امروز از اون روزایی که فک کنم هشتبلکو بشم بسکه کار دارم. اما گفتم حیفه یه پست نذارم و پی کارم برم. شما تا حالا دیدی یه فیل مثل یه عاقل به سفیه نگاه کنه؟ خوب من دیدم. این فیله وقتی بهم نگاه می کرد احساس می کردم داره به یکی از ابله ترین های [...]
Archive for آوریل, 2008
Elephant eYe
Posted in دل نوشته ها, عکس on 2008آوریل 30, | 4 Comments »
امشب رو می خوابم
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 29, | بیان دیدگاه »
چندی میشه که شب ها برام شده یه کابوس. می نویسم، تا بخوابم اما نمی خوابم تا بنویسم. امشب تعطیل. داره می پوکه…
این بسیار پیشنهاد خوبی است که می تواند در وقت و بودجه کشور صرفه جویی ایجاد کند و مردم هم می توانند به امورات اخروی بپردازند و به جای این که پول کشور صرف دادن حقوق به کسانی بشود که بنشیند و «خاطرات دلبرکان سودا زده من» بخوانند و چیزشان خشک شود، یعنی دهانشان و [...]
دل در دریای سیاه شب گم شد
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 28, | بیان دیدگاه »
حالم رفته تو قوطی حالیته؟
ساعت از چهار صبح گذشته. تو دریای تاریکی بد گم شد و رفت
…
حرفی از یه گوشه زمین از آدمی که گریه می کرد و می نوشت
Posted in خبر و نظر on 2008آوریل 28, | بیان دیدگاه »
گفتیم باهم از این ور و اونور، از زخم و هزیان های بی خریدار این روزها. گفت بگو:
شايد يکي که وبلاگ داره بعدن بنويسه که يکي مي گفت کوچيک نشين…
منم گفتم.
سردار شب بخیر
Posted in خبر و نظر on 2008آوریل 28, | بیان دیدگاه »
سردار صفوي فرمانده سابق سپاه پاسداران هشدار داد:
جنگ در خاورميانه در راه است
جام جم آنلاين: سردار سرلشكر “يحيي رحيم صفوي” فرمانده سابق سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و مشاور عالي كنوني فرمانده معظم كل قوا با اشاره به حضور بيش از 200 هزار آمريكايي در منطقه، آن را باعث التهاب خاورميانه دانست و از احتمال وقوع [...]
صورت معصومی داره، نه؟
Posted in عکس on 2008آوریل 28, | بیان دیدگاه »
شده فکر کنید که دیگر تجربه ی تازه ای را نخواهید کرد و این شما را بی اندازه مایوس کند ولی در کمال ناباوری در جایی که باورش را نداری (تو فکر کن مثلن یه سطل آشغال) چیز تازه ای میابی که تو را شگفت زده می کند…
دست نوشته های یک مرحوم (5)
Posted in دست نوشته های یک مرده on 2008آوریل 28, | 1 نظر »
ببینید. من فکر می کنم مرده ام!
جسارتن ما که سر در نیاوردیم
Posted in خبر و نظر on 2008آوریل 27, | بیان دیدگاه »
مهدي و اميرحسين معتقدند كه ميان سالهاي 1368 تا 1384 در ايران داييسالاري حاكم بوده است چرا كه آنان دو دايي دارند كه از سال 1368 تا سال 1384 بر ايران حكومت ميكردند. دايي پدري آنان اكبر هاشمي رفسنجاني بود كه از سال 1368 تا سال 1376 رئيسجمهور ايران بود و دايي مادري آنان سيدمحمد [...]
ترانه ای برای عشق؛ به من بگو چرا؟
Posted in دل نوشته ها, روزانه, عکس on 2008آوریل 27, | بیان دیدگاه »
در رویاهایم
کودکان می خوانند
ترانه ای از عشق برای هر پسر و هر دختر
آسمان آبی است
مزارع سبزند
و قهقهه زبان مردم دنیاست
اما بعد از خواب برمی خیزم و تمامی آنچه که می بینم
دنیائی است پر از مردم محروم
بمن بگو چرا؟
آیا باید که اینگونه باشد؟
بمن بگو چرا؟
آیا چیزی هست که من آنرا از نظر [...]
