in the way
sometimes run
sometimes stop
but You sure
i want go to dark
to the forget
to memorise
dont like see common times
now only for you
honey
ارسال شده در خبر و نظر | No Comments »
in the way
sometimes run
sometimes stop
but You sure
i want go to dark
to the forget
to memorise
dont like see common times
now only for you
honey
ارسال شده در خبر و نظر | No Comments »
روز هشتم - اردوان روزبه
شاخ به شاخ میشویم. یعنی دستهایمان راست می ایستد و در واقع در این شرایط است که ما از سیاست «سین» اش را هم نمی شناسیم چه رسد به پیچ واپیچ های قضن قرتکی اش را.
مثلن فک کنید درست روزی که اسرائیل دندان قروچه می کند و نیش نشان می دهد که همین امروز فردا ما می دانیم و ایران و از آن طرف هم بعد از نهار نان و ماست خانه آورده، رئیس ما می گوید: هولوکاست؟ بیشین بینیم با! اینا سه تا بودن که یهودی بودن تازه تو اردوگاه نازی ها افتادن تو تنور نونوایی و سر همین تعرفات از راه دور می بینید نفت هفت دلار می کشه رو، بعد در کمال ناباوری یه روزی مثل امروز با فیلتر بشکن و زاغارت واکن و از این حرفا می ری روی سایت های خبری دشمن و می بینی نوشته: بنيامين بن اليعزر، وزير امور زير بنايی اسرائيل، روز جمعه در يک کنفرانس خبری در آنکارا گفته: «اسرائيل و ايران نبايد هيچ دشمنی با يکديگر داشته باشند زيرا هيچ تضاد منافعی بين دو کشور ايران و اسرائيل وجود ندارد و خون ملت اسرائيل و خون ملت ايران به يک اندازه رنگين است».
هنوز داری با خودت کلنجار می ری که بفهمی یعنی چی اونوقت؟ که بی فیلتر سراغ خبرگزاری فارس می روی و می بینی روز شنبه دوست عزیز و گلمان جناب اسفندیار رحیم مشایی بر روی خبرگزاری فارس (همون فارس دیگه بابا. که در طول سه روز تعطیلات خرداد، سه روز تنبیهی تعطیل زرگری – شوقولانس شد) فرمودهاند: «ايران امروز با مردم آمريکا و اسرائيل (توجه می کنید که اسرائیل نه فلسطین اشغالی) دوست است. هيچ ملتی در دنيا دشمن ما نيست اين افتخار است، و ما مردم آمريکا را از برترين ملت های دنيا می دانيم». اما همین اسفندیار خان هنوز تف دهنت خشک نشده، روز دوشنبه می گوید: «اصلن بحث من اين نبود، شما خبرنگاران هميشه بهدنبال چيزهاي خاصي هستيد و شما اين چيزها را منتقل ميكنيد، عين جمله من در يك بحث كلي، اين بود كه عنوان كردم، امروز بين ملتهاي دنيا، افتخار ملت ايران اين است كه هيچ دشمني ندارد، نه ايران دشمني با ملتي دارد و نه هيچ ملتي در دنيا حتي اسرائيل». یعنی بلخره جناب مشایی با اسرافیل بحث دارند نه اسرائیل. بماند که این داستان را هرچه بمالانید، می مالد.
ولی دنیا که همش رحیم خان و بقول ما فلسطین اشغالی و به قول ایشون «اسرائیل» که نیست. یه عالمه اتفاق های چاق و لاغر دیگه هم افتاده. ایران تو ژنو گذاشته رو میز و گفته: اینه! شیش به علاوه یکم (می دونید که این کشف تازه بود شیش به علاوه یک. بقول یکی از وزارت خارجه ای ها آمریکا از اول تو گروه بود اما تعجب نمی دونم چرا نمی آمد. قدرت خدا!) برای این که کم نیاره اونم شیش تایی گذاشت رو میز و گفت: That’s It!. فل حال همه منتظرند تا ببینند ایران در دو هفته آینده بنا هست چه کار کنه. بعضی ها می گن وقت کشی، بعضی ها می گن فرصت. بعضی ها هم یه چیزهای دیگه که به جد شون می خندن. اما اینم فرصتیه ها نگید ما نگفتیم.
