روز هشتم
اردوان روزبه ardavan.roozbeh@gmail.com
ای نامه که می روی به سویش از جانب من ببوس رویش. این شعر را یکی از عشاق ساکن در سردشت هفته قبل برای گاز ایران که به ترکیه صادر می شد خوانده بود. هفته قبل امت همیشه در صحنه این خطه خودشان را با کنده گرمی می کردند و طبع شعر همه در رسای عشق ورزی گل کرده بود. اما چون مردم ما ادب پرور هستند بعد در شمال ایران و چند ناحیه کوچولوی دیگر به قول رئیس همین کارها «افت فشار» پیدا شد که در نتیجه طبع شعر همه کم کم به جریان افتاد. بدبختی ها سر این بوده که آقا ترکمنستان شیر گازشو اون طرف یهو بسته و یه میل زده به رئیس گاز ما که به علت پاره ای از پارگی ها فعلن مال ما نمیاد. شما خودتون یکاری کنین که بیاد، گاز تو لوله هاتون. در نتیجه با یک عملیات گسترده نفتی و پیتی در بین مناطق بی گاز و یا افت زده نفت توزیع شد و خب مردم چراغ نفتی ها رو زود زدن به برق. این وسط من فقط نفهمیدم چرا به ایران می گن دومین تولید کننده گاز جهان، اونوقت ترکمن ها می گن میاد و نمیاد؟
لازم می دونم اشاره کنم زیادی نق نزنید می تونید با بخاری برقی و فن کوئل و «ایرکاندینیتور» خودتونو گرم کنین. روایت است که ماری آنتوانت ملکه فرانسه بود و آمدند به او گفتند که مردم نان ندارند بخورند. او گفت:« خب به جای نان شیرینی بخورند».
سه روز پیش یک اس ام اس آمد برام که مضمونش این بود:« بی نظیر اگرچه که در میانه پنجاه سالگی بود اما هنوز بی نظیییر بود» و به این ترتیب یادم آمد که آخ! دختر ذوالفقار علی بوتو، کسی که بعد از دو سال در زندان به دست ژنرال ضیاء الحق اعدام شد، در هفته ای که گذشت در یک عملیات انتحاری کشته شد. بوتو که بعد از هشت سال تبعیید خود خواسته و ناخواسته آمده بود پاکستان تا در انتخابات چند روز آینده رقیب مشرف شود که ظاهرن روحیه دموکراتیک مشرف گل کرد و نمی دانم چرا ماشین این رهبر حزب مردم رفت هوا و به این ترتیب چهارمین عضو خانواده سیاسی بوتو هم کشته شد.
مشرف گفته عسل خورده هر کی گفته کار منه، القاعده هم گفته من به هفت جای نابدتر پرویز می خندم که اگر کار من باشه، لشگر جنگهوی هم گفته، ما اون موقع تو حموم بودیم و دستمان به نازک کاری بند بود. سلفی ها و وهابی ها هم که زیر بارش نرفته اند و در نتیجه من فکر می کنم این انفجار یه نوع «اتو انتحاری» مثل اتوبیوگرافی بوده که خود خانم بی نظیر باعث و بانی اش بوده. آخی! هر وقت چشمم به عکس بی نظیر (که البته اون موقع جوون تر هم بوده) با آقای هاشمی می افتم جیگرم برای آقای هاشمی… یعنی برای خانم بی نظیر کباب میشه. یادم می افته ماجرای مذاکرات پشت در های بسته که اون موقع موضوع محافل استراتژیست وقت بود. ای مادر چه به روزت آوردن …( اینجا را با حالت ناله و مویه بخوانید تا حسش رو بیشتر بگیرید).
حالا اینو بشونید و ماجرای بوتو رو ول کنید: شنيده شده است دكتر سيد حسين موسويان عضو ارشد تيم مذاكره كننده هستهاي سابق، معاون مركز تحقيقات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت و سفير اسبق ايران در آلمان قصد كانديداتوري براي انتخابات مجلس شوراي اسلامي دارد. این خبر مشت محکمی به چانه، پیشانی و اندام تحتانی آمریکای جنایت پیشه بود. فقط من نمی دونم فعلن ایشون جواب آقا مرتضوی رو چطوری می خوان بدن. چون اوشون معتقده که هر چی دادگاه قبلی گفته نقض شده و ایشون باید دوباره دادگاهی بشن. تازه به قول دکتر الهام اونم علنی. اما اوشون گفتن که زود باید دادگاهی اش کرد و اونوقت ایشون میره کاندیدای مجلس می شه. بلا به دور مادر.
اما بعد از تصمیم اخیر بانک مسکن می گویند میزان طلاق ها به شدت کاهش پیدا کرده. بانک مسکن اعلام کرده که از این به بعد، یک زن و مرد می توانند با هم یک خانه بخرند و دو وام 18 میلیونی بگیرند. از شب همون روزی که بانک مسکن اعلام کرده، کلی خشم و خشونت ها تبدیل به ناز و کرشمه شده و کوفت بخورها به پسته بخور عزیزم ها. البته ما اطلاعیه اجتماعی در این مورد هنوز ندیدیم ولی برای رعایت مسائل امنیتی – اجتماعی احتمالن لزوم همراه داشتن صیغه نامه در حین ورود به بانک، عدم رفتن قربان صدقه هم در حین امضا در محضر، نپوشیدن چکمه تا بالا و زیر زانو توسط بانو و به علامت نکشیدن سیگار در طول پرواز توجه بفرمایید، از موارد این آگهی خواهد بود.
حالا شد دو تا هیجده تا، سی و شش تا، یعنی یه آپارتمان بیست و پنج متری. بانک مسکن دمت اووشوولوولو (این یه جور قربون صدقه جواتی بود). راستی یادم رفت بگم، می دونید ماری آنتوانت رو بعدن تو انقلاب کبیر فرانسه سر قضیه شیرینی خوردن چی کار کردن؟ هیچی گذاشتن زیر گیوتین!