کمی دل خوش دارید. این هم راهی است برای دشمن ناشاد کردن
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 26, | 1 نظر »
1. لوازم مورد نیاز برای مانور
2. نحوه اسمبل کردن تجهیزات
3. نحوه بهربرداری از سیستم دشمن ناشاد کن اتوماتیک
می خواندم از جامعه افسرده. می خواندم از این که سن حمله قلبی در بلاد ما به زیر 30 سال رسیده. می خواندم که هر روز بر تعداد خودکشی ها افزوده می شود. اینا همش دشمن خوشحال کنه. [...]
من نفهمیدم کودومش ایراد داره، حاج آقا حلاله؟
Posted in حرف های نا مربوط, عکس on 2008آوریل 26, | 2 Comments »
یادمه وقتی جریان دست دادن آقای سید محمد خاتمی در رم با یه دختری برای خودش داستان شد. هر که می خواست اراداتش را بیشتر اثبات کند آب دارتر به او فحش می داد. همان جا برخی از علماء بر سر لمس، مسائلی را طرح کردند و بقیه قضایا و بخایا.
امروز در حوزه انتخابیه تهران [...]
ساعد مراغه ای
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 26, | 1 نظر »
ساعد مراغه اي از نخست وزيران عهد پهلوي نقل کرده است: زماني که نايب کنسول شدم با خوشحالي پيش زنم آمدم و اين خبر داغ را به اطلاع سرکار خانم رساندم. اما وي با بي اعتنايي تمام سري جنباند و گفت:” خاک بر سرت کنند؛ فلاني کنسول است؛ تو نايب کنسولي؟” گذشت و چندي بعد [...]
عین ایران خودرو خودمان
Posted in تامل on 2008آوریل 26, | بیان دیدگاه »
یکی از مديران آمريکايی که مدتی برای يک دوره آموزشی به ژاپن رفته بود، تعريف کرده است که روزی از خيابانی که چند ماشين در دو طرف آن پارک شده بود می گذشتم رفتار جوانکی نظرم را جلب کرد. او با جديت وحرارتی خاص مشغول تميز کردن يک ماشين بود، بی اختيار ايستادم. مشاهده فردی [...]
جنگ با خود
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 24, | 3 Comments »
ساعت از 5 گذشته. چشمانم به سختی باز می شوداما نمی دانم چرا سرناسازگاری با خودم برداشته ام. گم شده. چیزی گم شده که پیدا کردنش سخته اما من هستم. تو هم هستی. چت برای همین است. نه؟
نمایشگاه سپر و کلاه خود مالزی
Posted in حرف های نا مربوط on 2008آوریل 24, | بیان دیدگاه »
هرچه در مورد این خبر می خوانم بیشتر لجم می گیرد. اصلن قصد دفاع از جمهوری اسلامی ایران را ندارم اما فکر کنید برگزار کننده یک نمایشگاه نظامی دلیل اخراج ایران را از نمابشگاه تجهیرات نطامی مالزی می گوید که این نمابشگاه «دفاعی» است و نه «تهاجمی» و این جاست که مرغ پخته در دیگ خنده اش می [...]
شاگرد تنبل کلاس جامعه جهانی برو باباتو بیار…
Posted in تامل on 2008آوریل 24, | بیان دیدگاه »
امروز در خبرها می خواندم که ایران در نمایشگاه تسلیحات دفاعی در مالزی اخراج شده است. نکته جالبی است. معاون بداوی آقای عبدالرزاق گفته دیگر شرکت کنندگان گفته اند که سلاح های ایران تهاجمی است تا دفاعی و ما هم مجبور شدیم که ایران را از نمایشگاه اخراج کنیم.
یادم می آید از روزهای بچه گی، [...]
دست نوشته های یک مرحوم (4)
Posted in دست نوشته های یک مرده on 2008آوریل 24, | بیان دیدگاه »
امروز یکی می گفت زیاد نگران نباش اگر جهنم بیفتی دیگر کسی پاچه ات را نمی گیرد…