اما قطار زندگی وای که نمیسته. درست مثل قطار مرگ که یهو می بینی توش سواری و حالیت نیست. خسرو شکیبایی نبودنش بدترین خبر هفته پیش بود. زود بود رفت. نه؟ اما می گن تو مراسمش بعضی ها اذیت شدن. ما مردم البته می دونید دیگه به صورت تخصصی زنده کش مرده پرستیم. این هم بماند تا بعد.
در این قسمت برنامه می رسیم به مروری اکتشافات هفته قبل:
رادوان کارادزیچ بعد از سیزده سال فرار دستگیر شد. «می گم ظالم های روزگار کی می خوان پس از هم دیگه درس عبرت بگیرند. چیه؟ واسه چی شما این طوری نگا می کنی مگه شما ظالمی؟».
وزیر نفت گفت؛ توتال در ایران می ماند. «این ممل ما هم نظرش همین بود. کجا بهتر از این جا توتی جان».
برادران علایی فعال در زمینه مبارز با ایدز دستگیر شدند. « آها. ایدز هم رفت تو لیست مصادیق؟».
بررسی تغییر نام خیابان ایتالیا در تهران. «من فک کنم اسمشو بذاریم … بهتره».
و در آخر این که: استفاده از رستوران ها در عربستان با ارائه سند ازدواج ممکن است. «آخ جوون دلم خنک شد. یکی دیگه هم پس هست».
ارسال شده در روز هشتم | No Comments »
خبرنامه اميرکبير: حسن مددی، معاون دانشجويی دانشگاه زنجان، که چندی پيش در پی تلاش برای هتک حرمت يک دختر دانشجو بازداشت شده بود، آزاد شد.
خب که چی ورپریده ها این جوری بر و بر زل زدین به این خبر یه خطی. مگه معاون دانشگاه «دول» نداره ببخشید! «دل» نداره. تازه تقصیر اون چی بوده که این دانشجوی دست نشانده می خواسته تو اتاق این معاون همیشه در صحنه لخت بشه. آزاد شد که شد. تا چشمتون کر دفه بعد احساس پاک و عشقولانه این عزیزان رو هم درک کنید و زود فیلم مستهجن نگیرید که با لایحه جدید حکمش اعدامه. آق پسر!
ارسال شده در حرف های نا مربوط | No Comments »
اون روزها من تو روزنامه توس کار می کردم. اسم این آدم برای من یاد آور دلتنگی های تلخی بود که از بوسنا شروع می شد. گزارش هایی که یادم میاد تو چند بولتن وزارت خارجه می خوندم و وقتی می خواستم چیزی بنویسم پر از اندوه می شدم. حالا رادوان کارادزیچ رو دستگیر کردند و من نمی دونم چرا باز دلم گرفت.
خبر کاملش رو از روی بی بی سی بخونید.
رادوان کاراجیچ رهبر دستگیر شده صرب های بوسنی، در یک درمانگاه طب سنتی در بلگراد پایتخت صربستان کار می کرده است.
مقامات صرب می گویند آقای کاراجیچ روز دوشنبه پس از سیزده سال فرار، توسط نیروهای امنیتی کشور بازداشت شد.
یک وکیل آقای کاراجیچ پیش از این گفته بود که پلیس او را از داخل یک اتوبوس در بلگراد بازداشت کرده است.
دادستان ها گفته اند که رهبر پیشین صرب های بوسنی با استفاده از اسناد جعلی و از طریق طبابت سنتی، زندگی قناعت بخشی به عنوان یک شهروند غیر صرب برای خود فراهم کرده بود.
