اردوان روزبه / روز هشتم
خیال نکن نباشی بدون تو میمیرم. گفته بودم عاشقم. خب حرفمو پس میگیرم. سوت می زد و میخواند بدون دغدغه. میپرسم انتخابات؟ میگوید: هان؟ میپرسم مجلس هشتم؟ میگوید: هان؟ میگویم رد صلاحیتها؟ می گوید برو بابا… و باز سوت و رنگ را ادامه میدهد: کی میگه تو نباشی ستاره بی فروغه. عروسکها بدونین که عاشقی دروغه…
خب باز هم یک روز دیگه خدا آمد. شکر هزار بار که من یک بار دیگر هشتمین روز خدا رو دیدم. میدونید که ما لذتی میبریم از زندگی. به قول رفیقمون، ما که زندگانی میکنیم شما رو نمیدونم. بعله خدمتتون عارضم همینطور که ما داشتیم با زندگی لاس میزدیم خبردار شدیم خاویر کلمنته اسپانیایی بلخره شد سکان دار این کشتی توفان زده دریا های فلان به قول این مدیر مسوول نشریه شهر قشنگ که یادتون می یاد فاتحه ریخت هر چی روزنامهنگار رو خونده بود تی وی ملی. البته خاویر بابا بنا هست سه سال به روش استاندار پروازی و استاد پروازی هی برود و بیاید و دو میلیون یورو ناقابل بگیرد و مارا ببرد ور دست آلمان و منچستر یونایتد جنب بغل سر آلکس فرگسن بنشاند. حالا تا ببینیم خدا چی میخواهد چون تا خدا نخواهد که کاری در مملکت ما نمیشود. اما خاویار و خاویر را ول کنید، بچسبید به رئیس که باز اشارههایی به این عوامل داخلی کرد و بگفتا: که در مورد مسئله هستهاي عدهاي هستند كه پيش دشمن ميروند و دشمن را تشويق ميكنند. او تاکید کرد که آنها اطلاعاتي را از داخل كشور به دشمن دادهاند… لذا من دارم فکر می کنم آخر این ماجرا که چندی است از زبان آقا دکتر الهام و آقا دکتر احمدی نژاد شنیده میشود و موکد به دنبال این عناصر داخلی ناتوییست هستند به کجا مان ختم میشود. خوبه! البته خب بلخره فردا یکی دوتا هم که دراز شوند این ماجرا حل میشود البته فقط میخواهم به یک صجنه ناب هم اشاره کنم: بچهها کی خسته یه؟ دشمممممنن. باری کلا.
البته برخی به این موضوع به چشم رفراندوم نگاه کردند و من چون احساس میکنم کارهای دوست عزیزمان همیشه بدیع است، اگر هم این رفراندوم فوری ( پلنگ صورتی یادتونه سوراخ فوری؟) باشد اصلن چیز عجیبی نیست. به هر حال منکر این همه آدم که نمی شود شد.
آما در مورد اخبار انتخاباتی هم ما از طریق غضنفرهایمان مطلع شدیم که اصلاح طلبان باید صبر کنند و قرار است در شورا های عالی تایید صلاحیت شوند. نگران نباشند و البته صبر کنید. حول نکنید. به همه می رسه اول زنها و بچهها. گفتین تا انتخابات چند روز مونده؟ میرسین بابا نگران نباشین. البتن عباس عبدی، چهره سرشناس اصلاح طلبان، ردصلاحیتها را هم یک تاکتیک و هم یک استراتژی از جانب برگزارکنندگان انتخابات میداند. من که از این همه کیاست و فکر فعال جناب عیاس خان عبدی متحیر ماندم و به هوش و ذکاوتشان تبریک دو دستی میگویم. بابا! اصلن مثل این که رفیق ما تو باغ نیستا. یکی بچه رو ورداره بیاره تو.
آخ زوون دلم خنک شد. منی که چشم دیدن این فمینیستهای نامروت رو ندارم. یکبار از این حرکت انقلابی و جسورانه و خیر خواهانه هیات کشتی لذت وافی بردم اساس. ماهنامه زنان رو تو قیف کردین، دل مارو شاد کردین. چیه این ادا اطوارها که این زنانها می ریزن. تازه رفتارهایشان بد آموزی همداره. قدر این همه فرصت رو که نمیدونن و فقط بلدن در جهت تضعیف قدم بردارن. اگر تو عربستان زندگی میکردین که پشت فرمون ماشین میشستین، آقاتون تو حرمسرا به چهار میختون میکشید بعد قدر این همه امکانات رو میدونستین و دنبال کارهای خلاف، اونم تنهایی نمیرفتین. این نشریه بیفایده و الکی و دو بهم زن فمینیستی 16 سال بود داشت چاپ میشد. به هر حال از همت والای دوستان در هیات اسکی نه ببخشید هیات بوکس یا نمیدونم دو میدانی یا اصلن کاناپولو ( با این ورزش مفرح تازه آشنا شدم ) چیه خب بهتره که آدم از دیوار مردم بالا بره! کمال خرازی رو دارم یعنی تشکر رو داردم. البت شنیدم که هزار وپانصد چهره سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران با صدور بیانیهای نسبت به لغو امتیاز مجله زنان اعتراض کردند. اما هیچ به دل چیز راه ندهید. از این اعتراض ها تو این مملکت زیاد میشه و راهشم همین بی توجهی است. شما کار خودت رو بکن ای پامادور ای قند عسل، ای نوره دیده.
اعتراض داریم تا اعتراض. یادم از اعتراض جناب کروبی که خدا از او راضی باد افتاد که گفتهاند: ما اهانت به بیت حضرت امام را تحمل نمیکنیم. او در پی رد صلاحیت آقای علی اشراقی نوه حضرت امام این نکته را گفته است. خب جناب کروبی لابد صلاحیت نداشته اند این بزرگوار. شما مو می بینی و هیاتها پیچش مو.
باور میکنید داشتم به این مدل رد صلاحیت یه دوروزی فکر میکردم. شاد باد روح پر فتوح مردی که سلاله خورشید بود. این برنامه «محرمانه» تلوزیون رو میدیدید؟ اونی که دادگاه خسرو گلسرخی رو گذاشت ها… یک برادر روحانی به نام طباطبائی حرف های خوبی می زد. فکر کنم اونم رد صلاحیت شد البته. تا دیدار



