یکی از ویژه گی های ملت غیور ما بعد از سه دهه از آغاز تغییر ساختار حکومت از پادشاهی ماده گرای کاپیتالیستی به حکومتی به ذات الهی و دارای حکم رانان منصوب از عالم بالا، این است که به طرز شگفت آوری توانسته اند کاملن در زندگی ریاکارانه متخصص شوند. این بندگان نیک خدا اگر در هر جای دنیا زندگی می کردند عمرن اگر می توانستند تا به این حد در زندگی چندگانه، حرفه ای شوند.
در طول چند روز صحنه جالبی از این هنر ویژه دیده ام که همین جا به باعث و بانی اش تبریک می گویم.
فک کنید:
در فرودگاه کوالالامپور، خانم با مغنه مانتو مشکی در حالی که بلند هم صحبت نمی کند.
سه روز بعد در برج های دوقلو، همان خانم با شلوار مشکی پیراهن یکم یقه وا، حالا کمی لبخند بر لب.
هفت روز بعد در محله کافه های کوالا؛ خانم با جین برمودا و یک رکابی در حالی که مست کرده داره همراهشو نصف شب ماچ می کنه.
روز هشتم همان خانم در هتل محل اقامت با نیم تنه بلند و روسری که بلخره دهن بقیه ایرانی ها بسته باشد.
روز دهم این خانم میهمان یه دوست ایرانی اش در محله غیر ایرانی می شود. (نمی گم کجا که فردا شلوغ نشه) در کنار استخر با مایو دو تیکه دارد برنزه می کند.
روز بازگشت فرودگاه کوالا، با مانتو مشکی، مغنه. او به ایران باز می گردد.




حالا شما برا چی این بنده خدارو تعقیب می کردین!!!؟