بر اساس بیانیه ای که از سوی دفتر ریاست جمهوری صربستان منتشر شده، آقای کاراجیچ بر اساس قانون همکاری با دادگاه بین المللی رسیدگی به جرایم جنگی در یوگسلاوی سابق، به این دادگاه در لاهه هلند تحویل داده شده است.
رادوان کاراجیج که به رهبری عملیات نسل کشی مسلمانان بوسنی متهم است، پس از پایان جنگ در بوسنی تحت تعقیب بین المللی قرار گرفت.
ده ها هزار تن در جنگ داخلی بوسنی که از سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۵ در جریان بود، کشته شدند.
این فرمانده صرب های بوسنی متهم به رهبری عملیات کشتار ۷۵۰۰ مرد و پسر نوجوان مسلمان پس از سقوط شهر سربرنیتسا در سال ۱۹۹۵ است.
آقای کاراجیج پس از توافقنامه صلح دیتون در سال ۱۹۹۶ ناپدید شد و سازمان های اطلاعاتی غربی بیشتر از یک دهه در پی او بوده اند.
ارسال شده در تامل, خبر و نظر | 2 Comments »
من از دفاع کردن از خودم نفرت دارم که این کار، کار آدم های سست است. مرد پاک را زندگی و زمان تنها نمیگذارند. زندگی اش از او دفاع و زمان تبرئه اش می کندهرچند سنگ ها را بسته و سگ ها را رهاکرده باشند.
علی شریعتی مزینانی
ارسال شده در تامل | No Comments »
رحيم مشايي در پاسخ به تذكر خبرنگار همشهري كه گفت: عبارت «ملت اسرائيل» و يا «مردم اسرائيل» در ذات خود حامل پذيرش ضمني مليتي به نام مليت اسرائيلي است، توضيح داد: «منظور من اين نبود. منظورم فلسطينيان اسرائيل(!) بود.»
معاون رئيسجمهور در پاسخ به اين موضوع كه شما معاون رئيسجمهور هستيد و حتي اشتباه سهوي و لفظي هم از جانب شما ضريب جهاني پيدا ميكند، تاكيد كرد: «موضع من و احمدينژاد با هم مو نميزند.»
اسفنديار رحيم مشايي كه دقايقي چند، بيش از ساير اعضاي هيأت دولت در محوطه ساختمان شهيد مطهري نهاد رياستجمهوري با خبرنگاران سخن ميگفت و مايل بود بيشتر توضيح دهد، به تذكر خبرنگار همشهري اشاره كرد و گفت: «درست است، بهتر بود به جاي مردم اسرائيل از لفظ ساكنان سرزمينهاي اشغالي استفاده ميكردم.»
ارسال شده در خبر و نظر | No Comments »
آقای اسفندیار رحیم مشایی هم یکی دیگر از اکتشافات معجزه هزاره سوم است. ایشان که انگاری کواکب و جمود و بشر دست به دست هم داده اند تا خرابشان کنند. هی مجبور است از آن بالا بیاید پایین و توضیح بدهد و برگرد دوباره بالا. بیچاره شده الاکلنگ. جریان رقص در ترکیه که یادتان هست؟ فیلمش را هم این پدرسوخته ای اینگیلیسی چش دریده گرفته بودند؟ بعد هم گفتند که این بنده خوب خدا گفته حجاب اجباری نیست و باز عرق شان را در آورده بودند تا ثابت کنند که ایشان از این حرفا نمی زنند که باز داستان این خبرگزاری فارس چش دریده در آمد که ایشان برای ملت اسرائیل نوشابه باز فرمودند. باز هم اسفندیار خان را وادار کردنند چند بار پبرامون عسل بیاناتی مبسوط ذکر کنند:
وي در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه مطرح كرد، چرا در سخنان خود در همايش روز گذشته، بحث دوستي ملت ايران را با همهي ملتها، حتا مردم اسراييل مطرح كرديد؟ اظهار داشت: اصلا بحث من اين نبود؛ شما خبرنگاران هميشه بهدنبال چيزهاي خاصي هستيد و شما اين چيزها را منتقل ميكنيد.
