بارون میاد شر شر اما من دیگه از حال هاجر خبر ندارم. هنوزم پشت خونه هاجرعروسیه نمی دونم؟ بد می باره حاجی، حاجی.
نوشتهشده به دست ardavan در 2008مارس 22, در خبر و نظر
قربونت
2008مارس 22, at ب.ظ.1:37
حاجي بابا حداقل اون لينك قضيه گنگ بنگ رو ميزدي ، لاكردار به شدت مقبول افتاد . نميشد يه جوري عكس هاشو هم لينك بدي يه حظ بصري ببريم …
safa
2008مارس 22, at ب.ظ.1:56
.. از دل من اما چه کسی نقش ترا خواهد شُست؟
عادت می کنی به این باران ها اردوان عزیز هر چند این عادت کمابیش ممکن است باعث شود که لطافت و سخاوت باران برایت کهنه شود، از بس که بی حساب می بارد ،، آن وقت ها یادم است نم بارانی که می زد، سرشار می شدیم
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهٔ رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهٔ تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.
به 249 مشترک دیگر بپیوندید
قربونت
2008مارس 22, at ب.ظ.1:37
حاجي بابا حداقل اون لينك قضيه گنگ بنگ رو ميزدي ، لاكردار به شدت مقبول افتاد . نميشد يه جوري عكس هاشو هم لينك بدي يه حظ بصري ببريم …
safa
2008مارس 22, at ب.ظ.1:56
..
از دل من اما چه کسی نقش ترا خواهد شُست؟
عادت می کنی به این باران ها اردوان عزیز
هر چند این عادت کمابیش ممکن است باعث شود که لطافت و سخاوت باران برایت کهنه شود،
از بس که بی حساب می بارد
،،
آن وقت ها یادم است نم بارانی که می زد، سرشار می شدیم