها نطقی کرد که هرگز برای شنوندگان آن فراموش نمی شود… او با گریه فریاد زد: کمال در بچه من “شایا” کجاست؟ [...]

نوشته را کامل بخوانید »

گدای محبت

 
امروز داشتم گزارشی در مورد مشکلات عدم آموزش صحیح روابط جن س ی در ایران می نوشتم، یاد چیزی افتادم که چند سال پیش در مشهد وقتی بر روی روسپیگری تحقیق می‌کردم افتادم. به واسطه یکی از کاسب‌های بازار قسطنطنیه این شهر با دختری آشنا شدم که هفته‌ای یک‌بار به این بازار می‌آمد و در [...]

نوشته را کامل بخوانید »

دل درد / سر گیجه / اوهام و ور ور های آدم های یک بالماسکه / رقص مرگ / خنده آدم هایی با صورت های اسب / یک لیوان آب / گرم / فقط یک تکه یخ / پیشانی ام مور مور می شود / نفس گیری در ساعت 4:45 دقیقه صبح / آماده / [...]

نوشته را کامل بخوانید »

امین اله رشیدی

نوشته را کامل بخوانید »

پیام پنهانی

امروز دیدم پرنده ای مرده بود.
با یار به مردار شدم رهگذری
وانگاه فکندم نظری از بی خبری…

نوشته را کامل بخوانید »

روزها می آیند و می روند بی آن که از من بپرسند آیا می خواهم در این قطار گذار، در کوپه ای که شماره اش در دستم است بنشینم با نه.
گاهی فکر می کنم عمری گذشه است. سی و هشت سال. سی و هشت سال انتظار که نتیجه اش شده سینه ای چاک چاک از [...]

نوشته را کامل بخوانید »

آدم گاهی یه حرف هایی می شنود که نمی داند بخندد یا گریه کند. پدر جان مگر این برادر ما از نامه های رای از تو صندوق در بیار سفرهای استانی وقت اضافه می آورد که به این جور کار های دم دستی بپردازد. اونم از اون سر دنیا:
سازمان آمریکایی “پزشکان برای حقوق بشر” در [...]

نوشته را کامل بخوانید »

انگاری یه خبر کوچولو هم که سوراخی به اندازه سر سوزن بر دیوار انزوا باشه خوشحالم می کنه. باور کنید این خبر خنده ای بر روی لبم وام گذاشت:
اتحادیه اروپا اعلام کرده است که شرکت هواپیمایی ماهان ایران از فهرست “سیاه” این اتحادیه درآمده است.
با این احتساب اکنون “ماهان ایر” می تواند پروازهای خود به [...]

نوشته را کامل بخوانید »

چون یار شد بار دگر

این شعر سیمین بهبهانی رو بارها خوندم و بار ها شعرشو که فک می کنم زویا می خونه رو گوش دادم اگرچه من یه بیت دیگر هم از این شعر شنیدم که می گه: …چون یار شد بار دگر کوشم به آزار دگر …تا این دل دیوانه را از خویش بیزارش کنم…(فک کنم البته) تو نت [...]

نوشته را کامل بخوانید »

One Story

داستاني از منوچهر احترامي      
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار [...]

نوشته را کامل بخوانید »

امروز می خندیم

به هیچ نمی اندیشم. خود را رها می کنم. هنوز زنده ام. این هدیه مبارکی است برایم.

نوشته را کامل بخوانید »

No way No say

On the way
Sometimes run
Sometimes stop
But You sure
I want go to dark
To the forget
To memorise
Don,t like see common times
Now only for you
Honey

نوشته را کامل بخوانید »

روز هشتم – اردوان روزبه
ardavan.roozbeh@gmail.com
شاخ به شاخ می‌شویم. یعنی دستهایمان راست می ایستد و در واقع در این شرایط است که ما از سیاست «سین» اش را هم نمی شناسیم چه رسد به پیچ واپیچ های قضن قرتکی اش را.
مثلن فک کنید درست روزی که اسرائیل دندان قروچه می کند و نیش نشان می دهد [...]

نوشته را کامل بخوانید »

خبرنامه اميرکبير: حسن مددی، معاون دانشجويی دانشگاه زنجان، که چندی پيش در پی تلاش برای هتک حرمت يک دختر دانشجو بازداشت شده بود، آزاد شد.
خب که چی ورپریده ها این جوری بر و بر زل زدین به این خبر یه خطی. مگه معاون دانشگاه «دول» نداره ببخشید! «دل» نداره. تازه تقصیر اون چی بوده که [...]

نوشته را کامل بخوانید »

اون روزها من تو روزنامه توس کار می کردم. اسم این آدم برای من یاد آور دلتنگی های تلخی بود که از بوسنا شروع می شد. گزارش هایی که یادم میاد تو چند بولتن وزارت خارجه می خوندم و وقتی می خواستم چیزی بنویسم پر از اندوه می شدم. حالا رادوان کارادزیچ رو دستگیر کردند [...]

نوشته را کامل بخوانید »

بی تیتر

من از دفاع کردن از خودم نفرت دارم که این کار، کار آدم های سست است. مرد پاک را ‏زندگی و زمان تنها نمیگذارند. زندگی اش از او دفاع و زمان تبرئه اش می کندهرچند سنگ ها را ‏بسته و سگ ها را رهاکرده باشند.
 علی شریعتی مزینانی

نوشته را کامل بخوانید »

رحيم مشايي در پاسخ به تذكر خبرنگار همشهري كه گفت: عبارت «ملت اسرائيل» و يا «مردم اسرائيل» در ذات خود حامل پذيرش ضمني مليتي به نام مليت اسرائيلي است، توضيح داد: «منظور من اين نبود. منظورم فلسطينيان اسرائيل(!) بود.»
معاون رئيس‌جمهور در پاسخ به اين موضوع كه شما معاون رئيس‌جمهور هستيد و حتي اشتباه سهوي و [...]

نوشته را کامل بخوانید »

نوشته‌های قدیمی‌تر »