اما رحیم مشایی در پاسخ به مسائل مطرح شده صبح امروز گفت: عين جملهي من در يك بحث كلي، اين بود كه عنوان كردم، امروز بين ملتهاي دنيا، افتخار ملت ايران اين است كه هيچ دشمني ندارد، نه ايران دشمني با ملتي دارد و نه هيچ ملتي در دنيا حتا اسراييل.
—
معلم بد دهن و با محبتی در دوران راهنمایی داشتم که اسمش آقای امیدوار بود. اگر زنده است دست بوسشم و اگر مرده از خدا بالاترین درجات را برایش خواهنم. همیشه می گفت: پسر جان تو که نمی تونی «عسل» بخوری «عسل» می خوری که «عسل» می خوری.
ارسال شده در تامل, خبر و نظر | No Comments »
ارسال شده در عکس | No Comments »
سر به دق کردین مارو، خب آخرش رو بگو خلاصمون کن:
محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران امروز سی تیر در مراسم سالگرد آیت الله مشکینی، رئیس پیشین مجلس خبرگان، گفت: “هر مذاکره ای که انجام می شود، یک گام رو به جلوست.”
پیشتر منوچهر متکی، وزیر امور خارجه ایران نیز حضور آمریکا در این مذاکرات را مثبت ارزیابی کرده بود و ابراز امیدواری کرد که مذاکرات از نظر محتوایی نیز نتیجه مثبتی داشته باشد.
مجتبی ثمره هاشمی، مشاور ارشد رئیس جمهور ایران، مذاکرات ژنو را سازنده خوانده و آن را مثبت و گامی رو به جلو خوانده است.
آقای ثمره هاشمی در مورد حضور دیپلمات آمریکایی گفت: “آمریکا جزء کشورهای پنج بعلاوه یک است که قبلا در این مذاکرات شرکت نمی کرد که این مساله جای سئوال داشت نه این که الان در مذاکرات حضور یافته است.”
مذاکرات ایران و کشورهای پنج بعلاوه یک در ژنو که روز گذشته در ژنو سوئیس برگزار شد به نتیجه خاصی منجر نشد. در پایان آن نشست خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا گفت که جامعه جهانی کماکان منتظر پاسخ ایران به بسته پیشنهادی است.
به دنبال این نشست که برای اولین بار با حضور دیپلماتی از آمریکا برگزار شد، آقای سولانا، مذاکرات انجام شده را سازنده خواند و ابراز امیدواری کرد که طی هفته های آینده، ایران به بسته پیشنهادی پنج بعلاوه یک پاسخ دهد.
ارسال شده در خبر و نظر | No Comments »
آقای شریعت مداری فکر می کنم به نصیحت کسی که گفته، اگر می خواهی همیشه مطرح باشی خلاف آب شما کن گوش شدیدی داده به طوری که اگر دنیا بگویند این سفیده، منتظر باشید که ایشان در سر مقاله خود بنویسند سیاه است. بگویند بوده ایشان بگویند نبوده. بگویند درسته ایشان بفرمایند غلطه. در آخرین اشارت این عزیز احساس جالبی به من دست داد، که به نصیحت دوستان از بیان آن خودداری می کنم.
ایشان برای این ابراز وجود دیگر سر از سودان و تیمور شرقی مانده بود در بیاورند. دنیا می گوید کشتار های چند سال اخیر در سودان نسل کشی و جنایت جنگی بوده لیک ایشان می فرمایند جناب عمر البشیر طیب و طاهر هیچ نقشی در دارفور نداشته است. شانس آوردیم در دوران هیتلر نیستیم.
البته هنر فقط نزد ایشان هم نیست، وزارت خارجه ایران هم تنها دولتی بود که رسمن از رئیس جمهور سودان حمایت کرد.
