خوراک‌ها:
نوشته‌ها
دیدگاه‌ها

بایگانیِ آوریل 19th, 2008

رانندگی در تاریکی شب اون هم بدون چراغ خب آخه واسه چی؟ تو می خواستی منو بکشی اینو می دونم. تو خواستی حرف خودت بشه. گفتی آخر یه روز می کشمت. حالا دلت خنک شد. نشستیم تو صف تا بگن چقدر و کجا. می زدی کنار جاده با هم حرف می زدیم. ای لعنتی وقت [...]

Read Full Post »

 
ترسم که اشک در غــم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر بــه عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شــود در مقـــام سنگ
آری شود ولــیـک بخـــون جـــــگر شــود
خواهم شـدن به میکده گریان و دادخواه
کز دســت غم خلاص من آنجا مگر شود
از هـــر مــیـــانه تیــر دعــا کــرده ام روان
باشد کزان میـانـــه یـکــی کــارگر شــود
ای جـــان حـــدیـــث [...]

Read Full Post »