تاكسي تاكسي متر روشن نمي كنه. سوپر سر محل شير رو با سر جهازي ميده. تير آهن و يارو تو انبارش قايم مي كنه. پدر به پسرش دلالي ياد مي ده و هر كي هر كار دلش مي خواد مي كنه. بابا همش گردن اون يارو كه نيست كه. چرا خودتونو راحت مي كنين؟
Archive for ژوئن 26th, 2008
همش زير سر حكومت نيست
ارسالشده در تامل در 2008ژوئن 26, | بیان دیدگاه »
از آدم تا آدم
ارسالشده در حرف های نا مربوط در 2008ژوئن 26, | بیان دیدگاه »
آدمي زاد هنر خلقت است. اوست كه فرصت ها را به تهديد و تهديد ها را به فرصت تبديل مي كند. اوست كه مي تواند بيش از آنچه خيال مي كند مي فهمد سعي در فهميدن داشته باشد. اوست كه بايد بداند. هر لحظه هديه اي است از طرف خدا.
آدمي!
لاجرعه مرا سركش من هم فلسفه [...]
نگاه كردن توام با عذاب
ارسالشده در تامل, حرف های نا مربوط, خبر و نظر در 2008ژوئن 26, | بیان دیدگاه »
يكي از نكته هايي كه من از روزهاي قديم نديم يادم مياد اين هنر نگاه كردن ما ملته. واي ميستيم تا يكي به يكي ميزنه نگاه مي كنيم. زن و شوهر دعواشون ميشه نگاه مي كنيم. يكي يقه يكي رو مي گيره زود ترمز دستي رو مي كشيم نگاه مي كنيم.
يادم بود بنويسم كه روز [...]