بی خودی نیست سوء تفاهم می شود.
ظریفی می گفت به نظر می رسد دوستان محکم ته جوال خود بچسبند حمایت از عمر البشیر پیش کش. نمی دانم چرا هر جا شر است یه جایی اش اسم ما باید بیاید.
ارسال شده در تامل, خبر و نظر | No Comments »
اگرچه که این مطلب طولانی است اما بنابر درخواست نویسندگانش آنرا درج می کنم. بلخره این ها بخشی از دغدغه های من هم هست حتا اگر در نگرش هم سو نباشم.
متن اطلاعیه:
به نام خداوند جان و خرد
اعلام نگراني نسبت به نابودي ميراث فرهنگي
بدينوسيله، نگرانی شديد خود را از رويدادهای تلخی که اين روزها در کشورمان رخ داده و گنجينههای باستانی و گرانبهای ميهنمان را يکی پس از ديگری به نابودی میکشد، اعلام نموده و ضمن يادآوري وظيفهي دولت يعني نگهداری و پاسداری از گنجينههای اين سرزمين، از ميان انبوه ويرانیهايی که اين روزها دل هر ايرانی پاکنهادی را به درد آورده است ، پنج پارهي زير را نگرانکنندهتر از همه دانسته و آنها را به آگاهی ملت گرامی ايران میرسانيم:
1. ما از هماهنگیهای انجامشده ميان سازمان ميراث فرهنگي و مديريت بريتيشميوزيوم لندن برای بازگشت – اگرچه موقت – استوانه خشتی کوروش بزرگ (منشور حقوق بشر کوروش) از موزهي بريتانيا به گنجينهي ملی ايران و نمايش همگانی آن، به شدت نگران بوده و از هماکنون دلواپسی ژرف خود را از اين موضوع، به آگاهی همميهنان و نيز همهي نهادهای فعال فرهنگي میرسانيم.
زيرا بر اين باوريم که سازمان ميراث فرهنگي، هرگز کارنامهي روشنی در پاسداری از گنجينههای کشورمان نداشته و ندارد، و برای نمونه همان بس که نتوانسته تا از سنگنوشتهي ارزشمند جزيرهي خارک ، بيش از 199 روز نگهداری نمايد. همچنين هنوز هم مردمِ بزرگوار ايران ، خاطرهي تلخ ربوده شدن «لوح زرين تختجمشيد» از همين گنجينهي ملی ايران و و سپس پخش خبري مبني بر آب کردن آنرا ، از ياد نبردهاند.
2. همانگونه كه كارشناسان غيردولتي از همان آغاز پيشبيني كرده بودند، رطوبت سنجهاي پاسارگاد نمِ بسيار بالايی را پيرامون آرامگاه کوروش بزرگ نشان دادهاند و با آنکه همهي گروههای ميهنپرست، پيش از آبگيری سد سيوند، بارها و بارها درباره اثرات ويرانگر اين آبگيری هشدار داده بودند،ولي هنوز هم- و بر خلاف وعدههاي دادهشده – شاهد اقدام مثبتي براي تخليهي آبهاي آن سد نبودهايم ، تا پس از قطع شمار بالايي درخت منحصر بهفرد و نابودي محوطههاي باستاني تنگِ چشمه (تنگ بلاغي)، دست كم اينك از شدت آسيبهاي پيشِ رو بكاهيم.
3. شنيده ميشود كساني به جرم ويران نمودن سنگنوشتهي جزيرهي خارک دستگير شدهاند. هر چند پيرامون علت دستگيري دستكم يك تن از آنها ابهامهايي وجود دارد ولی در ميان شگفتیِ همگان، منابع رسمی تا كنون به بهانهي امنيتی بودن مسأله، از شناساندن آنها به مردم و روشن شدن علت مسأله سر باز زدهاند. و اين در حالی است که ميدانيم به دليل نفتخيز بودن جزيرهي خارک و دارا بودن تأسيسات نفتی بسيار، هيچکس نمیتواند بدون داشتن پروانه از مسؤولان مربوطه، به آنجا آمدوشد نمايد.
