هر جا باشی جمعه است. جمعه همیشه جمعه دردهای فراموش نشدنی است. نمی دانم از موسیقی های کلاسیک یهودی شنیده اید یا نه اما پیشنهاد می کنم در عصر جمعه هیچ وقت سراغش نروید.
شاید این جمعه بیاید… شاید
Archive for می 16th, 2008
مرا به خانه ام ببر
ارسالشده در حرف های نا مربوط در 2008می 16, | 1 نظر »
ساعت از دو صیح تیر شده. کافه Mujo بغل هتل شرایتون. دست چهارم است که بیلیارد بازی می کنم. چند جوان استرالیایی شرطی بازی می کنند. به طرز ناخوشایندی فریاد می زنند. دود سیگار زود از بالای سر کنار می رود. دوست ندارم، انگار خوشم می آید لای دود ها گم بشوم. توپ می خورد [...]
همه ما به بهشت می رویم، اما تو باور نکن… پست ششم
ارسالشده در خبر و نظر در 2008می 16, | بیان دیدگاه »
این پست ششم است از مرمر برای: همه ما به بهشت می رویم، اما تو باور نکن…
فرشتهء کوچیک من، زخمی چنگال غمی
به خاطر کدوم بهشت، اسیر این جهنمی
به خاطر کدوم گناه، لایق طعم آتشی؟
گنجشک بی بال و پرم، جرم کیا رو می کشی؟
نهال سبز بی کسی، توی نگات پرنده نیس
امنیتی برای این، جنگل پر درنده [...]
همه به بهشت می رویم، اما تو باور نکن… پست پنچم
ارسالشده در خبر و نظر در 2008می 16, | بیان دیدگاه »
این پست پنجم از یاسمین
همه به بهشت می رویم، اما تو باور نکن…
خواب می بینم کودکی ام را
خواب می بینم شادی ام را
راه دور است و سرما بی امان
ولی من کودکانه می خندم
دل خوشم به اندک حرارت بخاری کوچکی که با من ، با ما مهربان است
تقسیم میکنیم شادیهایمان را …
گرم میشوم اندکی ، کمی بیشترک
گر میگیرد [...]
همه به بهشت می رویم، اما تو باور نکن… پست چهارم
ارسالشده در خفه سوز در 2008می 16, | بیان دیدگاه »
این پست چهارم است از حمید محصص
همه به بهشت می رویم، اما تو باور نکن…
سلام
تصاویر دلخراشیه … آدم رو تحت تاثیر قرار میده.
با اینکه حدودا یک سال از این واقعه میگذره ولی هنوزم وقتی آدم فکرشو می کنه متاسف و غمگین میشه.
همه اینا رو قبول دارم. و قبول دارم که این سهل انگاری به هیچ وجه [...]