آشكار است كه براي جلوگيري از گسترش شايعات پيرامون اين رويداد – كه چندان خوشايند نيز نبوده و ميتواند اعتماد دوستداران ميراث فرهنگي نسبت به دولت را كمتر نمايد – ضمن بركناري مديريت سازمان ميراث فرهنگي استان بوشهر، شايسته است نتايج پيشرفت پرونده ، گام به گام اعلام گردد.
4. در خبرها آمده است كه در كمال شگفتي بخشي از محوطهي کاخ آپادانای شوش، آن گنجينهی کهن و گرانبهای کشورمان و يادمانِ روزگار داريوش بزرگ، به پيست موتورسواری بدل گشته است. آشكار و بديهي است كه ميبايست ضمن برچيدن چنين وضعيتي، هرچه زودتر حريم آن اثر ارزشمند مشخص و مورد نگاهباني قرار گيرد تا ديگر بار فجايعي همچون تخريب پاي ستونهاي دروازهي شرقي همان كاخ ونيز نابودي كتيبهي خارك را شاهد نباشيم .
5. و باز از خوزستان و ديگر كهنشهر آن، ((اهواز))، خبري دال بر كاوش و رسيدگي به شهر باستانی هرمزداردشير که خود يادگاری 1700 ساله از روزگار ساسانيان و از آثار ثبتِ ملي شدهي آن استان است به گوش نرسيده و نميرسد. ما چنين كوتاهيهايي را تنها و تنها از ناكارآمدي مديريت سازمان ميراث فرهنگي آن استان ميبينيم و خواستار بازبيني در رفتار و عملكرد اين سازمان ميباشيم .
ضمن شادباشِ فرا رسيدن جشن كهن تيرگان و بزرگداشت ياد و نام آرش و همهي سرداران، سربازان، جانباختگان و شهيدان راهِ ميهن، بهويژه شهيدان هشت سال دفاع مقدس، داوری در اين باره و بارههای ديگر را به ملت ايران ميسپاريم . و نيز توجه دولت را به موارد يادشده و پند و اندرزهايي كه ميتواند از شدت دردها بكاهد، جلب ميكنيم.
چو ايران نباشد تن من مباد
تيرماه 1387 خورشيدي
پيشاپيش از همكاريتان سپاسگزاريم.
بنياد دوستداران ميراث فرهنگي افراز (تهران) انجمن فرهنگي بيستون (تهران)
انجمن بارگاه مهر(اصفهان)
انجمن فرپاد (شيراز) انجمن انديشه جوان (اصفهان)
انجمن دوستداران و حافظان خشت خام ( يزد ) كانون دوستداران شاهنامه (توس)
كانون جوانان پاسارگاد (گرگان) گروه جوانان شكوه هخامنشي (خراسان)
جمعيت عصر سبز (يزد) انجمن فرهنگي سرزمين پارس (خراسان)
جمعيت دوستداران ميراث فرهنگي يادگار (يزد) خانه سيمرغ (تهران)
خانه ماوراي جوان (گرگان) اانجمن ديده بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران (تهران )
انجمن كهندژ (همدان) كانون گسترش فرهنگ ايران بزرگ ( اصفهان )
انجمن هخامنشيان (تهران) انجمن دوستداران ميراث فرهنگي و گردشگري امرتات (اصفهان)
انجمن دوستداران ميراث فرهنگي تاريانا (خوزستان) كانون سيمرغ انديشه (نجف آباد)
خانه ادب مهر (اصفهان) كانون فرهنگي لر بختياري ايرانيان
انجمن ايلام شناسي ايران ( تهران ) انجمن فرهنگي كوروش بزرگ و
انجمن اسپادانا ( تهران ) گروهي از فرزندان ايران زمين
ارسال شده در تامل, روزانه | No Comments »
64 ساله. آموخته دانشگاه هنر. هامون یک حادثه برای من برای تو و خیلی های دیگه.
هامون امروز زنده شد. شکیبایی شکیب نکرد.
دلم گرفت.
ارسال شده در خبر و نظر | 4 Comments »
بابا سلام
راستش می دونم اگه بخوای چیزی بگی الان می گی روز پدر دو روز پیش بود نه امروز که بخوای برام نامه بنویسی. اما بابا راستش خیلی درگیر بودم. خیلی، خودت حس می کنی. بابا راستش رو بگم اونقدر غرق شدم تو روزمرگی ها و دویدن ها که اینگار از خودم هم یادم رفته. اما تو می دونی چقدر دوستت دارم. تو می دونی که همیشه با تمام این که من و تو بر سر برداشت ها مون از زندگی اختلاف داشتیم همو دوست داشتیم. من پسر بزرگ بودم، لج باز و تو پدر بودی و دل نگران حتا اگه به زبون نمی آوردی.
یادته وقتی یه باره زدم رفتم جبهه تو زنگ زدی منو از اون وسط ها پیدا کردی. من فکر می کردم به سرم داد بزنی و فحشم بدی اما ندادی. یادته بهم فقط گفتی: پسرم مراقب باش مامانت نگرانته. در حالی که می دونستم تو روزها بود که با مامانم حرف نمی زدی، در حالی که می دونستم تو هیچ اعتقادی به جنگ نداشتی. اما فقط می خواستی مراقب خودم باشم.
بابا
می دونی امروز نه برای روز پدر، که دلم برات تنگ شد نوشتم. انگاری از تو روزهاست که بی خبرم. می خواستم قبل از سفر بیام دیدنت تا دقیقه نود هی گقتم می ذارم آخر. اما آخر نشد که نشد. می دونم که منو می بخشی. مثل همیشه.
می دونی بابا داشتم فکر می کردم کی دیدم که تو گریه کرده باشی. باور می کنی جز اون باری که تو بیمارستان افتاده بودم رو تخت و استخونام خرد و خاکشیر شده بود و یک لحظه چشمام رو باز کردم و تو رو دیدم رو به پنجره گریه می کنی دیگه هیچ وقت ندیدم؟
بابا می دونی دوستت دارم. دلم می خواد این بدونی. همیشه دوستت داشتم حتا وقتی نتونستم باهات درست حرف بزنم. حتا وقتی که فردای شب هفتم آبان ماه که تو سرماخورده بودی و من بعد از چند سفر با بچه ها پاشدم آمدن دیدنت و تو گفتی که دیگه هیچ آرزویی نداری، دیدم دم صبح زیر به ملافه سفید خوابیدی. راستش وقتی پیشانیتو می بوسیدم هیچ وقت صورتت اینقدر سرد نبود.
بابا هیچ وقت هیچ وقت یادم نمی یاد که دوستم نداشته باشی. امروز برای بابا بودنت که خیلی خوب بود دل تنگ شده. برای بغلت که فکر می کردم توش گم می شم.
دوستت دارم. اینو بدون… خیلی دورم نه بابا؟
بزرگترین خیانت ها این است که به دوست خود که تورا راستگو می پندارد دروغ بگویی…
ارسال شده در تامل | 2 Comments »
انگار هر روز آدم باید به جورایی با به خبر بد شروع بشه:
دکتر آرش و کاميار علايی، دو برادر که سال ها در مورد پيشگيری از بيماری ايدز در ايران فعاليت می کردند، سوم تيرماه توسط مقام های امنيتی ايران بازداشت شدند.
لطفن توضیح بدهید برادران اگه ما هم آدم حساب می شیم. ارتباط با بیگانه؟ انقلاب مخملی و نارنجی؟ تشویش ادهان عمومی؟
ارسال شده در تامل | No Comments »